مرضیه: گل گندم

مرضیه گل گندم

گل گندم
شعر: محلی
آهنگ: بزرگ لشکری
خواننده: مرضیه

گل گندم شکفته، گل گندم یار
می‌کارم همچین و همچون گل گندم، گل گندم، گل گندم، یار
می‌کارم همچین و همچون گل گندم، گل گندم، گل گندم، یار
گل گندم یار، گل گندم یار
گل گندم یار، گل گندم یار
گل گندم یار، گل گندم یار
گل گندم یار، گل گندم یار
آسمون آبی و ماه می‌درخشد یار، آسمون آبی و ماه می درخشد یار
حاصل من شده سبز و دگرم از چه بود ترس و هراس ای یار
حاصل من شده سبز و دگرم از چه بود ترس و هراس ای یار
گل گندم یار، گل گندم یار
گل گندم یار، گل گندم یار
گل گندم یار، گل گندم یار
گل گندم یار، گل گندم یار
ز دل مهر رُخ تو رفتنی نیست یار
غم عشقت به هر کس گفتنی نیست یار
ولیکن سوزش مهر و محبت یار
می‌‌دونند مردم، بنهفتنی نیست یار
. . .
. . .

* * *

مرضیه: فراموشم مکن

مرضیه فراموشم مکن

فراموشم مکُن
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: همایون خرم
خواننده: مرضیه

در این شبهای خاموشم
بُوَد یادت هم‌آغوشم
ندانستی که می‌مانَد
غم عشق تو بر دوشم
چو می‌رفتی به من گفتی
مکُن هرگز فراموشم

اکنون چرا ای آشنا
بُردی تو از خاطر مرا
بازا که بی‌تو آتشم
پا تا به سر، سر تا به پا

زان همه مستی در کنار من
یاد تو مانده و انتظار من
غیر اشکی به شبهای تار من
یادگاری نمانده

رفته شادی‌ها از دیار من
مانده با غم دلِ بی‌قرار من
رفتی و در شبِ انتظار من
غمگساری نمانده

* * *

مرضیه: ای آشنای من

مرضیه ای آشنای من

ای آشنای من
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: همایون خرم
خواننده: مرضیه

ای آشِنایِ من، بشنو نوای من
شادی نصیب تو، حسرت برای من
بی‌تو غمِ مرا داند خدایِ من

عاشقی کارِ هر فرزانه نیست
جُز پسندِ دلِ دیوانه نیست
گوشه‌ای خوشتر از میخانه نیست
کاندر آنجا کسی بیگانه نیست

چه کرده‌ام که از تو من جدا شدم
چه گفته‌ام اسیرِ این بلا شدم
دارم آرزویِ یارِ دلجویی
تا به سویِ او آوَرَم رویی

هر که بر سر شور و نوائی دارد
در دلِ خود نورِ صفائی دارد
گر تو زمن بی‌خبری می‌دانی
عاشقِ دیوانه خدائی دارد
نَبُـوَد مـا را، ز جهـان یارا غمِ فردایی
رهِ مستان رو، سویِ جانان شو اگر از مائی
. . .

* * *
معینی کرمانشاهی، شاعر ترانه‌های ماندگار

* * *

دلکش: روزگار بگذشته

دلکش روزگار بگذشته

روزگار بگذشته
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: دلکش

هر زمان آید یادم روزگار بگذشته
شعله‌ها زند بر دل یادگار بگذشته
مانده بر چهرم داغ انتظار بگذشته
رفته افسوس از دستم اختیار بگذشته

جانا دنیا گذرد
زشت و زیبا گذرد
کم خور غم کارِ گذشته
دارم شکوه‌ها افزون
در خزان عمرِ خود از بهار بگذشته

چرخ اگر گردد باز هم بر مدار بگذشته
خواهم درد و رنج بی شمار بگذشته

* * *
مثلث هنری: علی تجویدی، معینی کرمانشاهی و دلکش

* * *

مرضیه: انتظار

مرضیه انتظار

انتظار
شعر: حسین شاه‌‌زیدی
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: مرضیه

من هم آرزو دارم
آرزوی او دارم
خدایا تو کامم روا کُن

انتظار او دارم
در غمش گرفتارم
دلش با غمم آشنا کُن

به انتظارم و در آتش تب
نیاید از دلِ من شکوه به لب
ستاره می‌شمارم در دل شب
مگر که چشم انتظارم
فتد به روی ماهِ یارم

می‌سوزم اما در غم هجران او
ترسم بگیرد آتشم دامن او
آیا شود خدایا آن یار محفل‌آرا
روزی به مهربانی پایان دهد غم ما
دلم نمی‌دهد گواهی
فدای او شوم الهی

* * *

مرضیه: دگر چه خواهی

مرضیه دگر چه خواهی

دگر چه خواهی
شعر: نواب صفا
آهنگ: حبیب‌الله بدیعی
خواننده: مرضیه

عشق من، ای لاله روی من، همچون بهار آمدی
در گلشن آرزوی من، چون گل به بار آمدی
گل به چمن، چون دل من، دل به تو بسپارد
ماه فلک، روشنی از روی تو دارد

