
رضا براهنی شاعر، نویسنده و منتقد معاصر و از پایهگذاران کانون نویسندگان ایران؛ و همچنین در دورهای نیز رئیس انجمن قلم کانادا بود.

رضا براهنی شاعر، نویسنده و منتقد معاصر و از پایهگذاران کانون نویسندگان ایران؛ و همچنین در دورهای نیز رئیس انجمن قلم کانادا بود.

مهدی اخوانثالث «آواز کرک» را در فروردین سال ۱۳۳۵ سروده است. این شعر از سوی شاعر به «صادق چوبک» نویسندهٔ معاصر پیشکش شده؛ و اولین بار در همان سال [۱۳۳۵] در مجموعهٔ «زمستان» بهچاپ رسیده است.

امروز (۲۴ اسفند ماه) سالرروز تولد اسنفدیار منفردزاده است. او از معدود هنرمندانی است که هم در خاطرات نسل پیش جایگاهی ارجمند دارد و هم مورد علاقه و احترام نسل جوان امروز است. این یادداشتها مربوط به یازده سال پیش و بهانهی نوشتن آنها هفتادمین سالگشت تولد او بود.

داود مقامی را شاید خیلیها بهجا نیاورند. او بیش از نیمقرن پیش (سال ۱۳۵۰) در چنین روزی (۲۲ اسفند ماه) در سن ۳۳ سالگی به بیماری سرطان مغز درگذشت. در مقایسه با دیگر خوانندگان درگذشتهی معاصر اما از این خوانندهی ترانههای مردمی چندان یادی نمیشود. گفتم «تا نگویند که از یاد فراموشانند.» مجموعهای از سی و چند ترانهای که خوانده را با علاقمندان این گونه از ترانه و صدای او به اشتراک بگذارم. تا چه قبول افتد و در نظر آید.

بسته دام (چه شود)
شعر: حسین گلگلاب
آهنگ: علینقی وزیری
خواننده: روحانگیز
زندهیاد حسین گلگلاب را بیشتر با سرود ماندگار «ای ایران» به یاد میآوریم. او اما شعر حداقل بیست ترانه بر آهنگهایی از ساختههای کلنل علینقی وزیری را سروده است. تصنیف «بستهی دام» با صدای روحانگیز یکی از آن آثار است. سالها بعد این ترانه با صدای خوانندگان مختلف بازخوانی شد و در صحنههایی از فیلم «پلهی آخر» به کارگردانی «علی مصفا» و بازی «لیلا حاتمی» مورد استفاده قرار گرفت.
چه شود گر فکنی بر من مسکین نگهی
تو مهی بر آسمانی و منم خار رهی
روی خویش از عاشقان جانا مکُن هرگز نهان
نور ماه از آسمان تابد بر اطراف جهان
به دست تو تیر جفاست ای صنم
نشانهی تیر تو کیست، آن منم
نخواهم از دام تو رَست بیخطر
دمی بر این بستهی دام کن نظر
ای گلعذارم، بُردی قرارم،
دست از تو هرگز من برندارم
با همه جور تو من در ره دیگر نروم
بستهام در دام صیاد که دگر من نشوم
چون کنون از جان خود من شستهام دست ای حبیب
کی مرا بیمی بود از جور و از کید رقیب
گذشته در راه تو موج از سرم
بگو کز این پرده که روی آورم
خوش آنکه اندر ره دوست جان دهد
به راه عشق آنچه نکوست آن دهد
آن روی مهوش،
آن موی دلکش،
یکباره افکند بر جانم آتش
* * *

امروز (۱۵ اسفند) بنا بر تقویم ایرانی «روز درختکاری» است. این سنت خوب و امر واجب در کشورهای دیگر جهان هم اجرا میشود منتها در تقویم آنها روزهای دیگر از سال است. ما اینجا اما به این بهانه ترانههای بر اساس آن شعر معروف حافظ را میشنویم که گفت: «درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد»


