هایده: رنگ تمنا

هایده رنگ تمنا

رنگ تمنا (نصیب من)
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: هایده
انتشار: زمستان سال ۱۳۴۸

بعد عمری بی‌وفایی
با رقیبان آشنایی
رفتی و دیدی که تنها
جز من افتاده از پا
در جهان یاری نداری
در شب تاریک غم‌ها
یار غمخواری نداری

ای دریغ از آن همه دلدادگی‌ها
سادگی، افتادگی، آزادگی‌ها
شد نصیب من از این بیگانگی‌ها
گریه‌‌ها، هنگامەها، دیوانگی‌ها

رفتی و درهای غم را بر من از هر سو گشودی
گر چه در دلدادگی صد گونه ما را آزمودی

ساده دل من کز همه عالم به تو رو کرده بودم
با همه دیر آشنایی‌ها به تو خو کرده بودم
دل به عشقت بسته بودم
با غمت بنشسته بودم
مُردم از این ناسپاسی
وای از این حق‌ناشناسی

اگر تو ز پا افتاده بودی
به دل‌شکنی دل داده بودی
دست این افتاده از پا می‌گرفتی، می‌گرفتی
جای این نیرنگ‌ها، رنگ تمنا می‌گرفتی، می‌گرفتی

ای دریغ از آن همه دلدادگی‌ها
سادگی، افتادگی، آزادگی‌ها
شد نصیب من از این بیگانگی‌ها
گریه‌‌ها، هنگامەها، دیوانگی‌ها

♫  LP Cover  ♫

* * *

مرضیه: سکوتها

مرضیه سکوتها

سکوتها
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: فرود گرگین‌پور
خواننده: مرضیه

وای از این دل، وای از این دل، داد از غمِ من
داد از دوری، وز مهجوری، کو همدم من!؟

با یادت نشسته‌ام، چون تاری گسسته‌ام، گویا و خموش
اما از سکوت من، آید عالمی سخن هر لحظه به گوش

بشنو! حکایتم آن‌دم که طاقتم بی‌تو به سر رسیده
بینم که دیده با اشکِ مَحبتم نقشِ تو را کشیده

دور از تو سوزم امشب زین تب
می‌آید بی‌تو جانم بر لب

بیا به دیدار من در شب جدایی
بیا مبَر از خاطر عهد آشنایی
خوشا که امشب باز آیی

* * *

دلکش: تنهای تنها مانده‌ام

دلکش تنهای تنها مانده ام

تنهای تنها مانده‌ام
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: دلکش

در زیرِ سقفِ آسِمان
در گوشه‌ی این آشیان
چون طایرِ بی‌خانمان
تنهایِ تنها مانده‌ام

هر آتشی روشن شود
دودش به چشمِ من رَوَد
دور از دیار و دودِمان
تنهایِ تنها مانده‌ام

نه آشِنایی، نه دلستانی
نه غمگساری، نه همزبانی
چون رفتگانِ بی‌نشان
تنهایِ تنها مانده‌ام

به یادِ تو این ناله‌ها می‌کُنم من
شکایت ز تو با خُدا می‌کُنم من
چون قطره باران، کز ابر نیسان
افتد به بحری بی‌کران
تنهایِ تنها مانده‌ام

(هرچه گشتیم در این شهر نبود اهلِ دلی
که بداند غمِ دلتنگی و تنهاییِ ما)

چه می‌شد اگر بی‌وفا بودم
بسانِ تو دیر آشِنا بودم
نه دیگر به غم مبتلا بودم
نه شمعی که پروانه‌اش باشم
نه عشقی که دیوانه‌اش باشم
رفتی تو و من در جهان
تنهایِ تنها مانده‌ام

* * *
«معینی کرمانشاهی»، شاعر ترانه‌های ماندگار

* * *

مرضیه: صبحدم

مرضیه صبحدم

صبحدم
شعر: ابوالقاسم حالت
آهنگ: عبدالله جهان‌پناه
خواننده: مرضیه

ای خواب خوش سحری
بِه که از سرم گذری
چون شب به سر آمد
در بسترِ بی‌خبری
شد شبی دگر سپری
وقتِ سحر آمد

شب گشته ز دیده نهان
که من دیده به روی جهان
گشایم ز روی بینش
بینم ز فروغ سحر
فریبایی و لطف دگر
به رخسار آفرینش

