
از مشهورترین اشعار نیما یوشیج یکی هم سرودهٔ «تو را من چشم در راهم» است. تقریبا در تمام شعرخوانی از سرودههای نیما که به بازار آمده است خوانش این شعر وجود دارد. جملهٔ «تو را من چشم در راهم» را بر تابلوهای هشدار به رانندگان در خروجی بزرگراههای اغلب شهرهای ایران دیدهایم. و شاید حتی بر شیشه و سپر پشت اتوبوسهای مسافربر و کامیونهای باربری. از اینروست که این جمله، و آن شعر برای بسیاری از ما آشنا است.
ادامه خواندن نیما یوشیج: تو را من چشم در راهم (مجموعه ترانهها)

تصاویری که از «نیما یوشیج» به دست هنرمند عکاس «هادی شفائیه» ثبت شده است، برای بسیاری از ما چشمآشنا و شناختهشده است. ماجرای اولین عکسی که او از این شاعر نامآشنا گرفت را اما شاید کمتر کسی شنیده یا به یاد داشته باشد. حکایت مربوط به ثبت این عکس و عاقبت آن را به روایت خود عکاس بخوانید.
ادامه خواندن حکایت اولین عکس «نیما یوشیج» به روایت «هادی شفائیه»

برف
زردها بیخود قرمز نشدهاند،
قرمزی رنگ نینداختهست،
بیخودی بردیوار.
صبح پیدا شده از آنطرف کوه «ازاکو» اما،
«وازنا» پیدا نیست.
گرتهی روشنی مُردهی برفی همه کارش آشوب
بر سر شیشهی هر پنجره بگرفته قرار،
«وازنا» پیدا نیست.
من دلم سخت گرفتهست از این
میهمانخانهی مهمانکُشِ روزش تاریک،
که به جانِ هم نشناخته انداختهست،
چند تن خوابآلود!
چند تن ناهموار!
چند تن ناهشیار!
سال ۱۳۳۴
* * *
آثار «نیما یوشیج» در سایت «راوی حکایت باقی»
* * *

شرححال نیمابوشیج بقلم خودش
در شماره فردا صبح آژنگ نیمایوشیج شرح حال خود را نوشته است.
ادامه خواندن شرح حال نیما یوشیج به قلم خودش!