و اما اگر شنیده باشید قبلا این ترانه در چند اجرای متفاوت دیگر ضبط و در سایتهای مختلف ایرانی پخش شده بود. معروفترین آنها، اجرای «حامد فولادقلم»، که به همراه بازخوانی چند ترانۀ مشهور دیگر در آلبومی با نام «راز» منتشر شد. علت شهرت این اجرا شاید یکی هم پخش این شایعه که گفته میشد صدای زنی که در این ترانه همخوانی میکند صدای «گلشیفته فراهانی» بازیگر مشهور سینمای ایران است.
اجرای دیگری هم از این ترانه وجود دارد که میگویند با صدای «شهاب حسینی» بازیگر سینما و تلویزیون است. حالا اینکه چقدر این گفتهها موثق و یا انتساب اجرای ترانهها به این دو بازیگر تا چه اندازه درست است را نمیدانم ولی شک نکنید اجراهایی که تا به امروز از ترانۀ «شهزادۀ رویایی» منتشر شده از روی نمونهای است که چهل و چند سال پیش در یکی از فیلمفارسیهای سینمای ایران خوانده شده است.
در مقایسۀ نمونههای قدیمی و موجود از این ترانه بهنظر میرسد نسخۀ اول این ترانه «چه رویایی» نام داشت. ابیات متین و شعر خوشایند آن از سرودههای «بیژن ترقی» بود و موسیقی وزین و خوشآهنگ آن در بیات اصفهان از ساختههای «مهندس همایون خرم» که «یاسمین» خوانندهای مشهور در دوران خود در اجرایی دلنشین آنرا خواند که از رادیو ایران پخش شد. (در جعبۀ موسیقی پایین این اجرا را خواهید شنید)
ولی نکتهای هم هست و نباید از نظر دور داشت، و آن اینکه بهقول «اسفندیار منفردزاده» آهنگساز نامآشنا در موسیقی فیلم که خود در جوانی چند سالی عضو ارکستر جوانان رادیو ایران بود:
«پیش از انقلاب ترانههائی که بهوسیله آهنگسازان رادیو برای فیلمهای فارسی ساخته میشد اگر اشعار آن ترانهها از نظر «شورای شعررادیو ـ دکتر نیرسینا و دیگران» مقبول بود، پس از نمایش و گاهی همزمان با نمایش فیلمها، به رادیو ایران نیز واگذار میشد و دستمزد دومی هم دریافت میکردند. اما آنگاه که اشعارترانهها قابل پخش از رادیو نبود، آن اشعار با تغییراتی کلی یا کوچک دوباره اجرا و پخش میشد.
پس اجرای اول و اصلی این ترانه با صدای خانم عهدیه برای فیلم «دالاهو» بود که مطابق معمول با سلیقه «شورای شعررادیو»، ضمن دستکاری شعر برای اجرای دوم با صدای خانم یاسمین برای پخش از رادیو انجام شد. و ناگفته نماند که همۀ اجراها با شعر آقای بیژن ترقی همراه است.» (نقل از ایمیل توضیحی اسفندیار منفردزاده به راوی این حکایت)
فیلم «دالاهو» (نام کوهی در استان کرمانشاهان) که ترانۀ «شهزادۀ رویایی» در آن اجرا شده فیلمی بود رنگی، ساختۀ «رشید یاسمی» که بازیگران اصلی آن «بهروز وثوقی» و «فروزان» (پروین خیربخش) بودند. فیلم بهره گرفته از طبیعت و مناظر پر دار و درخت منطقۀ کوهستانی دالاهو، و البته به سنت فیلمهای فارسی آن ایام همراه با صحنههای رقص و آواز، مورد استقبال واقع شد. این فیلم در سال ۱۳۴۶ بهنمایش درآمد.
مخصوصا ترانههایی که در آن اجرا شده بود در میان عامۀ مردم جا افتاد و در خاطرهها ماند. از آن جمله ترانهای با صدای «هایده» و یکی هم همین ترانۀ «شهزاده رویایی» با صدای «عهدیه» که در آن روزگار شناختهترین صدای آواز برای بازیگر اول زن بود، آنچنانکه «ایرج» شاخصترین صدا برای آوازخوانیهای آرتیستۀ فیلم.
«شهزادۀ رویایی» که عهدیه در فیلم «دالاهو» خواند و «فروزان» آنرا لب زد اما با آنچه که «یاسمین» خوانده بود تفاوتهایی در کلام و معنا داشت. آهنگ آن که «بیات اصفهان» بود با یک «والس سهضربی» ادغام شده و کلام شعر از شکل کتابت به زبان محاوره در آمده بود. «بهروز وثوقی» هم مثل «تارزان» که از کودکی در کوه و کمر بزرگ شده، با تنپوش و تنبانی از پوست پلنگ، «شهزادۀ رویایی» فیلم بود که از دیدن قر کمر «فروزان» رم میکرد و پا به فرار، در پس و پشت درخت و بوتهها از نظر گم میشد.
بگذریم و سرتان را درد نیاورم. در سایت «یوتیوپ» کلیپهایی از این فیلم هست. اگر کسی مایل بود میتواند در آنجا بیابد و ببیند. گرچه بهگمان من بنده که راوی این حکایت باشم خوانندگانی که در این سالهای اخیر، ترانۀ «شهزادۀ رویا» را اجرا کردهاند اگر سنشان به دیدن خود فیلم دالاهو در چهل و چند سال پیش قد ندهد ـ که نمیدهد ـ لابد سری به یوتپوپ زده و از روی دست این نمونه مشق کردهاند. چون در تمام اجراها غیر از زبان محاوره در اجرای «عهدیه»، یکی هم همین شاهزادۀ زرینکمر ماجراست که در نمونۀ اصلی دارد با اسب سفیدش «از کوه و کمر میرود» و در نسخههای بازخوانی شده همین شازده با همان اسب دارد «از کوه و کمر میآید».
فعلا این چند نمونه را در اجراهای متفاوت (از پاپ گرفته تا اپرا) با صدای خوانندگان مختلف در جعبۀ موسیقی پایین میگذارم تا بشنوید. متن شعر ترانه را از روی اجرا با صدای «یاسمین» پیاده کردم تا علاقمندان بتوانند با نمونههای دیگر آن مقایسه کنند و اختلاف و تفاوتها را ببینند و دریابند.
دیدم به خواب وقت سحر
شهزادهای زرین کمر
نشسته بر اسب سفید
میرود از کوه و کمر
میرفت و آتش به دلم میزد نگاهش
میرفت و دیدم که بود چشمم به راهش
ترسم دلم رسوا شود
دریا شود این دو چشم پر آبم
تا آنکه در بیداریام پیدا شود آنکه آمد به خوابم
شهزادۀ رویای من شاید تویی
آنکس که روزی در برم آید تویی
از خواب نوشین ناگه پریدم
دردا که دیگر او را ندیدم بهخدا
جانم رسیده از غصه بر لب
بس آه سوزان از دل کشیدم بهخدا
. . .
. . .
برگشت به فهرست آثار مهندس «همایون خرم»
* * *

