سیما بینا: مجنونم کردی (گلهای صحرایی ۸)

سیما بینا مجنونم کردی

مجنونم کردی
گلهای صحرایی ۸
شعر: محلی
آهنگ: جواد معروفی
خواننده:‌ سیما بینا

مجنون نبودوم، مجنونم کردی یار
از شهر خودوم بیرونوم کردی یار

کدوم کوه و کمر بوی تو داره یار
کدوم ماه جلوه روی تو داره
همون ماهی که از قبله زند فریاد
نشون از طاق ابروی تو داره

مجنون نبودوم، مجنونم کردی
از شهر خودوم بیرونوم کردی یار

الا دختر که موهای تو بوره یار
به حموم می‌روی راهِ تو دوره
به حموم می‌روی زودی بیایی یار
که اتیش بر دلوم مثل تنوره

مجنون نبودوم، مجنونم کردی
از شهر خودوم بیرونوم کردی یار

ستاره در هوا نقش زمینه یار
خودوم انگشترو یاروم نگینه
خداوندا نگهدار نگین باش یار
که یار اول‌و آخر همینه

مجنون نبودوم، مجنونم کردی
از شهر خودوم بیرونوم کردی یار

* * *

مرضیه: مشک‌ فروش

مرضیه مشک فروش

مشک فروش
شعر و ملودی: علی‌اکبر شیدا
تنظیم آهنگ: بزرگ لشگری
خواننده: مرضیه

ای مُشک‌فروشِ سرِ بازار!
مجنون‌صفتی می‌گُذرد، دست نگهدار!
ریزه ریزه، ریزه بالا ریزه
ریزه ریزه ریزه بالا ریزه
دستاش کوچیکه! وای کوچیکه! نمی‌تونه بریزه
پاهاش کوچیکه! وای کوچیکه! نمیتونه گریزه
آی دست کوچولو، پا کوچولو،‌ موهات تو مُشتم
عاشقت که شدم نمی‌شه که کُشتم

اگه یار منی،‌ ریزه ریزه، بالا ریزه
گرفتار منی، ریزه ریزه، بالا ریزه

ای شوخِ پریوش کجایی!؟
آخر تو هم مونس این کلبه‌ی مایی
تا کی بکِشم آه!؟
از دستِ تو ای ماه
بیدار منم، خواب تویی باز
در خواب خوشی، باز کُنی ناز

گر بر تو رسم بوسه زنم بر رُخ ماهت
عاشقت منم با یک نگاهت
چرا رنجم دهی!؟ ای جفاکار، ای جفاکار
اگر دور از منی، ای خطاکار، ای خطاکار

* * *
کار و کسب و مشاغل در ترانه‌های ایرانی

* * *

اسماعیل ستار زاده: گلی

اسماعیل ستار زاده گلی

گلی
شعر و آهنگ: محلی
خواننده: حسن ستار زاده

* * *
مجموعه‌‌ای از نام دختران در ترانه‌های ایرانی

* * *

گوگوش: دختر فراشباشی

گوگوش دختر فراشباشی

دختر فراشباشی
شعر و آهنگ: محلی خراسانی
خواننده: گوگوش

سیاهی چشم تو را کفتر نداره
کیه که عشق تو را بر سر نداره
همون سینه بلوری که تو داری
غزال‌های کوه چهل‌دختر نداره
عزیزم برگِ بیدی، برگِ بیدی
از اون چشمای سیات دارم امیدی

بیا ای بی‌وفا! با ما وفا کُن
اگر ترکت کنم لعنت به ما کُن
اگر ترکت کنم از بی‌وفایی
بکش خنجر سرم از تن جدا کُن

دختر فراشباشی، با پیرهنای خِش‌خِشی
عشوه و ناز می‌فروشی، عاشقتو می‌کُشی

اگر تو لطفی می‌کردی چه می‌شد
از اون حسن جمالت کم نمی‌شد
اگر تو لطفی می‌کردی به عاشق
به فردای قیامت گُم نمی‌شد

دختر فراشباشی، با پیرهنای خِش‌خِشی
عشوه و ناز می‌فروشی، عاشقتو می‌کُشی

اگر از در زنی مو، از بام آیم
اگر هر دم زنی مو، هر شام آیم
دو پایم را ببُرّن گر تا به زانو
به سینه‌خیز بیایم مو، بی‌وفایم

دختر فراشباشی، با پیرهنای خِش‌خِشی
عشوه و ناز می‌فروشی، عاشقتو می‌کُشی

*‌ * *

اسماعیل ستار زاده: دختر فراشباشی

ستارزاده دختر فراشباشی

دختر فراشباشی
شعر: محلی
خواننده: اسماعیل ستار زاده

سیاهی چشم تو را کفتر نداره
کیه که عشق تو را بر سر نداره
همون سینه بلوری که تو داری
غزال‌های کوه چهل‌دختر نداره
عزیزم برگِ بیدی، برگِ بیدی
از اون چشمای سیات دارم امیدی

بیا ای بی‌وفا! با ما وفا کُن
اگر ترکت کنم لعنت به ما کُن
اگر ترکت کنم از بی‌وفایی
بکش خنجر سرم از تن جدا کُن

دختر فراشباشی، با پیرهنای خِش‌خِشی
عشوه و ناز می‌فروشی، عاشقتو می‌کُشی

اگر تو لطفی می‌کردی چه می‌شد
از اون حسن جمالت کم نمی‌شد
اگر تو لطفی می‌کردی به عاشق
به فردای قیامت گُم نمی‌شد

دختر فراشباشی، با پیرهنای خِش‌خِشی
عشوه و ناز می‌فروشی، عاشقتو می‌کُشی

اگر از در زنی مو، از بام آیم
اگر هر دم زنی مو، هر شام آیم
دو پایم را ببُرّن گر تا به زانو
به سینه‌خیز بیایم مو، بی‌وفایم

دختر فراشباشی، با پیرهنای خِش‌خِشی
عشوه و ناز می‌فروشی، عاشقتو می‌کُشی

*‌ * *