دلکش: ثمر گلها

دلکش ثمر گلها

ثمر گلها
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: محمد شیرخدایی
خواننده: دلکش

ز نسیم سحر خبر آمد
که سیاهی شب به سر آمد
تو که می‌ز‌ده‌ای، چه نشستی
که سپیده زد و سحر آمد
به سوی بُستان شو

به بساط چمن نظری کُن
که چه تازه‌گُلی بدمیده
که لطافت دانه‌ی شبنم
به طراوت او نرسیده
چو غنچه خندان شو

زآن پیوندِ نوین
کاندر گلها زده شد
بنگر که چه زیبا گُلی آمد به چمن
هر بلبلی از گُلشنی آمد به سخن

ساقی به گردش آور
جام جهان‌نما را
مطرب ترانه‌خوان کُن
ساز طرب‌فزا را
زینت شده گلشن ز مبارک ثمری
دلها شده شادان ز سرور دگری
. . .
. . .

*‌ * *
معینی کرمانشاهی، شاعر ترانه‌های ماندگار

* * *

دلکش: تنهای تنها مانده‌ام

دلکش تنهای تنها مانده ام

تنهای تنها مانده‌ام
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: دلکش

در زیرِ سقفِ آسِمان
در گوشه‌ی این آشیان
چون طایرِ بی‌خانمان
تنهایِ تنها مانده‌ام

هر آتشی روشن شود
دودش به چشمِ من رَوَد
دور از دیار و دودِمان
تنهایِ تنها مانده‌ام

نه آشِنایی، نه دلستانی
نه غمگساری، نه همزبانی
چون رفتگانِ بی‌نشان
تنهایِ تنها مانده‌ام

به یادِ تو این ناله‌ها می‌کُنم من
شکایت ز تو با خُدا می‌کُنم من
چون قطره باران، کز ابر نیسان
افتد به بحری بی‌کران
تنهایِ تنها مانده‌ام

(هرچه گشتیم در این شهر نبود اهلِ دلی
که بداند غمِ دلتنگی و تنهاییِ ما)

چه می‌شد اگر بی‌وفا بودم
بسانِ تو دیر آشِنا بودم
نه دیگر به غم مبتلا بودم
نه شمعی که پروانه‌اش باشم
نه عشقی که دیوانه‌اش باشم
رفتی تو و من در جهان
تنهایِ تنها مانده‌ام

* * *
«معینی کرمانشاهی»، شاعر ترانه‌های ماندگار

* * *

دلکش: تا هستم بیا

دلکش تا هستم بیا

تا هستم بیا
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: دلکش

من از کوی تو پا دگر نمی‌کشـم
سویِ دیگران بال و پر نمی‌کشـم
اگر ساقی‌ام مَـه شـود به جایِ تو
من از جامِ او باده سر نمی‌کشـم

در آسِمانِ فکرِ من مهـری، ماهی
ز چهره پرده برفکن گاهی گاهی

تو مرا ز دستِ خود آسان دادی
ز کفِ خود گوهری ارزان دادی
ز تو دل گر برگیرم، به خدا من می‌میرم
تو نباشی اگر، به کُجا بروم به کُجا بروم

تو مرا ز دستِ خود آسان دادی
ز کفِ خود گوهری ارزان دادی
تو که با مِهرم خواندی، ز چه با قهرم راندی
به سرایِ تو من به سر آمده‌ام، به چه پا بروم

ز آن ترسم زمانی تو بیایی که نباشم
آن‌دَم لب ز محبّت بِگُشایی که نباشم
تا هستم بیا، بیا، بیا، بیا
ز وفایت تا سرمستم بیا، بیا، بیا، بیا
به امیدت تا بِنشستم بیا، بیا، بیا، بیا

* * *
«معینی کرمانشاهی»، شاعر ترانه‌های ماندگار

* * *

دلکش: بازگشته

دلکش بازگشته

بازگشته
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: دلکش

امید جانم ز سفر باز آمد
شکر دهانم ز سفر باز آمد

عزیز آن که بی‌خبر
به ناگهان رود سفر
چو ندارد دیگر دلبندی
به لبش ننشیند لبخندی
چو غنچه‌ی سپیده‌دم
شکفته شد لبم ز هم
که شنیدم یارم باز آمد
ز سفر غمخوارم باز آمد

همچنان که عاقبت
پس از همه شب بدمد سحر
ناگهان نگار من
چنان مه نو آمد از سفر
من هم پس از آن دوری
بعد از غم مهجوری
یک شاخه‌ی گل بُردم به برش
دیدم که نگار من
سر خوش ز کنار من
بگذشت و به بر یار دگرش

وای از آن گُلی که دست من بود
خموش و یک جهان سخن بود
گُل که شُهره شد به بی‌وفایی
ز دیدن چنین جدایی
ز غصه پاره پیرهن بود

پانویس:
ترانه‌ «بازگشته» را می‌توان مُکمل یا پیوستی بر ترانه‌ی «سفر کرده» دانست. آن ترانه نیز اثر مشترک این سه هنرمند است. [در اینجا بشنوید!]

* * *
«معینی کرمانشاهی»، شاعر ترانه‌های ماندگار

* * *

دلکش: غم رسوایی

دلکش غم رسوایی

غم رسوایی
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: دلکش

دلکش: هوسهای دل

دلکش هوسهای دل

هوسهای دل (ترکِ هوس)
آهنگ: جواد لشگری
شعر: بهادر یگانه
خواننده: دلکش

* * *
ترانه‌شناسی «جواد لشگری»

* * *

دلکش: قسمت من

دلکش قسمت من

قسمت من
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: علی تجویدی
خواننده:‌ دلکش

سر به صحراها زدم من
بر هوس‌ها پا زدم من
رنج پیش و کم ندارم
مست عشقم غم ندارم
قسمـت من هم از این
دورِ فـلک آزادگی شد
حالت من هم مشوّش
با غمِ دلدادگی شد

رنج پیش و کم ندارم
مست عشقم غم ندارم

قامت آزاده‌ی من
پیش گردون خم نشد
روی خاک افتادم اما
از وقارم کم نشد

هر کسی آرام خواهد
عیش و نوش و کام خواهد
قسمت من هم از این
دورِ فـلک آزادگی شد
حالت من هم مشوّش
با غمِ دلدادگی شد

رنج پیش و کم ندارم
مست عشقم غم ندارم
. . .

* * *
«معینی کرمانشاهی»، شاعر ترانه‌های ماندگار

* * *