روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد
و مهربانی دستِ زیبایی را خواهد گرفت
احمد شاملو «افق روشن» را ۷۰ سال پیش در چنین روزی (پنجم تیرماه ۱۳۳۴) برای کامیار شاپور سرود. کامیار، فرزند فروغ فرخزاد و پرویز شاپور، و در آن سال پسرکی ۳ ساله بود. یادشان شاد و یادمان باشد. (افق روشن را در اینجا بخوانید.)
فاطمه اختصاری از شاعران مطرح غزل پست مدرن در ایران است. «بیست و هشت» که با نام «تهران» هم شناخته میشود در مجموعه اشعار «منتخبی از شعرهای شاد به همراه چند عکس یارگاری» [نشر نیماژ ۱۳۹۴] به چاپ رسیده است. این شعر بعد از انتشار در اجرایی با صدای شادی امینی شناختهتر شد و مورد توجه قرار گرفت. در فایل شنیداری زیر اجرای ترانهای و کلیپی از خوانش این سروده را با صدای فاطمه اختصاری در گفتگوی او با فرشته ملکفرنود در اینستاگرام بشنوید و ببینید.
بیست و هشت (تهران)
تهران و بوی ذرّت مکزیکی و غروب
تهران و چند خاطرهی افتضاح و خوب
تهران و خطّ متروی تجریش تا جنوب
این شهر خسته را به شما میسپارمش
تهرانِ سکته کردهی از هر دو پا فلج
تهرانِ وصلهپینه شده با خطوط کج
تهرانِ تاهمیشه ترافیک تا کرج
این شهر خسته را به شما میسپارمش
من روزهای خونی و پر التهاب را
من سطلهای سوختهی انقلاب را
بر سنگفرش کهنه بساط کتاب را
بوسیدم و برای شما جا گذاشتم
من خِشّ و خِشّ ِ رفتگر از صبح زود را
سیگار بهمن و ریهی غرق دود را
من هر که عاشقم شده بود و نبود را
بوسیدم و برای شما جا گذاشتم
بلوار پر درخت «ولیعصر» تا «ونک»
نوشابههای شیشهای و تخمه و پُفک
کابوسهای هر شبه از درد مشترک
یک روز میرسد که فراموش میشوند
تنهاییام نشسته میان اتاقها
بر بیستوهشت سالگیام جای داغها
گریه نمیکُنم . . . همهی اتّفاقها
یک روز میرسد که فراموش میشوند
* * *
● ویدئوی اجرای شادی امینی در یوتیوپ را (در اینجا ببینید.)
● گفتگوی کامل فاطمه اختصاری و فرشته ملکفرنود در اینستاگرام را (در اینجا ببنید.)
دکتر پرویز ناتل خانلری در مقام شاعر بیشتر با شعر عقاب که به صادق هدایت تقدیم شده بود بهیاد میآوریم. قصیدهی عقاب در ۸۱ بیت، دو ماه بعد از سرایش آن در نشریهی مهر بهچاپ رسید. (مجله مهر، آبان ۱۳۲۱، سال هفتم، شماره ۲، صفحه ۱۰۹ تا ۱۱۲)
امروز (دهم اسفند ماه) در سالروز تولد «نصرت رحمانی» مجموعهای از شعرخوانیهای او به همراه چند ترانه که بر اساس سرودههایی از او اجرا شده را بشنوید. یاد نصرت رحمانی شاد باد و یادمان باشد.
چنین روزی (۳۰ بهمنماه) در ۵۰ سال پیش بود که «ایرج جنتیعطایی» ـ ترانهسرای معاصر ـ «تا گُلِ سرخ شدن» را سرود. و آن، فردای روز تیرباران «خسرو گلسرخی» و «کرامت دانشیان» بود.
«کبرا نام خواهر مُردهام بود که شناسنامهاش را باطل نکرده بودند و شناسنامه را برای من گذاشتند. مادر مریم صدایم میکرد. پدر زهرا میخواندم. زمان رقصندگی شهلا میگفتندم. در سینما شهرزاد شدم؛ حالا زیر شعرهایم مینویسند: م ـ شهرزاد.» (برگرفته از مقدمه کتاب با تشنگی پیر میشویم)