
دخترم، غزل!
حافظ نه همین نماد شعر فارسی که سمبل انسان ایرانی نیز هست. پس نه فقط برای آنکه شعر را بشناسی، بلکه برای آنکه به هویت ملی ـ انسانی خود نیز بیشتر پی ببری، حافظ را خوب بخوان و خوب بشناس.
پدرت ـ بهمنماه ۷۲ ـ زنجان. حسین منزوی
* * *
ترانههای «حسین منزوی» و اشعار او در ترانهها
* * *

لرتا هایراپتیان همراه با همسرش عبدالحسین نوشین از آغازگران و نوآوران تئاتر ایران بود. او ۲۷ سال پیش در چنین روزی (هفتم فروردینماه) در پرتافتادگی غربت درگذشت. تا نگویند که از یاد فراموشانند، صدای آوازش را بشنویم که شرح پریشانی سروده وحشی بافقی را میخواند. یادش گرامیباد.
نرگس غمزهزنش، اینهمه بیمار نداشت
سنبل پُر شکنش، هیچ گرفتار نداشت
اینهمه مشتری و گرمیِ بازار نداشت
یوسفی بود ولی هیچ خریدار نداشت
اول آنکس که خریدار شدش، من بودم
باعثِ گرمی بازار شدش، من بودم
عشقِ من شد سببِ خوبی و رعناییِ او
داد، رسوایی من، شهرتِ زیباییِ او
بسکه دادم همهجا شرحِ دلاراییِ او
شهر پُر گشت ز غوغایِ تماشاییِ او
این زمان، عاشقِ سرگشته، فراوان دارد
کی سرِ برگِ منِ بیسر و سامان دارد؟
* * *
● برای شناخت بیشتر از شخصیت و زندگی بانو لرتا و عبدالحسین نوشین و ماجراهای عجیب و پیچیدهی زندگی ایشان، این پادکست در رادیو تراژدی را [در اینجا بشنوید.]
* * *

دکتر باستانی پاریزی از جمله فرزانگان بیادعا، و در تدریس و پژوهش استادی تمام بود. در اهمیت آثار و کارهای ماندگاری که از او به یادگار مانده است یکی هم اینکه با قلمی روان در نگارش و زبانی همهفهم در روایت توانست «تاریخ» را میان تودهٔ مردم آورد. باستانی پاریزی در سرودن شعر هم صاحب ذوق بود. از جمله سرودههایش غزلی که بعدها در یکی از مجموعه برنامههای گلهای رنگارنگ با صدای غلامحسین بنان و ویلون مهدی خالدی اجرا شد. حسن اتفاق اینکه استاد این غزل را با صدای خود در یکی از برنامههای بزم شاعران در رادیو ایران خوانده بود. این برنامه را مهدی سهیلی تهیه و اجرا میکرد. در جعبه موسیقی این صفحه آن بخش از برنامهٔ بزم شاعران و آواز بنان را بشنوید. یاد دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی شاد و گرامیباد.
یاد آن شب که صبا در ره ما گل میریخت
بر سر ما ز در و بام و هوا گل میریخت
سر به دامان منت بود و ز شاخ بادام
بر رخ چون گلت آهسته صبا گل میریخت
خاطرت هست که آنشب همه شب تا دم صبح
گل جدا، شاخه جدا، باد جدا گل میریخت
نسترن خم شده لعل لب تو میبوسید
خضر، گویی به لب آب بقا گل میریخت
زلف تو غرقه به گل بود و هر آنگاه که من
میزدم دست بدان زلف دو تا، گل میریخت
تو به مه خیره چو خوبان بهشتی و صبا
چون عروس چمنت بر سر و پا گل میریخت
گیتی آنشب اگر از شادی ما شاد نبود
راستی تا سحر از شاخه چرا گل میریخت؟
شادی عشرت ما باغ گل افشان شده بود
که به پای من و تو از همه جا گل میریخت
* * *

امروز (۸ بهمن ماه ۱۴۰۳) نودمین سالروز تولد فروغ فرخزاد است. یادنامهای شامل صدای شاعر، مجموعه ترانههایی که بر اساس سرودههای او اجرا شده، و چند یادداشت در بارهی او. یادش شاد و گرامی باد.
ادامه خواندن یادنامهی «فروغ فرخزاد»

تقدیم نورچشمی دوشیزه [طلیعه] کامران به رسم یادبود ایام تحصیل و تعلیم
مورخه ۳۰ مهر ۱۳۳۱ ـ ابوالحسن صبا
طلیعه کامران (متولد ۱۳۰۹) ساز سنتور را نزد حبیب سماعی آموخت. بعدتر در محضر حسین تهرانی ضربیهای قدیمی و همنوازی آنها را فرا گرفت. با معرفی حسین تهرانی با روحالله خالقی آشنا شد؛ و اصول و مبانی خط نُت را نزد او آموخت و در کلاسهای استاد ابوالحسنخان صبا آن را کامل کرد.
● زندگی و آثار ابوالحسن صبا (کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان)
* * *