چو رَسَد به پای گل
ز صفا برای گل
خوانَد نسیم، افسانه‌ها
لب غنچه وا شود
دلِ چشمه‌ها شود
آیینه‌ی پروانه‌ها

یار وفادارم به ناز آید پس از عمری جدایی
رویت چو باز آید گل عشقت بهار آشنایی
ای صبح امیدم که چون سپیده‌دم به خنده‌ای تازه کُنی جان
چندان مَحَبت کرده‌ای که بُرده‌ای ز یاد من محنتِ هجران

* * *

دلکش: تا هستم بیا

دلکش تا هستم بیا

تا هستم بیا
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: دلکش

من از کوی تو پا دگر نمی‌کشـم
سویِ دیگران بال و پر نمی‌کشـم
اگر ساقی‌ام مَـه شـود به جایِ تو
من از جامِ او باده سر نمی‌کشـم

در آسِمانِ فکرِ من مهـری، ماهی
ز چهره پرده برفکن گاهی گاهی

تو مرا ز دستِ خود آسان دادی
ز کفِ خود گوهری ارزان دادی
ز تو دل گر برگیرم، به خدا من می‌میرم
تو نباشی اگر، به کُجا بروم به کُجا بروم

تو مرا ز دستِ خود آسان دادی
ز کفِ خود گوهری ارزان دادی
تو که با مِهرم خواندی، ز چه با قهرم راندی
به سرایِ تو من به سر آمده‌ام، به چه پا بروم

ز آن ترسم زمانی تو بیایی که نباشم
آن‌دَم لب ز محبّت بِگُشایی که نباشم
تا هستم بیا، بیا، بیا، بیا
ز وفایت تا سرمستم بیا، بیا، بیا، بیا
به امیدت تا بِنشستم بیا، بیا، بیا، بیا

* * *
«معینی کرمانشاهی»، شاعر ترانه‌های ماندگار

* * *

مرضیه: شب و ساقی

مرضیه شب و ساقی

شب و ساقی
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: جواد لشکری
خواننده: مرضیه

شب آمد، ساقیِ زیبا
سر مینای می بُگشا
که غم کرده هلاکم

بیا حال مرا بِنگر
ببین چون عشق افسونگر
در افکنده به خاکم

بده به یادِ آن لبش، ساغرها
که بوسه‌ها زنم لبِ ساغر را
بده از آن شرابِ پر جوش
که درد خود کُنم فراموش

با این دلِ سودایی
این عشق و این رسوایی
می‌روم ناله‌کنان با غم او شب به سر آرم
می‌روم تا به در میکده‌ها سر بِگُذارم

دارم به دل دردی، به لب آهی
آهی که ندارد اثری
دارم چو موی او سیه‌شامی
شامی که ندارد سحری

می‌روم ناله‌کنان با غم او شب به سر آرم
می‌روم تا به در میکده‌ها سر بِگُذارم

* * *

مرضیه: شبهای مستی

مرضیه شبهای مستی

شبهای مستی
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده:‌ مرضیه

من عاشق می‌نوشم
می‌سوزم و خاموشم
شبها در میخانه افتاده و مدهوشم
بار عشق یاری بُوَد به‌دوشم

تا من به تو دل بستم، فارغ ز جهان هستم
من رند خراباتم،‌ منعم مکُن ار مستم

در خلوت تنهایی، با مایی و بی‌مایی
در پرده‌ی پندارم پنهانی و پیدایی
امشب فارغ بینی ز عقل و هوشم

دور از رخ دلدارم، آشفته دلی دارم
چون چشم فسونگرش
مخمورم و هوشیارم

هستم چو به میخانه
غم گو نکند خانه
من بی‌دل و، دل باشد
بر گیسوی جانانه

در عالم ما هم خبری باشد
در سینه‌ی ما هم شرری باشد
مشکن دل ما را به دل‌آزاری
در ناله‌ی ما هم اثری باشد

* * *

مرضیه: شب مهتاب (امشب شب مهتابه)

مرضیه شب مهتاب

شب مهتاب (با صدای بانو نوا)
(امشب شب مهتابه)
شعر و ملودی: علی‌اکبر شیدا
تنظیم و ارکستر: بزرگ لشگری
خواننده: مرضیه

امشب به بر من است آن مایه ناز
یارب تو کلید صبح در چاه انداز
ای روشنی صبح به مشرق برگرد
ای ظلمت شب، با من بیچاره بساز

