
در قیر شب
سهراب سپهری
(رخنهای نیست در این تاریکی)

در قیر شب
سهراب سپهری
(رخنهای نیست در این تاریکی)

سوغاتی
[به: نصرت رحمانی]
شعر و دکلمه: اردلان سرفراز
ادامه خواندن اردلان سرفراز (صدای شاعر) سوغاتی (مجموعه ترانهها)

به لطف یکی از خوانندگان سایت پرند با خوانندهای آشنا شدم که تا به حال اصلا نه اسمی از او شنیده بودم «فهیمه اکبر»؛ و نه میدانستم بعضی از ترانههایی بسیار شنیدهشدهی دوران ما را او نیز خوانده است.

نسل جوان ما شاید چندان با نام «سیمین آقارضی» نوازندهی ساز «قانون» آشنا نباشند؛ کمی بزرگترهای ما اما حتما صدای ساز و اجراهای دلنشین او را شنیده و بهیاد دارند. از سر اتفاق به مطلبی در بارهی «زنانه بودن ساز قانون» برخوردم که در آن از جمله به این بانوی هنرمند اشاره شده بود. خلاصهای از آن مطلب را همراه با آثاری از تکنوازیهای زندهیاد سیمین آقارضی بخوانید و بشنوید.

شعر ترانه: فرهاد شیبانی
آهنگ: فریدون شهبازیان
تنظیم آهنگ: اسفندیار منفردزاده
ترانهخوان: سیمین غانم
گل گلدون من شکسته در باد
تو بیا تا دلم نکرده فریاد
گل شببو دیگه شب بو نمیده
کی گل شببو رو از شاخه چیده؟
گوشهی آسمون، پُره رنگینکمون
من مثِ تاریکی، تو مثل مهتاب
اگه باد از سر زلف تو نگذره
من میرم گم میشم تو جنگل خواب
گل گلدون من، ماه ایوون من
از تو تنها شدم چو ماهی از آب
گل هر آرزو رفته از رنگ و بو
من شدم رودخونه، دلم یه مرداب
آسمون آبی میشه
اما گل خورشید رو شاخههای بید دلش میگیره
دره مهتابی میشه
اما گل مهتاب از برکههای آب بالا نمیره
تو که دست تکون میدی، به ستاره جون میدی
میشکفه گل از گل باغ!
وقتی چشمات هم میاد؛ دو ستاره کم میاد!
میسوزه شقایق از داغ
گل گلدون من، ماه ایوون من
از تو تنها شدم چو ماهی از آب!
گل هر آرزو رفته از رنگ و بو
من شدم رودخونه، دلم یه مرداب
* * *
از سرودههای «فرهاد شیبانی» در این سایت:
● ترانه: گریه (اسفندیار منفردزاده ـ گیتی پاشایی)
● ترانه: تنگنا (اسفندیار منفردزاده ـ فریدون فروغی)
● ترانه: گل گلدون من (فریبرز لاچینی ـ سیمین غانم)
● ترانه: شبهای تهران (اسفندیار منفردزاده ـ سوسن)
* * *

حتما شما هم به این فکر کردهاید که اطلاعات عمومی بسیاری از ما از اینکه اولین فیلم فلان کارگردان کدام بود؛ و یا کدام بازیگر با کدام فیلم پا به عرصهی سینما گذاشت بیشتر از آگاهی از اولین کار فلان ترانهسرا یا آهنگساز است.

شهرت دکتر مهدی حمیدی شیرازی شاعر غزلسرا در تاریخ ادبیات معاصر ایران به دو چیز است. اول به مخالفتش با «شعر نو» و مشخصا «نیما یوشیج»، و دوم برای سرودن غزل «مرگ قو».

واحهای در لحظه
سهراب سپهری
(به سراغ من اگر میآیید)

در تاریخ ادبیات معاصر ایران شاعرانی داریم که گرچه صاحب «دیوان» و مجموعهٔ اشعار هستند ولی یکی دو سروده از آنهاست که برای مردم بیشتر شناخته شده است. مثل «پژمان بختیاری» که با غزل «افسانهٔ عشق» شهرت دارد. شعری که برای بسیاری با مطلع آن (در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد) بیشتر شناخته شده است.
ادامه خواندن در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد (مجموعه ترانهها)