
«شهیار قنبری» اما در قحط سال صداها، خود ترانهای از سرودههایش را میخواند. «مرا نترسان دوست» اول بار در مجموعۀ سروده ـ دکلمههای او بهنام «یک دهان آواز سرخ» بهشکل نوار کاست منتشر شد. چند سالی بعد با آهنگی از ساختههای «منفردزاده» در مجموعۀ «اگر همه شاعر بودند» همراه با دکلمۀ سرودههای تازهترش، این شعر را هم بهشکل ترانه با صدای خود خواند. [+]
ادامه خواندن شهیار قنبری: مرا نترسان دوست (دکلمه ـ ترانه)

ترانۀ «تو بارونی، تو آفتابی» اولین کار مشترک «اسفندیار منفردزاده و مینا اسدی» است که در سال ۱۳۵۱ با صدای «رامش» اجرا شد و در شکل صفحه، توسط کمپانی «آهنگ روز» به بازار آمد. «مینا اسدی»، در بارۀ این ترانه نوشته است:
ادامه خواندن حکایت ترانهی «تو بارونی، تو آفتابی» رامش

نماز
ترانهخوان: رامش
شعر ترانه: شهیار قنبری
آهنگساز: اسفندیار منفردزاده
ادامه خواندن رامش ـ نماز (فریدون فروغی)

شاید باور نکنید، اما حقیقت دارد. ریشهی سرود «بهاران خجستهباد! به ایالت «کاتانگا» در کشور «کنگو» میرسد. امروز حتی تاریخ دقیق جوانهزدن این سرود را از آن ریشه میدانیم. دقیقا ۶۲ سال پیش در چنین روزی (سهشنبه ۲۷ دی ۱۳۳۹) روزی که «پاتریس لومومبا» رهبر جنبش ملی کنگو در آفریقا را در اسید حل کردند!
ادامه خواندن «سرود بهار» برای پاتریس لومومبا

ایرانی است و هزار و یک هنر! و یک از آن هزار، همانا سرودن شعر است و طبع شاعری او. همۀ ما، از مرد و زن، چه باسواد و کمسواد، در گذشتهامان لابد بیت شعری موزون از خود سروده و یا حتما در آینده روزی خواهیم سرود!
ادامه خواندن سرایندۀ شعر سرود «بهاران خجستهباد!» را یاد باد!

میدانیم که بسیاری سرایندۀ شعر سرود «بهاران خجستهباد!» را «کرامت دانشیان» میپندارند. دلیل آن همین که این سرود را اولین بار از زبان او شنیدهاند. حتی در نشریات مختلفی که در سال اول بعد از انقلاب منتشر شد، بر بالای متن چاپ شدۀ ابیات این سروده، مینوشتند: «سرودهای از کرامت دانشیان». و چه بسا این باور و برداشت عموم مردم از مطالعۀ همان نشریات سرچشمه گرفته باشد.
ادامه خواندن بهاران خجستهباد! (کرامت دانشیان)

«اسفندیار منفرد زاده» که خود نیز در رابطه با پروندۀ «خسرو گلسرخی» توسط «ساواک» دستگیر و مدتی را در زندان اوین گذرانده بود، با سابقۀ درخشانی که به عنوان آهنگساز، هم در سینما و هم در خلق ترانههای که به «ترانۀ معترض» شهرت یافت، در واقع کسی است که سرود «بهاران خجستهباد» را به شکلی که امروز میشنویم خلق و ماندگار کرد.
ادامه خواندن بهاران خجستهباد! (روایت اسفندیار منفردزاده)

و اما حکایت این سرود کوتاه، از قرار بلندتر از آنی است که ما نوشتیم و شما خواندید. همانطور که نوشتیم هالهای از حدس و گمانهایی که در اینجا و آنجا بوده و آمده نیز، چهرۀ تابناک و روشن این سرود را در پردۀ شک و ابهام پوشانده که از آنها درمیگذریم.
روایت دیگری اما در این باره وجود دارد که آن نیز به قلم «عباس سماکار» در کتاب «من یک شورشی هستم» به چاپ رسیده است.
ادامه خواندن بهاران خجستهباد! (روایت عباس سماکار)

سنگسار
کلام: اردلان سرفراز
ترانهخوان: رامش (آذر مُحبی)
آهنگ ترانه: اسفندیار منفردزاده
ادامه خواندن رامش ـ سنگسار
اسفندیار منفردزاده را بعد از موسیقی متن فیلمهایش با ترانههایی که آهنگش از ساختههای اوست و بیشتر بر سرودههای ترانهسرایان معاصری چون شهیار قنبری میشناسیم. این ترانه با صدای شکیلا بر غزلی از شمس تبریزی (مولوی) ـ گرچه چندان شناختهشده نیست ـ نشان از تنوع کارها و توانایی این آهنگساز هنرمند دارد.
ادامه خواندن اسفندیار منفردزاده ـ شکیلا: نمیدانم