گاهی تشویق کسی میتواند زندگی و آیندهی شغلی او را رقم بزند. نمونهاش خانم فاطمه معتمد آریا بازیگر نامآشنای تئاتر و سینمای ایران. سال ۱۳۵۳ نورالدین زرینکلک انیمیشنی به نام «اتلمتل توتوله» برای «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» میسازد.

نادر نادرپور ترانهسرا نبود، گرچه کلام یکی دو ترانهی نه چندان معروف از او است و ترانههایی بر اساس سرودههای او توسط خوانندگان مختلف خوانده و اجرا شده است. او را بیشتر با اشعارش بهیاد میآوریم و البته صدای رسایش در سخنوری و دکلمهی سرودههایش.

امروز (۲۸ بهمنماه) صد و بیست سال از تولد صادق هدایت میگذرد. در یادمان او مجموعهای از چند عکس همراه با شرح آنها و خاطرهای شنیدنی از علاقهی این نویسنده به موسیقی را در اجرایی رادیویی بشنوید.
از صادق هدایت در این سایت:
● صادق هدایت در لباس بالماسکه
● بودن، یا نبودن: مسئله این است!
● صادق هدایت: دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۰۷
● طرح «آهوی تنها» به قلم صادق هدایت
● گربهٔ کوچک ایرانی من! (نامهٔ ترز به صادق هدایت)
● دیدار به قیامت. ما رفتیم و دل شما را شکستیم. همین!
● «از گوشت سگ حرومترت» از تقدیمنامههای صادق هدایت به دوستانش
● صادقهدایت و موسیقی (خاطرهای شنیدنی به قلم «مهدی اخوانثالث»)
● قصهی «سنگ صبور» با صدای: بهروز وثوقی، موسیقی: اسفندیار منفردزاده
● مهدی اخوانثالث (م. امید) روی جادهی نمناک (مرثیهای برای صادق هدایت)
* * *