
ریرا
نیما یوشیج

هنگام که گریه میدهد ساز
نیما یوشیج
ادامه خواندن نیما یوشیج: هنگام که گریه میدهد ساز (مجموعه ترانهها)

تاسیان
هوشنگ ابتهاج (سایه)
خانه دلتنگ غروبی خفه بود
مثل امروز که تنگ است دلم
پدرم گفت: چراغ
و شب از شب پُر شد
من به خود گفتم: یک روز گذشت
مادرم آه کشید
زود برخواهد گشت
ابری آهسته به چشمم لغزید
و سپس خوابم بُرد
که گمان داشت که هست اینهمه درد
در کمینِ دلِ آن کودک خُرد؟
آری آن روز چو میرفت کسی
داشتم آمدنش را باور
من نمیدانستم
معنیِ «هرگز» را
تو چرا بازنگشتی دیگر؟
آه ای واژهی شوم
خو نکردهست دلم با تو هنوز
من، پس از، اینهمه سال
چشم دارم در راه
که بیایند عزیزانم
آه . . .
* * *
یادنامهی «هوشنگ ابتهاج» (سایه)
* * *

بهانه
سرودۀ: سیاوش کسرائی
دکلمۀ شعر از: فخری نیکزاد
آهنگ ترانه: جواد معروفی
ترانهخوان: عهدیه [بدیعی]
برنامۀ گلهای تازه شماره ۱۵، اسفند ۱۳۵۱

دلم هوای آفتاب میکُند
سروده: سیاوش کسرایی
موسیقی: نوید دهقان
آواز خوان: سالار عقیلی