هوشنگ ابتهاج: تاسیان (صدای شاعر)

هوشنگ ابتهاج تاسیان

تاسیان
هوشنگ ابتهاج (سایه)

خانه دلتنگ غروبی خفه بود
مثل امروز که تنگ است دلم
پدرم گفت: چراغ
و شب از شب پُر شد
من به خود گفتم: یک روز گذشت
مادرم آه کشید
زود برخواهد گشت
ابری آهسته به چشمم لغزید
و سپس خوابم بُرد

که گمان داشت که هست این‌همه درد
در کمینِ دلِ آن کودک خُرد؟
آری آن روز چو می‌رفت کسی
داشتم آمدنش را باور
من نمی‌دانستم
معنیِ «هرگز» را
تو چرا بازنگشتی دیگر؟

آه ای واژه‌ی شوم
خو نکرده‌ست دلم با تو هنوز
من، پس از، این‌همه سال
چشم دارم در راه
که بیایند عزیزانم
آه . . .

* * *
یادنامه‌ی «هوشنگ ابتهاج» (سایه)

* * *

سیاوش کسرایی: بهانه (مجموعه ترانه‌ها)

سیاوش کسرایی بهانه

بهانه
سرودۀ: سیاوش کسرائی
دکلمۀ شعر از: فخری نیکزاد
آهنگ ترانه: جواد معروفی
ترانه‌خوان: عهدیه [بدیعی]
برنامۀ گلهای تازه شماره ۱۵، اسفند ۱۳۵۱

ادامه خواندن سیاوش کسرایی: بهانه (مجموعه ترانه‌ها)