رهی معیری را بیشتر با ترانههایی که سروده میشناسند. وقتی میگویی: «رهی معیری»، انگار گفته باشی: «دیدی که رسوا شد دلم» مرضیه، «بهکنارم بنشین» دلکش، «خزان عشق» جواد بدیعزاده و «من از روز ازل دیوانه بودم» غلامحسین بنان.
در سالهای دور رسم بود افراد عکسی همراه با خط و امضاء خود به دوستان و همکاران خود یادگار بدهند. پس به عکاسخانه میرفتند و عکسی به این منظور میگرفتند. نمونهاش عکس بانو الهه که به جواد لشگری آهنگساز برخی از ترانههای او تقدیم شده است.
«آلما مایکیال» همسر و همراه همیشهی «هوشنگ ابتهاج؛ و بخشی از آرامش خاطر شاعر در طول سالیان زندگی همانا همدلی و مدیریت این بانوی بزرگوار بود. امروز (۹ مهر ماه) در شصتوپنجمین سال از پیمان زناشویی آن دو، حکایت عقد این ازدواج را به روایت «سایه» بخوانید.
«روز نهم مهر ۱۳۳۷ در میدان فوزیه، اون خیابونی که سمت جنوب میره، تو بالاخونه یه محضر قراضهای که وقتی داشتیم از پلهها بالا میرفتیم میترسیدم که پلهها خراب بشه. ۲۷۰ تومن خرج عروسی ما شد؛ یعنی من پولو به محضریه دادم و بعد شوهر خواهرم که بهعنوان شاهد همراه ما بود، دید که خیلی خشک و خالی شده، رفت یه جعبه شیرینی خرید و به محضریها داد. بعد من دست آلما رو گرفتم و رفتیم خونه. . .»
برگرفته از کتاب: پیر پرنیاناندیش، در صحبت سایه (جلد اول) انتشارات سخن ـ تهران، چاپ اول ۱۳۹۱، صفحهٔ ۳۲۴
دکتر هادی شفائیه را پدر عکاسی نوین در ایران مینامند. هنرمندی خودآموخته که به مقام استادی صاحبسبک رسید. یادگارهای او از دیدارهایش با هنرمندان و چهرههای نامآشنای هنر و ادبیات معاصر ایران، کسانی چون نیما یوشیج، و احمد شاملو تا امروز و همیشه ماندگار است.
شهرت پرویز شاپور نه فقط از پیوندش با فروغ فرخزاد که از جملات طنزی نیز هست که احمد شاملو عنوان «کاریکلماتور» را بر آنها گذاشت.
نشریه «دفتر هنر» که با تلاش و مدیریت بیژن اسدیپور در آمریکا منتشر میشود در سال ۱۳۸۸ شمارهی ویژهای در معرفی سه چهرهی مشهور طنز (پرویز شاپور، عمران صلاحی، بیژن اسدیپور) منتشر کرد که یک سیدی تصویری نیز پیوست آن بود. در بخشی از آن آیدین پوری با امکانات فیلمبرداری در آن سالها چند صحنه از یک روز زندگی پرویز شاپور همراه با تنها پسرش کامیار ضبط و مستند کرده بود. برگرفتهای از آن فیلم بلند را در کلیپ پایین ببنید. یادش گرامی.
● پانویس: بیژن اسدیپور در شرح فیلم مستندی که به پیوست دفتر هنر منتشر شد، مینویسد:
این فیلم کار آیدین پوری است که همکلاس کامیار شاپور بود. «گردش جوانانه» ـ قدم زدن با برخی جوانها بود که عصرها شاپور انجام میداد که آیدین از آن هم فیلم گرفته است. ـ پرویز شاپور عاشق راه رفتن بود ـ هرگز اتومبیل نداشت ـ از منزلش در خیابان کسری را تا وزارت دارایی (جایی که کار میکرد ـ نزدیک خیابان ناصرخسرو) همهروزه پیاده میرفت و برمیگشت. من آن موقع در دانشکده حقوق بودم ـ به ما کارآموزی میدادند ـ پیشنهاد وزارت دارایی را که دادند بهخاطر پرویز شاپور قبول کردم! دههی چهل بود. دو سالی آنجا هم با هم بودیم!
«موسسۀ فرهنگی ابتکار» با مدیریت ابراهیم زالزاده در عمر کوتاه فعالیت خود، چند مجموعهی شنیداری در معرفی شعر جهان و داستان کودکان، و در سال ۱۳۵۸ دو یادوارهی ارزشمند در بزرگداشت «خسرو گلسرخی» و «صمد بهرنگی» منتشر کرد.
از خوانندگان خوشصدا در سالهای ۱۳۳۸ تا ۱۳۴۱ یکی هم «سیمین آرین» بود. استعداد او را در خوانندگی «جواد لشگری» کشف کرده و به رادیو آورده بود. در مجموعه ترانههایی که از سه سال فعالیت هنری سیمین آرین در دست است تقریبا همه از ساختههای این آهنگساز نامآشناست که با اشعار ترانهسراهای بهنامی چون بیژن ترقی، معینی کرمانشاهی، نواب صفا و کریم فکور همراه است.
پوراندخت (پوری) سلطانی و «مرتضی کیوان» در ۲۷ خرداد ۱۳۳۳ ازدواج کردند. دوم شهریور ماه دستگیر شدند و ۲۷ مهر ماه همانسال مرتضی کیوان اعدام شد. زندگی زناشویی «پوری» و «مرتضا» فقط ۶۹ روز بود. این عکس در روز ازدواج آن دو گرفته شده است.