
در آن سالهای دور نه فقط تلفنهای دستی دوربیندار نبود تا در هر زمان و مکان و موقعیتی بتوان عکس گرفت و درجا نتیجه را دید و به رؤیت دیگران رساند؛ که مثل سالهای بعد از آن، هر کسی هم دوربین عکاسی نداشت. پس در مناسبتهای مهمی چون نامزدی و ازدواج، یا تولد فرزند و دیدار با دوست و عزیزی از خانواده که هر از چندی میسر میشد، لباسهای نو بر تن، کفش و کلاه میکردند و به یکی از عکاسخانههای شهر میرفتند و در کنار هم عکسی به یادگار میگرفتند. نمونهاش همین عکس محمدحسین شهریار، با پژمان بختیاری که هر دو شاعر و از دوستان هم بودند. کودک حاضر در عکس به احتمال زیاد مریم دختر کوچکتر استاد شهریار است.
* * *

در تاریخ فرهنگ و ادبیات ما از دیدار دو ادیب و اندیشمند یا اولین ملاقات شاعرانی که ارادتی به هم داشتهاند؛ داستانهایی وجود دارد که برخی مثل دیدار شمس تبریزی و مولانا بیشتر به افسانه میماند و پارهای هم مثل ملاقات ابوعلی سینا و ابوسعید ابوالخیر که محتوایش همچنان راز سر به مُهر است!
ادامه خواندن حکایت دیدار نیما یوشیج به روایت استاد شهریار

در دیوان اشعار شهریار چند قطعه هم وجود دارد که او در پاسخ به نامههای دوستان یا دوستدارانش سروده است. از آن جمله دو شعر با عنوان «جواب نامهی دختری به نام مینو» یکی با مطلع (رسید قاصدِ کوی وفا، کبوتر مینو / رساند نامهی مهر و محبتآور مینو) و دیگری با مطلع (باز پیکم نامه از کوی یار آورده است / باز نقشی دلنشین از آن نگار آورده است)
ادامه خواندن شهریار: شهد شعر (صدای شاعر)

«یاد جوانی» غزلی از استاد شهریار است که سالی پیش با آهنگی از پشنگ کامکار و تنظیم ارسلان کامکار و صدای استاد علی نصیریان بازیگر نامآشنای سینما و تئاتر اجرا شد. نسخهای تصویری هم از این ترانه در اینترنت موجود است. در جعبه موسیقی این صفحه پیش از شروع ترانه همین غزل را با صدای شهریار بشنوید.
ادامه خواندن شهریار: یاد جوانی (صدای شاعر) ـ علی نصیریان

شهریار ترانهسرا نبود. اما دستی به ساز داشت. سهتار میزد و گاهی هم برای دل خودش میخواند. ضبط و ردی از صدای ساز او در دست نیست، صدای آواز خواندنش اما در مصاحبهای از او با دکتر صدرالدین الهی ضبط و به یادگار مانده است.
ادامه خواندن این «شهریار» است که میخواند!

شما هم حتما ضربالمثل «المعنی فی بطن الشاعر» را شنیدهاید. لغتنامهی دهخدا در توضیح آن نوشته: «در جایی استعمال کنند که معنی بیتی یا عبارتی خوب دریافته نشود» این را گفتم که به بیتی در شعری از سرودههای «شهریار» اشاره کنم. هر چند که او در اشعارش زبانی روان دارد و در معنا از گنگ و نامفهوم بودن دور است.
ادامه خواندن «شهریار» و لذتِ «شیر و شکر» در آن «کوچهی مأنوس»

«. . . شهریار یه شعری داره به اسم «در جستجوی پدر» که میگه: «دلتنگِ غروبی خفه بیرون زدم از در، در دست گرفته مچ دستِ پسرم را» بعدش خودش میگه: «دخترم بود! اینجا روی قافیهی شعر گفتم پسرم» من شروع اون شعر را ازش وام گرفتم، حالت رسانندهای داره. خانه دلتنگِ غروبی خفه بود.»
● شعر «تاسیان» سرودهی «ابتهاج» متن ـ صدای شاعر [+]
● شعر «در جستجوی پدر» سرودهی «شهریار» متن ـ صدای شاعر [+]
* * *
یادنامهی «هوشنگ ابتهاج» (سایه)
* * *

ز نوای مرغ یاحق بشنو که در دل شب
غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهریارا
(بهمن ۱۳۱۶)
ادامه خواندن شهریار: علی ای همای رحمت (خط شاعر و تاریخ سرایش)