
در هفت آسمان چو نداری ستارهای
ای دل کجا روی که بُوَد راه چارهای
حالی نماند تا بزنی فالی ای رفیق
خیری کجاست تا بکنی استخارهای
هر پارهٔ دلم لبِ زخمیست خونفشان
جز خون چه میرود ز دل پارهپارهای
از موجخیز حادثهها مأمنی نماند
کشتی کجا برم به امیدِ کنارهای
دیدار دلفروز تو عمر دوباره بود
اینک شبِ جدایی و مرگ دوبارهای
از چین ابروی تو دلم شور میزند
کاین تیغِ کج به خونِ که دارد اشارهای
گر نیست تاب سوختنت گرد ما مگرد
کآتش زند به خرمن هستی شرارهای
در بحر ما هر آینه جز بیم غرق نیست
آن به کزین میانه بگیری کنارهای
ای ابرغم ببار و دل از گریه باز کن
ماییم و سرگذشتِ شبِ بیستارهای
تهران اردیبهشت ۱۳۶۶
هوشنگ ابتهاج (ه. الف. سایه)
* * *
یادنامهی «هوشنگ ابتهاج» (سایه)
* * *

بر شیشههای پنجره آشوب شبنم است.
ره بر نگاه نیست تا با درون درآئی و در خویش بنگری
* * *
آثار «احمد شاملو» در سایت «راوی حکایت باقی»
* * *

یکنفر در آب میخواند شما را
موج سنگین را به دست خسته میکوبد
آثار «نیما یوشیج» در سایت «راوی حکایت باقی»
* * *

ای فسانه! خسانند آنان
که فرو بسته ره را به گلزار
خس، به صد سال توفان ننالد
گل، ز یک تندباد است بیمار
ادامه خواندن نیما یوشیج: فسانه (مجموعه ترانهها)

در اینجا چار زندان است
به هر زندان دوچندان نقب
در هـر نقب چنـدین حجـره
در هر حجره چندین مرد در زنجیر
* * *
آثار «احمد شاملو» در سایت «راوی حکایت باقی»
* * *

خانهام آتش گرفتهست، آتشی بیرحم
همچنان میسوزد این آتش
* * *
متن سروده، اجرای محمدرضا شجریان همراه با دکلمهٔ شاعر
* * *

آی آدمها که بر ساحل بساط دلگشا دارید!
نان به سفـره، جامـهتان بر تن؛
یک نفر در آب میخواند شما را
* * *
آثار «احمد شاملو» در سایت «راوی حکایت باقی»
* * *