گوگوش: کولی

گوگوش کولی

کولی
ترانه‌سرا: اردلان سرفراز
آهنگساز: حسن شماعی‌زاده
تنظیم‌کننده: واروژان
خواننده: گوگوش
ضبط: زمستان ۱۳۵۲
انتشار: نوروز ۱۳۵۳

شب من، پنجره‌ای بی‌فردا
روز من، قصّه‌ی تنهایی‌ها
مانده بر خاک و اسیر ساحل
ماهی‌ام، ماهی دور از دریا

هیچ‌کس با دل آواره‌ی من
لحظه‌ای همدم و همراه نبود
هیچ شهری به منِ سرگردان
در دروازه‌ی خود را نگشود

کولی‌ام، خسته و سرگردانم
ابر دلتنگِ پُر از بارانم!

پای من، خسته از این رفتن بود
قصّه‌ام، قصّه‌ی دل کندن بود
دل به هر کس که سپردم، دیدم
راهش افسوس، جدا از من بود!

صخره ویران نشود از باران
گریه هم عقده‌ی ما را نگشود
آخر قصّه‌ی من، مثل همه
گم شدن در نفس باد نبود

روح آواره‌ی من، بعد از من
کولی در به در صحراهاست
می‌رود بی‌خبر از آخر راه
همچنان مثل همیشه تنهاست

کولی‌ام، خسته و سرگردانم
ابر دلتنگِ پُر از بارانم!

نام این ترانه، خود بارِ جاده‌های بی‌پایان سرگردانی و جستجوی بی‌انتهای آدمی را بر دوش می‌کِشد. “کولی” ادامه‌ی قصّه‌ی منِ همیشه مسافر در امتداد آن “جاده”ای است که به ناکجا رسید. “جاده”ای که هنوز در من و با من است و پس از من هم مرا در تداومی ابدی تکرار خواهد کرد.

♫  LP Cover  ♫

* * *

گوگوش: بمون تا بمونم

گوگوش بمون تا بمونم

بمون تا بمونم
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: حسن شماعی‌زاده
تنظیم: آندرانیک آساطوریان
خواننده: گوگوش

همصدای خوبم، بخون تا بخونم
عمرِ من تو هستی، بمون تا بمونم
یه جا ابره آسمون، یه جا پُر از ستاره
یه جا آفتابیه آسمون، یه جا می‌باره
بی‌تو اما همه جا ابری و غم گرفته‌اس
ابرِ آسمون یه قطره بارونم نداره

تو اگه باشی، آسمون صافه
غصه‌ها پُشتِ کوهِ قافه
با تو من بهارم
بی‌تو شوره‌زارم
وقتی هستی خوبم
وقتی نیستی بی‌تو یه قابِ شکسته رو دیوارم

اون‌ورِ دنیا شبه، این‌ورِ دنیا روزه
یه‌جا خورشید خاموشه، یه‌جا داره می‌سوزه
بی‌تو اما شب و روز فرقی با هم نداره
تو چشمای منتظرم سیاهی موندگاره

تو اگه باشی ابرا می‌بارن
دشتای خالی پُر گُل میشن
با تو من بهارم
بی‌تو شوره‌زارم
وقتی هستی خوبم
وقتی نیستی بی‌تو یه قابِ شکسته رو دیوارم

♫  LP Cover  ♫

* * *

گوگوش: دو پنجره

گوگوش دو پنجره

دو پنجره
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: حسن شماعی‌زاده
خواننده:‌ گوگوش

به: پلِ همیشه جاری صدا و ترانه تا ابدیت: وارژان

توی یک دیوار سنگی
دو تا پنجره اسیرن
دو تا خسته دو تا تنها
یکیشون تو، یکیشون من

دیوار از سنگِ سیاهه
سنگِ سرد و سختِ خارا
زده قفل بی‌صدایی
به لبای خسته‌ی ما

نمی‌تونیم که بجنبیم
زیرِ سنگینیِ دیوار
همه‌ی عشق من و تو
قصه هست قصه‌ی دیوار، آه . . .