جان‌بخشی، دلخواهی
تو هر چه کُنی، جفا مکن
اگر کُنی به ما مکُن
مرا پناهی

از دردم آگاهی
من بار غم جفای تو
می‌کِشم از برای تو
دگر چه خواهی؟

همه جا گویم
که تو را می‌جویم
که تو را می‌خواهم
به برم بازا که نسیمی ای مَه بِبَرد ناگاهم
صید تو شدم تا که فنای تو شوم
ای جان به فدای تو، فدای تو شوم

چو بهارم جلوه‌گری
چو بهشتم در نظری
بُوَد در بر من جای تو خالی
به خدا صهبای منی
تو طرب‌افزای منی
تو فرخنده‌تر از صبح وَصالی

* * *

دلکش: پر بسته

دلکش پر بسته

پر بسته
شعر: اسماعیل نواب صفا
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: دلکش

نه کسی آید به برم، نه ز کس باشد خبرم
به خدا هر جا گذرم تو جلوه‌گری
سوی تو آورده دلم، به بلا خو کرده دلم
ز غمت پرورده دلم ای رشک پری
به خدا دلخواه منی، به شب من ماه منی
ز چه رو جانکاه منی، صبرم ببری
تو مرو از محفل من، دل من شد قاتل من
تو مجو از این دلِ من دیوانه تری

چون برق بلایی در خرمن مایی
به بلا کشی‌ام چو بیایی
از آفت جانم دوری نتوانم
تو بگو، تو بگو چه بلایی

نقشِ رُخت نرود نفسی از یادم
از چه به گوشِ دلت نرسد فریادم
چو برای تو زنده منم
به هوای تو زنده منم

تا کی عاشقِ زار بلاکشِ تو
بسوزد از غم عشق و از آتشِ تو
|دردا دل به تو بستم و غافل از این
که آتشین بود این عشقِ سرکشِ تو

خونم را می‌ریزی
تو با رقیب من آمیزی
ز من چو بخت من بگریزی
ز آه من نمی‌پرهیزی

ماه منی تو آرزوی دلخواه منی
اگر چه عشق جانکاه منی
جدا ز من کجایی
گر نفسی به درد بی‌کرانم برسی
نمی‌دهی دل خود به کسی
اگر چه بی وفایی

* * *

مرضیه: در میان گلها

مرضیه در میان گلها

در میان گلها
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: همایون خرم
خواننده: مرضیه

می‌گذرم تنها، از میان گلها
گه به گلستان‌ها، گه به کوه و صحرا
تازه‌گلی سر راهم گیرد و با من گوید
محرم راز تو کو؟
خارِ رهی به تمنا دامن من بگرفته
کانِ گل ناز تو کو؟

راز عشق مرا گل در گوش صبا
گفت و غمم بفزود
آن‌گه در همه جا راز درد من‌و
قصه عشق تو بود

چون به حُسن آسمانی از مهی برتر
شعله‌ی عشق من از گردون برآرد سر
در گلستان هم ز تنهایی روم من اگر
. . .

* * *

دلکش: نشاط (آمد نوبهار)

دلکش نشاط

نشاط (آمد نوبهار)
شعر: اسماعیل نواب صفا
آهنگ: مهدی خالدی
خواننده: دلکش

آمد نوبهار، طی شد هجر یار
مُطرب نی بزن، ساقی می بیار

بازا ای رمیده‌بختِ من
بوسی ده دل مرا مشکن
تا از آن لبانِ می‌گونَت
می نوشم به جای خون خوردن

آمد نوبهار، طی شد هجر یار
مُطرب نی بزن، ساقی می بیار

خوش بود در پای لاله
پُر کُنی هر دم پیاله ناله تا به کی؟
خندان لب شو همچو جام می
چون بهار عشرت و طرب
باشدش خزان غم ز پی
بر سر چمن بزن قدم
می بزن به بانگِ چنگ و نی

آمد نوبهار، طی شد هجر یار
مُطرب نی بزن، ساقی می بیار

ای گل در چمن بیا با من
پُر کُن از گُلِ چمن دامن
سر بنهم به روی دامانت
می نوشم به پای گلها من

خوش بود در پای لاله
پُر کُنی هر دم پیاله، ناله تا به کی؟
خندان لب شو همچو جام می

از چه رو ز جلوه‌ی بهار
ای بهارِ من تو غافلی؟
روی خود ز عاشقی متاب
ای «صفا» اگر که عاقلی

آمد نوبهار، طی شد هجر یار
مُطرب نی بزن، ساقی می بیار

* *‌ *
مجموعه ترانه‌های آهنگ نشاط (آمد نوبهار)

* * *

مرضیه: داغ جدایی

مرضیه داغ جدایی

داغ جدایی
شعر: رهی معیری
آهنگ: حبیب‌الله بدیعی
خواننده: مرضیه

ساقیا امشب کجایی
تا ز خود یابم رهایی
بی‌تو از داغ جدایی
سوختم آتش گرفتم

تا گذشتی دامن‌افشان
دورم از دل، سیرم از جان
وز غمت چون شمع لرزان
سوختم، آتش گرفتم

من سراپا اشک و آهم
شعله بارد، از نگاهم
شمع طرب بودی مرا،
امشب چرا از دیده نهانی!؟
رفتی و از سودای تو،
دارد دلم، داغی که دانی

داشتم آسودگی در کوی تو
سوختم چون شمع و گل، بی‌روی تو
از خاطرم ای شادی محفل، نرفتی
از چشم تر رفتی، ولی از دل نرفتی
از چشم تر رفتی، ولی از دل نرفتی

* * *