
عباس مهرپویا خواننده، نوازنده و آهنگساز معاصر با صدایی از جنس باس ـ باریتون از جایگاه ویژهای در موسیقی ایران برخوردار بود. او در زمان خود تنها نوازندهی چیرهدست سیتار در ایران بود و با بهره از نوای این ساز در موسیقی پاپ ایرانی ملودیهای تازهای خلق کرد؛ آنچه که از آن بهعنوان موسیقی تلفیقی یاد میشود.
ادامه خواندن ترانهشناسی عباس مهرپویا

«عباس مهرپویا» شاید برای جوانترهای این دوره چندان شناختهشده نباشد، یا آنچنان که برای جوانهای دههٔ پنجاه در ایران بود. در همان زمان هم این هنرمند را بیشتر بابت ساز سیتاری که در آهنگهایش به کار میگرفت می شناختند و البته جنس صدای که داشت و نوع ترانههایی که میخواند.
ادامه خواندن حکایت ترانهی «بستر ننگین رقیب» به روایت «شهیار قنبری»

شهرت دکتر مهدی حمیدی شیرازی شاعر غزلسرا در تاریخ ادبیات معاصر ایران به دو چیز است. اول به مخالفتش با «شعر نو» و مشخصا «نیما یوشیج»، و دوم برای سرودن غزل «مرگ قو».
ادامه خواندن حکایت ترانه «مرگ قو» به روایت «عباس مهرپویا»

مرگ قو
شعر: مهدی حمیدی شیرازی
آهنگ: عباس مهرپویا
ارکستر: اروین موره (Erwin Muret)
خواننده: عباس مهرپویا
ﺷﻨﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﭼﻮﻥ ﻗﻮﯼ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻤﯿﺮﺩ
ﻓﺮﯾﺒﻨﺪﻩﺯﺍﺩ ﻭ ﻓﺮﯾﺒﺎ ﺑﻤﯿﺮﺩ
ﺷﺐِ ﻣﺮﮒ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﺸﯿﻨﺪ ﺑﻪ ﻣﻮﺟﯽ
ﺭﻭﺩ ﮔﻮﺷﻪﺍﯼ ﺩﻭﺭ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻤﯿﺮﺩ
ﺩﺭ ﺁﻥ ﮔﻮﺷﻪ ﭼﻨﺪﺍﻥ ﻏﺰﻝ ﺧﻮﺍﻧَﺪ ﺁﻥﺷﺐ
ﮐﻪ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﻏزلها ﺑﻤﯿﺮﺩ
[ﮔﺮﻭﻫﯽ ﺑﺮ ﺁﻧﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﻍ ﺷﯿﺪﺍ
ﮐﺠﺎ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﮐﺮﺩ، ﺁﻧﺠﺎ ﺑﻤﯿﺮﺩ
ﺷﺐِ ﻣﺮﮒ ﺍﺯ ﺑﯿﻢ ﺁﻧﺠﺎ ﺷﺘﺎﺑﺪ
ﮐﻪ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﻏﺎﻓﻞ ﺷﻮﺩ، ﺗﺎ ﺑﻤﯿﺮﺩ
ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﻧﮑﺘﻪ ﮔﯿﺮﻡ ﮐﻪ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﮑﺮﺩﻡ
ﻧﺪﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﻗﻮﯾﯽ ﺑﻪ ﺻﺤﺮﺍ ﺑﻤﯿﺮﺩ]
ﭼﻮ ﺭﻭﺯﯼ ﺯ ﺁﻏﻮﺵ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺮﺁﻣﺪ
ﺷﺒﯽ ﻫﻢ ﺩﺭﺁﻏﻮﺵ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﻤﯿﺮﺩ
ﺗﻮ ﺩﺭﯾﺎﯼ ﻣﻦ ﺑﻮﺩﯼ ﺁﻏﻮﺵ ﺑﺎﺯ ﮐُﻦ
ﮐﻪ ﻣﯽﺧﻮاهد این قوی زیبا بمیرد
♫ LP Cover ♫
* * *
● ترانهشناسی عباس مهرپویا
● حکایت ترانهی «مرگ قو» به روایت عباس مهرپویا
● حکایت ترانهی «بستر ننگین رقیب» به روایت شهیار قنبری
* * *

ساربان
شعر: سلطانپور / خواننده: عباس مهرپویا
بر آهنگ ترانه: Zigouala – Stelios Kazadzidis
ساربانا، ساربانا، ساربانا!
کاروان مینوازد تا جرسها را
نالهام میشکافد سنگ صحرا را
ای عابر وادی دیگر، با من بمان تا سحر
ساربانا، ساربانا، ساربانا!
تا سحر دیگر امشب او نمیخواند
بسترم چون صدفها بیگوهر ماند
با آسمان قصه میگویم؛ تا میرود آرزویم
* * *
● ترانهشناسی عباس مهرپویا
● حکایت ترانهی «مرگ قو» به روایت عباس مهرپویا
● حکایت ترانهی «بستر ننگین رقیب» به روایت شهیار قنبری
* * *
نمونهی فارسی شدهی ترانههای مشهور
* * *

فردای روشن
شعر: فریبرز امیر ابراهیمی
آهنگ: عباس مهرپویا
خواننده: عباس مهرپویا
در دلِ شب مست و شیدا، با خیالت مانده تنها
ساغر من خالی از می، میگذارم سر به صحرا
عاشقی آزرده بودم، نغمهی غم میسرودم
با خس و خار بیابان عقدهی دل میگشودم
آتشم که شعله میکشم
غم تو گرم و مهربان کنار من نشسته بود
به جای تو چو مرهمی به درد جان خسته بود
به پای غم نشستم سبوی دل شکستم
تو ای بهار جاودان بیا کنار من بمان
سپیدهگه پرستوها
چو من سرگشته در صحرا
* * *
● ترانهشناسی عباس مهرپویا
● حکایت ترانهی «مرگ قو» به روایت عباس مهرپویا
● حکایت ترانهی «بستر ننگین رقیب» به روایت شهیار قنبری
* * *