برنامهی «ساقینامه در ادب پارسی» در دهه پنجاه خورشیدی بهصورت هفتگی روزهای جمعه از تلویزیون ملی ایران پخش میشد. تهیه کنندهی این برنامه بهمن بوستان و مجری فخری نیکزاد است. در این برنامه هنرمندانی چون کامران داروغه (کمانچه)، منصور نریمان (عود)، محمد موسوی (نی)، محمود فرهنمد (تمبک) و محمدرضا شجریان (خواننده آواز) حضور دارند. از این برنامه که به «هفت شهر عشق» هم معروف بود ۱۸ قسمت پخش شده است.
● فایل شنیداری در این صفحه برگرفته و تبدیلشده از نسخهی تصویری این برنامه در کانال خصوصی در یوتیوپ است. ویدیوی برنامه را در اینجا ببینید.
* * *

شخصیت سینمایی محمدعلی فردین مجموعهای از چهره و بازیگری خود او، چنگیز جلیلوند (دوبلور) و صدای ایرج در صحنههای آواز خواندن او بود. اگر در بخش دوبلهی فیلم ادای جملات و خندههای فردینی مشهور او از استادی چنگیز جلیلوند بود، در صحنههای آوازخوانی اما لبزدن دقیق و اجرای باورپذیر ترانهای که قبلا با صدای ایرج ضبط شده بود، تسلط و توانایی خود فردین بود. این از آشنایی او با موسیقی، ترانه و زیر و بم خواندن آواز بود.
فروردینماه سال ۱۳۵۳ (همین ماه در نیمقرن پیش!) فردین مهمان برنامهی صبح جمعه با شما در رادیو ایران بود. در آن برنامه او شنوندگان را با صدای آوازی که در بیات تُرک خواند غافلگیر کرد. هنرمندان همراه او در اجرای آن ترانه: سیمین آقارضی (قانون)، ناصر زرآبادی (ویلون) و امیر بیداریان (تنبک)، و مجری برنامه منوچهر نوذری بود.
توضیح عکس:
فروردینماه سال ۱۳۵۳ ـ فردین در جمع دستاندرکاران برنامهی «صبح جمعه با شما» در حیاط رادیو ایران واقع در میدان ارک تهران. از راست: منوچهر نوذری، احمد قدکچیان، علی تابش، حسین امیرفضلی، فروزنده اربابی، مهین بزرگی، حسین مدنی (نویسنده قطعات نمایشی)، شاهرخ نادری (تهیهکننده برنامه)، محمدعلی فردین، حمید قنبری ، مهین شهرجردی ، منیر امیر آسوری (مورین)، مرتضی احمدی، عزتالله مقبلی.
● خط و خاطرهای از محمدعلی فردین در سفر کشتیگیران ایرانی به کشور سوئد
● یادبود «فردین» در سالگشت نبودن او
● این «فردین» است که میخواند.
* * *

امروز (۲۰ اسفند ماه) سالروز تولد «بهروز وثوقی» است. بازیگری که تواناییاش در هنر دوبله و صدا پیشگی هم کم از نفشآفرینیهایش در سینما نیست. او چند سال پیش در همراهی با ایدهای از «اسفندیار منفردزاده» چند داستان کوتاه از نویسندگان معاصر را خواند که «قصهی سنگ صبور» از صادق هدایت یکی از آنها بود. با شادباش و آرزوهای خوب برای او.
ادامه خواندن «سنگ صبور» بهروایت «صادق هدایت» با صدای «بهروز وثوقی»

امروز (دهم اسفند ماه) در سالروز تولد «نصرت رحمانی» مجموعهای از شعرخوانیهای او به همراه چند ترانه که بر اساس سرودههایی از او اجرا شده را بشنوید. یاد نصرت رحمانی شاد باد و یادمان باشد.
ادامه خواندن یادنامه «نصرت رحمانی»

به مناسبت اولین سال درگذشت حسین تهرانی در سال ۱۳۵۲ ترانهای بهنام «در خلوت غم» از ساختههای فرامرز پایور با شعری از هوشنگ ابتهاج (سایه) در تالار رودکی به یاد استاد اجرا شد. همین ترانه را مرضیه در رادیو اجرا کرده است. (برگرفته از برنامه رادیویی گلچین هفته شماره ۱۹)
به وفایت که به جایت، صنما کس ننشانم
به جمالت که خیالت، نرود از دل و جانم
به غمت که مرا جز غم تو، شب همه شب، همنفسی نیست
به غمت که در این خلوت غم، همدم من، جز تو کسی نیست
چه کُند مانده و تنها دلِ تنگی که مراست
من و این گریهی شبها، که همین گریه دواست
تو کجایی، تو کجایی که ببینی ز جدایی دل تنگم چه کشید
تو نداری سر یاری، چه ثمر زین همه زاری که به جایی نرسید
من و این گریهی شبها که همین گریه دواست
چه کُند مانده و تنها دلِ تنگی که مراست
* * *
یادنامهی «هوشنگ ابتهاج» (سایه)
* * *