همیشه فاصله بوده
بین دستای من و تو
با همین تلخی گذشته
شب و روزای من و تو

راه دوری بین ما نیست
اما باز اینم زیاده
تنها پیوند من و تو
دست مهربونِ باده

ما باید اسیر بمونیم
زنده هستیم تا اسیریم
واسه ما رهایی مرگه
تا رها بشیم می‌میریم، آه . . .

کاشکی این دیوار خراب شه
من و تو با هم بمیریم
توی یک دنیایِ یگه
دستای هم‌و بگیریم

شاید اونجا توی دلها
دردِ بیزاری نباشه
میونِ پنجره‌هاشون
دیگه دیواری نباشه

تهران، ۱۹۶۸

♫  LP Cover  ♫

* * *

گیتی: نمی‌خواد دورغ بگی

گیتی نمی خواد دروغ بگی

نمی‌خواد دروغ بگی (با صدای امیر رسایی)
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: شموئیل‌زاده [حسن شماعی‌زاده]
خواننده: گیتی پاشایی
اجرا: ۱۳۵۱

چشام از گریه مثل چشمه می‌مونه
رو لبام نیست دیگه از خنده نشونه
تو میگی زمونه این عشق‌و تموم کرد
نذار این گناه‌و گردن زمونه
وقتی که پیش منی ساکته لبهات
ولی چشم تو می‌گه تمومه حرفات
نمی‌خواد دروغ بگی، دارم می‌بینم
دیگه گرمای قدیم نیست توی دستات

دیگه از دروغِ عاشقانه گفتن
می‌دونم خسته شدی تو هم مثل من
دست به دست هم می‌دیم ولی به سردی
انگار این دستا با هم غریبه بودن
با نگات داری می‌دی راه‌و نشونم
نه تو می‌خوایی بمونی، نه من می‌مونم
اون‌ که انتظارش‌و داشتی نبودم
اگه حرفم نزنی بازم می‌دونم

♫  LP Cover  ♫

* * *

گوگوش: اون منم

گوگوش اون منم

اون منم
ترانه‌سرا: اردلان سرفراز
آهنگساز: حسن شماعی‌زاده
تنظیم‌کننده: واروژان
خواننده: گوگوش
انتشار: زمستان ۱۳۵۱

اون که هر چی ابر دنیاست
خونه داره تو چشاش
اون که ناچاره بخنده
اما گریه‌ست خنده‌هاش

اون‌که تو شهرش غریبه
با یه عالم آشنا
هیچ‌کدوم باور نکردن
غربت تلخ صداش
اون منم، اون منم، اون منم!
بغضمو تو گلوم میشکنم!

دیروزِ من مثل امروز، مثل فرداست
هر روز دستام سرد و تنهاست
دیروز، امروز، فردا

خیلی سخته این تنهایی، بی‌فردایی
تنها موندن، تنها خوندن
تنها، تنها، تنها

اون که خیلی قصّه داره
رو لبای بی‌صداش
مونده فریادش تو سینه
درنمیاد از لباش!

قد یه دنیا کتابه
با یه عالم گفتنی
هر کدوم از غصّه‌هاش و
هر کدوم از قصّه‌هاش
اون منم، اون منم، اون منم!
بغضمو تو گلوم میشکنم!

“اون منم” قصه‌ی زندگی من و تو و ماست، ما که در شهر خود غریب زیستیم، زخم خوردیم، با ترانه گریستیم و فریاد کشیدیم.

