
الماس
شعر: عبدالله الفت
آهنگ: هوشنگ سپهری
ای چشم تو رخشانتر از الماس بَدَخشان
ای سینهی سیمین تو آیینهی رَخشان
آوردهام الماس بدخشان ز برایت
بستان و بر آن سینهی چو آیینه بنشان
دیشب که به اشک من خندیدی و رفتی
گلهای عشق مرا چیدی و رفتی
من بر تو جوانی را بخشیدم و رفتم
بر من دریغا نبخشیدی و رفتی
تو پریشانشده گیسو سر آشنا نداری
غم حال ما نداری
تو مگر خدا نکرده خبر از خدا نداری
دانه دانه اشکم ریزد بر دامانت
قطره قطره می مینوشم از چشمانت
دارم چشمی گریان برای تو
لرزد قلبم از نغمههای تو
* * *

چرا رفتی!؟
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: همایون خُرم
خواننده: پروین
* * *
در رهگذر عمر با ترانههای «تورج نگهبان»
* * *

بیابان تا بیابان
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: همایون خرم
خواننده: پروین

همینم که هستم
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: رضا ناروند
خواننده: پروین
ی
اگر عاشقم، اگر آتشم
اگر آتشی چنین سرکشم
همینم که هستم ای دل
خوشا عارفانه دنیای من
خوشا عاشقانه رویای من
از این باده مستم ای دل
فسانهیی بودم، دیوانهام ای دل ای دل تو کردی
از عالم و هستی بیگانهام ای دل، ای دل تو کردی
اگر عاشقم، اگر آتشم
اگر آتشی چنین سرکشم
همینم که هستم ای دل
خوشا عارفانه دنیای من
خوشا عاشقانه رویای من
از این باده مستم ای دل
شب آمد و ای آنکه از عاشق جدایی
ترسم خدا ناکرده امشب هم نیایی
به روی خود نمیآری که مرغی در قفس داری
ز عهدی که بستم ایدل، پشیمان پشیمان شدم من
من آن سرو تُهیدستم که از آزادگی مستم
به روزی نشستم ای دل که سر در گریبان شدم من
* * *
ترانهشناسی «رضا ناروند» در این سایت
* * *

لیلا
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: همایون خرم
خواننده: پروین
* * *
نام «لیلا» در ترانههای ایرانی
* * *

مستم کن، خوابم کن
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: همایون خرم
خواننده: پروین
آتش زن بر جانم، شمعم کُن، آبم کُن
چون زلفِ بیتابَت از غم بیتابم کُن
باز امشب در هجرت بیدارم بنشاندی
فریاد از بیداری! مستم کُن، خوابم کُن
بیخوابم، بی تابم؛ بازا ای جان
میسوزم، میسازم، سوزم بنشان
آتش زن بر جانم، شمعم کُن، آبم کُن
چون زلفِ بیتابَت از غم بیتابم کُن
باز امشب در هجرت بیدارم بنشاندی
فریاد از بیداری! مستم کُن، خوابم کُن
بنشان بر دامنم، در هجران ننشانم
قدر وصلت را من میدانم میدانم
آتش زن بر جانم، شمعم کُن، آبم کُن
چون زلفِ بیتابَت از غم بیتابم کُن
باز امشب در هجرت بیدارم بنشاندی
فریاد از بیداری! مستم کُن، خوابم کُن
بیوفا از عاشقی افسانه کم گو
قصهها از این دل دیوانه کم گو
بنشان بر دامنم، در هجران ننشانم
قدر وصلت را من میدانم میدانم
* * *

شکوههای من
(کُشتی و رفتی)
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: همایون خرم
خواننده: پروین
در بر تو گریهکُنان آمدم و «برو، برو» گفتی و رفتی
مرا کُشتی و رفتی
بیخبر از سوز دل خونشدهام، به من برآشفتی و رفتی
مرا کُشتی و رفتی
باورم نمیآمد به این زودی چنین بیوفا شوی
ز عاشق جدا شوی
من هم از خدا خواهم
تو هم روزی شوی عاشق و چو من
به غم مبتلا شوی
در بر تو گریهکُنان آمدم و «برو، برو» گفتی و رفتی
مرا کُشتی و رفتی
بیخبر از سوز دل خونشدهام، به من برآشفتی و رفتی
مرا کُشتی و رفتی
به چشم من قامت چو سرو تو هر لحظه قیامت کُند
چه بعد از این جور فلک تاب من شکستهقامت کند؟
در بر تو گریهکُنان آمدم و «برو، برو» گفتی و رفتی
مرا کُشتی و رفتی
بیخبر از سوز دل خونشدهام، به من برآشفتی و رفتی
مرا کُشتی و رفتی
این آتش دل بیقرارم ای آشنای دردم ندیده رفتی
دردا که عاقبت چون کبوتر از آشیان سردم پریده، رفتی
* * *
معینی کرمانشاهی، شاعر ترانههای ماندگار
* * *

پیک سحر
شعر: کریم فکور
آهنگ: همایون خرم
خواننده: پروین
یک نفس ای پیک سحری
بر سر کویش کُن گذری
گو: به فغانم، به فغانم، به فغانم
ای که به عشقت زنده منم
گفتی از عشقت دم نزنم
من نتوانم، نتوانم، نتوانم
من، غرقِ گناهم، تو، عُذرِ گناهی
روز و شبم را تو که مهری، تو که ماهی
چون باده به جوشم، در جوش و خروشم
من سرِ زلفت به دو عالم نفروشم
همه شب بر ماه و پروین نگرم
مگر آید رُخسارت بر نظرم
چه بگویم، چه بگویم، چه بگویم زین راز
من همین بس که مرا کس نبود دمساز
. . .
* * *

تصویری در خیال
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: همایون خرم
خواننده: پروین
عشق من برتر از اندیشه خود
در خیال از تو بتی ساختهام
دادهام پیکر زیبای تو را
آنچنان جلوه که نشناختهام
چون دریا طوفانزا، دو چشمت آفریدم
سیهنقشی از شبها، ز گیسویت کشیدم
به لبهای تو نقشی برتر از افسانه دادم
ز مینا مستی، از گُل، رنگ و بو در آن نهادم
به خیالی که بودهام، بُتِ خود را ستودهام
گر دیدی خستهجان شدم، ناتوان شدم
در پیات به سر، هر طرف دویدم
پیِ آن نقش آرزو، همه جا رو نمودهام
من از جان میپرستم آن، نقشِ جاودان
کز تو در خیال خود آفریدم
* * *
پیکر تراشی و بتشکنی در ترانههای ایرانی
* * *

پیام آشنا
شعر: کریم فکور
آهنگ: همایون خُرم
خواننده: پروین