
عکسهایی که به دست هنرمند عکاس «هادی شفائیه» از «نیما یوشیج» ثبت شده است، برای بسیاری از ما چشمآشنا و شناختهشده است. این تصویر را نیما به رسم یادگار در تاریخ سیزدهم خردادماه سال ۱۳۳۴ برای هادی شفائیه (عکاس و مدیر استودیو هادی) امضاء کرده است.

عکسهایی که به دست هنرمند عکاس «هادی شفائیه» از «نیما یوشیج» ثبت شده است، برای بسیاری از ما چشمآشنا و شناختهشده است. این تصویر را نیما به رسم یادگار در تاریخ سیزدهم خردادماه سال ۱۳۳۴ برای هادی شفائیه (عکاس و مدیر استودیو هادی) امضاء کرده است.

نیمایوشیج را بیشتر بهعنوان «شاعر» میشناسیم، گرچه او چند داستان برای بزرگسالان و شعر و قصهٔ کوتاه برای کودکان هم نوشته است. از دیگر هنرها به نقاشی علاقه داشته و چند طرح و نقاشی از او نیز به یادگار مانده است. یکی از آن چند، همین طرحیست که با مداد از روی عکسی قدیمی از خودش کشیده است. به نظرم آن عکس (دیماه ۱۳۱۳) باید این عکسی باشد که اینجا [+] گذاشتهام.
ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود
نی نام ز ما و نه نشان خواهد بود
در این یادداشت میخواهیم از نماها و نمادهایی بنویسیم که ما و شما و بسیاری دیگر با دیدن آن، خیام را در نیشابور، ابوعلی سینا را در همدان و حافظ را در شیراز میبینند.
از بناهای ایستاده بر مزار این چهرههای تابناک علم و ادب و هنر ایران. همان بناهایی که خیلی از ما در کنار آنها به نشانۀ حضور و دیدار آرامگاه این بزرگان عکسی به یادگار گرفتهایم، ولی هیچگاه از خودمان و یا متولی آن بارگاه نپرسیدهایم: مهندس و طراح این بنا و نما کیست و از کجاست؟
نام ابوعلی سینا و خیام را کمتر کسی است که نشنیده باشد. شما یکی که آنها را حتما، و خوب به جا میآورید. ولی طراح و سازندۀ بنای آرامگاه آنان را هم میشناسید؟ همان بناهایی که هزاران عکس و فیلم و طرح و تصویر نقاشی شده از آنها در صدها کتاب و سایت و کارت پستال به چاپ رسیده و موجود است؟

محض رضای خدا به فکر فرزندان خود باشید و ذخیره زندگی و آتیهی جگرگوشگان خود را تامین نمایید! برایشان فرش بخرید که نسل اندر نسل باقی میماند.!
[آگهی شرکت جهان فرش در روزنامه اطلاعات، چهارشنبه، اول دیماه ۱۳۳۳]

با تمام اشکهایم . . .
(چشمه خون)
شعر: فریدون مُشیری
آهنگ: رهام سبحانی
خوانندگان: حسن شرقی و هاله سیفیزاده
«گروه موسیقی بیداد»

«اشکی بر گذرگاه تاریخ»از سرودههای مشهور زندهیاد فریدون مشیری است. اجرایی بر این سروده را با صدای «سینا سرلک» بر آهنگی از ساختههای خانم «صهبا مُطلبی» بشنوید!

نشستیم و به مهتاب و شب روشن نگه کرديم
و شب شط علیلی بود
یادنامهٔ «مهدی اخوانثالث» در این سایت
* * *

در هفت آسمان چو نداری ستارهای
ای دل کجا روی که بُوَد راه چارهای
حالی نماند تا بزنی فالی ای رفیق
خیری کجاست تا بکنی استخارهای
هر پارهٔ دلم لبِ زخمیست خونفشان
جز خون چه میرود ز دل پارهپارهای
از موجخیز حادثهها مأمنی نماند
کشتی کجا برم به امیدِ کنارهای
دیدار دلفروز تو عمر دوباره بود
اینک شبِ جدایی و مرگ دوبارهای
از چین ابروی تو دلم شور میزند
کاین تیغِ کج به خونِ که دارد اشارهای
گر نیست تاب سوختنت گرد ما مگرد
کآتش زند به خرمن هستی شرارهای
در بحر ما هر آینه جز بیم غرق نیست
آن به کزین میانه بگیری کنارهای
ای ابرغم ببار و دل از گریه باز کن
ماییم و سرگذشتِ شبِ بیستارهای
تهران اردیبهشت ۱۳۶۶
هوشنگ ابتهاج (ه. الف. سایه)
* * *
یادنامهی «هوشنگ ابتهاج» (سایه)
* * *

شعر و دکلمه: شهیار قنبری
آهنگ: اسفندیار منفردزاده
ترانهخوان: شهیار قنبری

چهارم اردیبهشت ماه مصادف است با سالگشت تاسیس اولین ایستگاه رادیو به سال ۱۳۱۹ در ایران. میانسالگان ما از رادیو و برنامههای مخلتف آن خاطرههای بسیار دارند. روزگاری که رادیو جایگاهی خاص در گذر ایام و روزهای ما داشت.