♫  LP Cover  ♫

* * *

حسن شجاعی: اولین خریدار

حسن شجاعی اولین خریدار

اولین خریدار
شعر: وحشی بافقی
آهنگ: حسین صمدی
خواننده: حسن شجاعی

دوستان! شرح پریشانی من گوش کنید
داستان غم پنهانیِ من، گوش کنید
قصهٔ بی‌سر و سامانیِ من، گوش کنید
گفت‌وگوی من و حیرانیِ من، گوش کنید

روزگاری، من و دل ساکنِ کویی بودیم
ساکنِ کوی بُتِ عربده‌جویی بودیم
عقل و دین باخته، دیوانهُ رویی بودیم
بستهٔ سلسلهٔ سلسله‌مویی بودیم
کس در آن سلسله، غیر از من و دل، بند نبود
یک گرفتار از این جمله که هستند، نبود

نرگس غمزه‌زنش، این‌همه بیمار نداشت
سنبل پُر شکنش، هیچ گرفتار نداشت
این‌همه مشتری و گرمیِ بازار نداشت
یوسفی بود ولی هیچ خریدار نداشت
اول آن‌کس که خریدار شدش، من بودم
باعثِ گرمی بازار شدش، من بودم

♫  LP Cover  ♫

* * *
حکایت وحشی بافقی و شرح پریشانی او

* * *

گوگوش: دو راهی

گوگوش دو راهی

دو راهی
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: حسن شماعی‌زاده
خواننده: گوگوش

شدیم از یادِ یکدیگر فراموش
دو راهی بین ما بگشوده آغوش
از آن عشقی که در ما شعله می‌زد
به جا مانده اجاقی سرد و خاموش

میانِ من و تو دوراهی نشسته
صدایی نمانده به لبهای بسته

به لبهای خموشِ این دو راهی
نشسته قصه‌ی غمگین رفتن
همیشه راهِ ما با هم یکی بود
ولی راهت جدا شد دیگر از من

اگر در چشم هم اشکی ببینیم
توانِ رفتن از ما می‌گریزد
برو بگذار این دیوار کهنه
به نامِ عشقِ ما در هم بریزد

میان من و تو دوراهی نشسته
صدایی نمانده به لبهای بسته

تهران، ۷۰ ـ ۶۹

در روزگار دانشجویی به پیشنهاد پسرعموی مادرم (حسین سرفرازی،‌ شاعر و روزنامه‌نگار معروف)، برای گذرانِ زندگی با رادیو ایران ـ ارکستر جوانان ـ‌ همکاری خود را به‌عنوان ترانه‌سرا آغاز کردم. هنرمندانی مثل محمد سریر، [حسن]‌ شماعی‌زاده، [حمید] پناهی، [پرویز] غیاثیان و [شهرام]‌ شاهوردی به رهبریِ دلسوزانه‌ی [ژورا]‌ میخائیلیان هسته‌ی اصلیِ آن گروه را تشکیل می‌دادند. شماعی‌زاه و من تقریباً هر روز همدیگر را در رادیو می‌دیدیم،‌ اما نه با هم سلام و علیکی داشتیم و طبیعتاً همکاری. او در کنار کار رادیو، با ارکستر گوگوش هم همکاری داشت و من مشغول درس‌خواندن و در کنارِ ترانه‌سازی که فقط اسم من بود (و نه اندیشه‌های تازه‌ای که داشتم) و هر از گاهی قلمی در مطبوعات می‌زدم. پس از یک سال که من به هزار و یک دلیل همکاریم را با رادیو قطع کردم؛ شماعی‌زاده این ملودی را که اولین آهنگِ او برای گوگوش بود به توصیه‌ی اسفندیار منفردزاده، موسیقی‌دانِ نامدارِ معاصر به من سپرد که این آغاز همکاری پُر بار و تاریخ‌ساز ما بود. آشنایی و همکاری با گوگوش را هم همین ترانه سبب شد. گوگوش از سفرِ موفقیت‌آمیزش (فستیوال آواز ایتالیا) بازگشته بود و من از سفر سوگواری و هنوز سیاه‌پوشِ پدر. گوگوش که ترانه‌های مرا از شماعی‌زاده شنیده بود و به‌قولِ خودش با آنها زندگی کرده بود آنچنان گرم و صمیمی با من روبرو شد و به تسلی سخن گفت که گویی از سالها پیش یکدیگر را می‌شناسیم. «جاده» را از شماعی‌زاده شنیده بود و حتی با آهنگ از حفظ می‌خواند و آنچنان می‌خواند که گویی مرا با تمام سنگینیِ کوله‌بارِ غمِ بر شانه‌هایم در امتدادِ جاده‌ی تنهایی آواز می‌کند.
[از ریشه تا همیشه،‌ گزینه‌ی سی‌سال ترانه‌های اردلان سرفراز،‌ نشر البرز (آلمان)، چاپ اول ۱۳۸۰، صفحه‌ی ۱۴۳ و ۱۴۴]