امشب شب مهتابه، حبیبم را می‌خوام
حبیبم اگر خوابه، طبیبم را می‌خوام

گویید فلانی آمده
آن یار جانی آمده
مست است و هشیارش کُنید
خواب است و بیدارش کُنید
آمده حال تو، احوال تو
سفید روی تو، سیه خال تو
ببیند، برود

امشب شب مهتابه، حبیبم را می‌خوام
حبیبم اگر خوابه، طبیبم را می‌خوام

کی باشد و کی باشد و کی باشد و کی
می باشد و می باشد و می باشد و می
او گه لب می‌ بوسد و گه من لب وی
او مست ز می گردد و من مست ز وی

امشب شب مهتابه، حبیبم را می‌خوام
حبیبم اگر خوابه، طبیبم را می‌خوام

ماه، غلام رُخِ زیبای توست
سرو، کمر بسته‌ی بالای توست ای عزیزم
مجمع دلهای پریشانِ جمع، ای حبیبم
چینِ سر زلفِ چلیپای توست ای عزیزم

ای مَه اَنور، لعلِ تو شکر،
از همه بهتر، قندِ مکرر
قند مکرر، لب و دندان توست ای عزیزم
قند مکرر، و لب خندان توست ای عزیزم

* * *
امشب شب مهتابه (مجموعه ترانه‌ها)

*‌ * *

بانو نوا:‌ شب مهتاب (امشب شب مهتابه)

بانو نوا شب مهتاب

شب مهتاب (با صدای مرضیه)
شعر و ملودی: علی‌اکبر شیدا
ارکستر:‌ ابراهیم منصوری
خواننده: بانو نوا

امشب به بر من است آن مایه ناز
یارب تو کلید صبح در چاه انداز
ای روشنی صبح به مشرق برگرد
ای ظلمت شب، با من بیچاره بساز

امشب شب مهتابه، حبیبم را می‌خوام
حبیبم اگر خوابه، طبیبم را می‌خوام

گویید فلانی آمده
آن یار جانی آمده
مست است و هشیارش کُنید
خواب است و بیدارش کُنید
آمده حال تو، احوال تو
سفید روی تو، سیه خال تو
ببیند، برود

امشب شب مهتابه، حبیبم را می‌خوام
حبیبم اگر خوابه، طبیبم را می‌خوام

کی باشد و کی باشد و کی باشد و کی
می باشد و می باشد و می باشد و می
او گه لب می‌ بوسد و گه من لب وی
او مست ز می گردد و من مست ز وی

امشب شب مهتابه، حبیبم را می‌خوام
حبیبم اگر خوابه، طبیبم را می‌خوام

ماه، غلام رُخِ زیبای توست
سرو، کمر بسته‌ی بالای توست ای عزیزم
مجمع دلهای پریشانِ جمع، ای حبیبم
چینِ سر زلفِ چلیپای توست ای عزیزم

ای مَه اَنور، لعلِ تو شکر،
از همه بهتر، قندِ مکرر
قند مکرر، لب و دندان توست ای عزیزم
قند مکرر، و لب خندان توست ای عزیزم

* * *
امشب شب مهتابه (مجموعه ترانه‌ها)

*‌ * *

مرضیه: سرو

مرضیه سرو

سرو
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: حبیب‌الله بدیعی
خواننده: مرضیه

من آن سروِ چمنم
بدین قامت که منم
بهای گل شکنم
گل از کجا برآوَرَد این قد و قامت
به پا شود ز قامتم شور قیامت

بهار من به جهان
نبیند روی خزان
همیشه من تازه‌بهارم
کسی در طَرفِ چمن
نخورده حسرتِ من
از آن که من توشه ندارم

گر ندارم ثمری، سروم و آزاده منم
سایبانی به سر دلبر و دلداده منم
فلک به آزاده، صفای دل داده
تهی بُوَد دستی که باشد آزاده

خوش آن کسی که ثمر دارد و ریزد
بسان ابر که گهر بارد و ریزد

من آن سروِ چمنم
بدین قامت که منم
بهای گل شکنم
گل از کجا برآوَرَد این قد و قامت
به پا شود ز قامتم شور قیامت

منم بر گلها سایه فِکن
بیا بِنشین در سایه‌ی من
بیا بِنشین در سایه‌ی من
به شادی، جامی باده بزن
چو با من بِنشینی
صفای من بینی

بیا تو هم که چون سرو منی
مگر که سایه بر من فِکنی
چو با من بِنشینی
صفای من بینی

* * *