
در این مجموعه ترتیب قرار گرفتن ترانهها بر اساس حروف الفبا و نام خواننده است.
یادگار خون سرو
دلا دیدی که خورشید از شب سرد
چو آتش سر ز خاکستر برآورد
زمین و آسمان گلرنگ و گلگون
جهان دشت شقایق گشت ازین خون
نگر تا این شب خونین سحر کرد
چه خنجرها که از دلها گذر کرد
ز هر خون دلی سروی قد افراشت
ز هر سروی تذروی نغمه برداشت
صدای خون در آواز تذرو است
دلا این یادگار خون سرو است
تهران ـ ۱۹ آبان ۱۳۵۸
از مجموعه «یادگار خون سرو»
* * *
یادنامهی «هوشنگ ابتهاج» (سایه)
* * *

مهدی اخوانثالث (م. امید) یکی از چند نام ماندگار در شعر و ادبیات معاصر است. در کارنامهٔ هنری او، از سرودن غزل در سبک کلاسیک ، نقد و پژوهش، نویسندگی و اجرای برنامههای ادبی در رادیو، تا نگارش داستان برای نوجوانان دیده میشود، اما بیشتر با شعرهایی که به شیوهٔ نیمایی سروده شناخته شده است.
ادامه خواندن مهدی اخوانثالث در پست و بُلند زندگی

چاره
(شادی نماند و شور نماند و هوس نماند)
مهدی اخوانثالث
(صدای شاعر)
ادامه خواندن مهدی اخوان ثالث: چاره (صدای شاعر)

باز کُن پنجره را، دخترکم فصل بهارست
به کناری بزن این پردۀ غمگین دلآزار
باز کُن پنجره را
تا زند دختر خورشید، بر این غمکده لبخند
تا وزد موج نسیمی به من از دامن دربند
تا دمد نور سپیدی به تو، از سینۀ البرز
تا رسد عطر دلاویز گل از سوی دماوند
باز کن پنجره را فصل بهار است
باغ، بیدار شد از خواب دی و بهمن و اسفند
***
ادامه خواندن مهدی سهیلی: باز کُن پنجره را، فصل بهار است

گرچه اینجا از بهار میهنی
سرزمین سرد غربت خالی است
میشود اما به عشق آن بهار
در هوای عید و فروردین نشست
از همین جا میشود با گوش دل
بانگ مرغان بهاری را شنید
میشود گلهای دشت و خانه را
از همینجا، از همینجا بو کشید
ادامه خواندن به استقبال بهار میهنی

بنبست
کلام و دکلمه: ایرج جنتیعطائی
آهنگ ترانه و تنظیم: بابک بیات
ترانهخوان: داریوش اقبالی
ادامه خواندن ایرج جنتیعطایی: بنبست (صدای شاعر)

عمران صلاحی را بیشتر در مقام نویسنده و پژوهشگری در حوزهی طنز میشناسند. در چند مجموعه شعری که از او به چاپ رسیده اما سرودههایی را میخوانیم که در فضایی دور از طنز، جلوهی دیگری از شخصیت و توان ادبی او را نشان میدهد.
ادامه خواندن عمران صلاحی: به تو (صدای شاعر)