♫  LP Cover  ♫

* * *

گوگوش: نمیاد

گوگوش نمیاد

نمیاد
ترانه‌سرا: آرش سزاوار
آهنگساز: حسن شماعی‌زاده
تنظیم‌کننده: آندرانیک آساطوریان
انتشار: تابستان ۱۳۵۱

آسمون ابریه اما دیگه بارون نمیاد
صدای گریه بارون توی ناودون نمیاد
اون که من دوسِش دارم از خونه بیرون نمیاد
واسه‌ی این دلِ تنها دیگه مهمون نمیاد

نمیاد، نمیاد، نمیاد تا بدونه
جای خالیش تو خونه
واسه من یه زندونه
دیگه اون دوس نداره
واسه من گُل بیاره
روی موهام بذاره

یادمه روزی که آشنا شدیم
روزی که مثل دو غنچه وا شدیم
وقتی اون با بوسه لبهامو می‌بست
نمِ بارون رو لبامون می‌نشست

● ابتدا قرار بود ترانه‌ی «قلک چشات» سروده‌ٔ سعید دبیری بر روی این ملودی و با صدای گوگوش اجرا شود که این امر به دلایلی منتفی و اجرای آن با ملودی دیگری ساخته‌ی فریبرز لاچینی به سیمین غانم واگذار شد.

♫  LP Cover  ♫

* * *

داریوش: دستای تو (ترانه فیلم)

داریوش دستای تو

دستای تو
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: حسن شماعی‌زاده
خواننده: داریوش اقبالی
ترانه فیلم: دشنه

دستای تو
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: حسن شماعی‌زاده
خواننده: داریوش اقبالی
ترانه فیلم: دشنه

دستای تو
(به: برادرانم حسن، ساسان و افشین)

ای که بی‌تو خودمو تک و تنها می‌بینم
هر جا که پا می‌ذارم تو رو اونجا می‌بینم
یادمه چشمای تو پُرِ درد و غصه بود
غُصه‌ی غُربتِ تو قدِ صد تا قصه بود

یادِ تو هر جا که هستم با منه
داره عمرِ منو آتیش می‌زنه

تو برام خورشید بودی، توی این دنیای سرد
گونه‌های خیسمو دستای تو پاک می‌کرد
حالا اون دستا کجاس، اون دوتا دستای خوب
چرا بی‌صدا شده لبِ قصه‌های خوب

من که باور ندارم اون همه خاطره مُرد
عاشقِ آسمونا پشت یک پنجره مُرد
آسمون سنگی شده، خدا انگار خوابیده
انگار از اون بالاها گریه‌هامو ندیده

یادِ تو هر جا که هستم با منه
داره عمرِ منو آتیش می‌زنه

داراب ۱۳۷۱ ـ ۱۳۷۰
[صفحات ۳۹ تا ۴۰ «از ریشه تا همیشه، گزینه‌ی سی سال ترانه‌های اردلان سرفراز»، نشر البرز ـ آلمان]

♫  LP Cover  ♫

* * *