
هدیه
فروغ فرخزاد
(مجموعه ترانهها)

در این مجموعه ترتیب قرار گرفتن ترانهها بر اساس حروف الفبا و نام خواننده است.
یادگار خون سرو
دلا دیدی که خورشید از شب سرد
چو آتش سر ز خاکستر برآورد
زمین و آسمان گلرنگ و گلگون
جهان دشت شقایق گشت ازین خون
نگر تا این شب خونین سحر کرد
چه خنجرها که از دلها گذر کرد
ز هر خون دلی سروی قد افراشت
ز هر سروی تذروی نغمه برداشت
صدای خون در آواز تذرو است
دلا این یادگار خون سرو است
تهران ـ ۱۹ آبان ۱۳۵۸
از مجموعه «یادگار خون سرو»
* * *
یادنامهی «هوشنگ ابتهاج» (سایه)
* * *

از اولین ترانههایی که در آن اشارهای به نشانههای مذهبی شده است، ترانهای با صدای پوران شاپوری بود که میگفت: (ز دامن گلدستهها، در این غروب جانفزا، پیچید صدای «اللهُاکبر»). این اشاره به بانگ اذان از سر گلدسته، و مخصوصا آن «اللهُاکبر» همراه با ساز و آواز و صدای زن، مورد اعتراض جامعهی روحانیت قرار گرفت. دست اندر کاران، دست به کار شدند و آن بخش از ترانه را عوض کردند. شد: (به گوشم از گلدستهها، در این غروب غمفزا! آید صدایی، بانگی دلارا.) که آن را الهه خواند.

اندوهپرست (کاش چون پاییز بودم)
شعر: فروغ فرخزاد
آهنگ: حسینعلی ملاح
تنظیم آهنگ: مرتضی حنانه
خواننده: رامش

به سبز جاودانِ من
(وطن)
سیاوش کسرایی
ادامه خواندن سیاوش کسرایی: به سبزِ جاودانِمن (مجموعه ترانهها)

به من گفتی که دل دریا کُن ای دوست
(دو بیتیهای سیاوش کسرایی)

آیینهی شکسته
هوشنگ ابتهاج (سایه)
(مجموعه ترانهها)

سرگشته
شعر: هوشنگ ابتهاج (سایه)
آهنگ: همایون خرم
تنظیم آهنگ: جواد معروفی
خواننده: حسین قوامی

برف
زردها بیخود قرمز نشدهاند،
قرمزی رنگ نینداختهست،
بیخودی بردیوار.
صبح پیدا شده از آنطرف کوه «ازاکو» اما،
«وازنا» پیدا نیست.
گرتهی روشنی مُردهی برفی همه کارش آشوب
بر سر شیشهی هر پنجره بگرفته قرار،
«وازنا» پیدا نیست.
من دلم سخت گرفتهست از این
میهمانخانهی مهمانکُشِ روزش تاریک،
که به جانِ هم نشناخته انداختهست،
چند تن خوابآلود!
چند تن ناهموار!
چند تن ناهشیار!
سال ۱۳۳۴
* * *
آثار «نیما یوشیج» در سایت «راوی حکایت باقی»
* * *