در دههی پنجاه نادر ابراهیمی را بزرگترها با سریال «آتش بدون دود» میشناختند، جوانترها با مجموعه داستانهای کوتاه او، نوجوانان با «سفرهای دور و دراز هامی و کامی» که از تلویزیون پخش میشد؛ و کودکان با کتابهای قصهای که کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان از او منتشر کرده بود.
خلاصه کتاب:
وقتی به نقشهای روی قالیها نگاه میکُنید، دنیای زیبایی پر از رنگ و گل و شادی، پرندههای زیبا با بالهای رنگین، آهوان و گوزنها و درختان . . . میبینید و این همه بر روی یک قالی به میهمانی اطاق شما میآیند. اما داستان اینهمه نقشهای زیبا چیست و از چه زمانی به سوی قالیها پر کشیدند و در دل تار و پود اینها نشستند. در این کتاب، نویسنده به کمک تصاویر شاد و زیبا قصهٔ «نقشهای قالی» را برای شما حکایت میکُند.
خلاصه کتاب:
صدها سال پیش در یکی از شهرهای خراسان پهلوان بزرگی زندگی میکرد به نام پوریای ولی که نه تنها در خراسان، بلکه در سراسر ایران بزرگ آن روزگار شهرت داشت. مردم به پاس مهربانی و جوانمردیش او را بسیار دوست میداشتند و او را مربی اخلاقی انسانی هم میدانستند. در این زمان، پهلوانی جوان و کوهپیکر از سیستان برای کشتی گرفتن با پوریای ولی به خراسان آمد. این خبر به او رسید و او قبل از دیدار جوان سیستانی به مسجد رفت تا نماز بگزارد. در آنجا صدای پیرزنی را شنید که دعا میکرد و از خداوند میخواست تا به پسرش نیرویی دهد تا در کُشتی با پهلوان بزرگ خراسان پیروز شود. . .
نام کتاب: پهلوان پهلوانان
نویسنده: نادر ابراهیمی
تصویرگر: علیاکبر صادقی
موضوع: داستان
گروه سنی: ج (سالهای چهارم و پنجم دبستان)
د (دوره راهنمایی)
قیمت:
تعداد صفحات: ۲۷ صفحه
قطع کتاب: ۲۴ × ۲۴ سانتیمتر
تاریخ چاپ اول: ۱۳۵۲
چاپ دوم: ۱۳۹۴
شمارگان چاپ: ۲۵۰۰۰۰ نسخه
کتاب برگزیده از سوی «آکادمی المپیک» همایش فردوسی و اخلاق پهلوانی ۱۳۸۴
جایزهی بزرگ جشنوارهی کتاب کودک کنکور نوما، ژاپن سال ۱۹۷۸
«بزی که گم شد»، قصۀ یک بز طلا، یک پیرمرد، و گروه بزرگی از مردم است.
پیرمرد، بز طلا را پنهان نگه میدارد و به هیچکس نشان نمیدهد.
یکروز، بُز ناپدید میشود.
پیرمرد، پی بُز میگردد، به امید آنکه پیدایش کند.
مردم، از وجود بُز باخبر میشوند و میکوشند که آنرا بیابند و تصاحب کنند.
مردم، بُز را همچون هوا، آب، و طلا، از آن همه میدانند. و پیرمرد، گمان میکند که بُز فقط مال اوست، و بعد . . .
برگرفته از: پشت جلد صفحۀ «بُزی که گُم شد» از مجموعۀ صدا برای کودکان.
بزی که گم شد
نویسنده: نادر ابراهیمی
تصویرگر: یوتا آذرگین
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ۱۳۵۰
خلاصه کتاب:
روزگاری در روستایی، پیرمردی زندگی میکرد که یک بُز داشت که به هیچ کس نشانش نداده بود؛ چون که بُزش دندان طلا و سُم طلا، پشمش مثل نخ طلا، ریشش سفید، چشمش سیاه، شاخش بلند و پیچیده و رنگ حنا بود. یک روز که پیرمرد از صحرا برگشت، دید در خانهاش باز است و از بُز طلا هم خبری نیست. پیرمرد با غصه و غم راه افتاد توی ده تا سراغ بزش را از مردم بگیرد، اما همه از سؤال او تعجب می کردند، تا اینکه . . .
مشخصات کتاب:
نام کتاب: بُزی که گم شد
نویسنده: نادر ابراهیمی
تصویرگر: یوتا آذرگین
موضوع: داستان
گروه سنی: ج (سالهای چهارم و پنجم دبستان)
قیمت: ۴۰ ریال
تعداد صفحات: قطع کتاب: ۲۴ × ۲۴ سانتیمتر
تاریخ چاپ اول: ۱۳۵۰ نوبت چاپ دوم: ۱۳۵۷ شمارگان چاپ: ۳۷۰۰۰ نسخه
خلاصه کتاب:
هزارها سال پیش نبود، صدها سال پیش هم نبود، همین چند سال پیش بود که پلنگی به جنگل بزرگ و قشنگ ما آمد و زندگی هزاران هزار پرنده و ما سنجابها را آشفته کرد. او شروع به خوردن سنجابها و پرندهها کرد. یکی از سنجابها به او دشنام داد و پس از آن، خود مجبور شد از جنگل بزرگ بیرون برود. او به سنجابهای دیگر گفت:«من میروم، اما یادتان باشد که شما هم نمیتوانید در کنار این پلنگ، به خوبی و خوشی زندگی کنید.»
سنجاب کوچولو به جنگل دیگری رفت، اما جنگلها دستشان در دست هم بود و او را به خود راه ندادند. او به بیشهها رفت، اما باد خبرچین، خبر دشنام او را به پلنگ در همه جا پخش کرده بود. سنجاب کوچولو، مدتها سرگردان شد، تا اینکه . . .
خلاصه کتاب: در گوشهای از این سرزمین دهکدهای بود که در آن باغی کوچک و قشنگ با درختی بلند به نام سرو، و باغ دیگری، کنار جوی آب، با درخت بزرگی به نام چنار وجود داشت. در این دهکده، پرندهی کوچک و قشنگی هم به نام «چرخ ریسک» که نامهرسان بود. یک سال، دهکدهی آرام، پُر از کلاغ شد و آرامش آنجا بههم خورد.
با آمدن کلاغها، خبرچینی شایع شد و دروغ رواج گرفت و کمکم دوستیها به جدایی و دشمنی تبدیل شد. صدای صادق و مهربانِ چرخ ریسک در انبوه قارقار کلاغها گم شد و او هیچ چارهای ندید جز اینکه بهسوی سیمرغ، بر فراز بلندترین قلهی کوه برود و از او یاری بخواهد.
در دهکدهی زندگی، هر سال کلاغها میآیند و دوستیها میروند. چگونه میتوان به سیمرغ دست یافت؟