شهیار قنبری (صدای شاعر) هفته‌ی خاکستری: فرهاد

شهیار قنبری هفته خاکستری

در تقویم ایرانی، هفت روز هفته، با روز شنبه شروع می‌شود. در کارنامۀ ترانه‌سروده‌های «شهیار قنبری» اما با «جمعه»، در سال ۱۳۵۰. ترانۀ «هفتۀ خاکستری» سه سال بعد از «جمعه» سروده شده است.

ادامه خواندن شهیار قنبری (صدای شاعر) هفته‌ی خاکستری: فرهاد

تاریخچه‌ی سرود «بهاران خجسته‌باد!»

سرود بهاران خجسته باد

تاريخ اين ايام را
هر کس که خواهد خواند،
جز اين سخن از ما نخواهد راند:
اين نسل سر در گم،
بر توسن انديشه‌هاشان لنگ،
فرسنگ در فرسنگ
جز سوی ترکستان نمی‌رانند
تاريخ پيش از خويش را باری  نمی‌خوانند.
«ع. شجاع‌پور»

ادامه خواندن تاریخچه‌ی سرود «بهاران خجسته‌باد!»

حکایت ترانه «وحدت» به روایت «اسفندیار منفردزاده»

«وحدت»، نام یکی از ترانه‌های ماندگاری‌ست که با صدای «فرهاد» اجرا شده است. این ترانه که اغلب مردم آن را با عنوان «محمد» نیز می‌شناسند همزمان با روزهای تاریخ‌ساز انقلاب در بهمن ۱۳۵۷ منتشر شد. شعر آن سروده‌ای از «سیاوش کسرائی» بود و آهنگش از ساخته‌های «اسفندیار منفردزاده».

ادامه خواندن حکایت ترانه «وحدت» به روایت «اسفندیار منفردزاده»

یادمان اسفندیار منفردزاده (دیگه اشکم واسه من ناز می‌کُنه)

گوگوش دیگه اشکم واسه من ناز می کنه

ترانۀ «دیگه اشکم واسه من ناز می‌کنه»، اولین تجربۀ ترانه‌سرایی «شیهار قنبری» و همکاریش با «اسفندیار منفردزاده» است. او در مجموعه ترانه‌سروده‌های خود که با نام «دریا در من»، منتشر شده می‌نویسد:

«این نخستین ترانه‌یی‌ست که نوشته‌ام. پدرم بسیار دوستش می‌داشت. عصر یک روز آفتابی. یک روز ساده. شعر را به اسفندیار دادم. چند ساعت بعد، آوازخوان خوب ما، ترانه را خواند و رفت. یک رویای ناب. من باور کردم که صاحب حرفه شده‌ام. یک حرفه‌ی عاشقانه.» [دریا در من، گزینۀ ترانه‌های شهیار قنبری، نشر نکیسا (آمریکا)، چاپ اول ۱۹۹۵ ص. ۱۹]

* * *

دیگه اشکم واسه من ناز می‌کُنه
شعر ترانه: شهیار قنبری
آهنگ: اسفندیار منفردزاده
ترانه‌خوان: گوگوش

کاشکی تاریکی می‌رفت، فردا می‌شد
صبح می‌شد، چشمون تو پیدا می‌شد
لب‌های ناز تو با قصه‌ی عشق
مث گلهای بهاری وا می‌شد

تا دلم شکوه رو آغاز می‌کنه
دیگه اشکم واسه من ناز می‌کنه

یادته قول دادی پیشم بمونی
قصه‌ی عشق، زیر گوشم می‌خونی
نمی‌دونست دل وا مونده‌ی من
که تو رسم بی‌وفایی می‌دونی

تا دلم شکوه رو آغاز می‌کنه
دیگه اشکم واسه من ناز می‌کنه

هنوز از عشق تو لبریزه تنم
عاشق چشمون ناز تو منم
نمی‌دونم چرا من هم مث تو
نمی‌تونم زیر قولم بزنم؟

تا دلم شکوه رو آغاز می‌کنه
دیگه اشکم واسه من ناز می‌کنه

* * *
در بارهٔ «اسفندیار منفردزاده» در این سایت:

یادمان هفتاد سالگی «اسفندیار منفردزاده»

* * *

حکایت ترانه‌‌ی «تو بارونی، تو آفتابی» رامش

ترانۀ «تو بارونی، تو آفتابی» اولین کار مشترک «اسفندیار منفردزاده و مینا اسدی» است که در سال ۱۳۵۱ با صدای «رامش» اجرا شد و در شکل صفحه، توسط کمپانی «آهنگ روز» به بازار آمد. «مینا اسدی»، در بارۀ این ترانه نوشته است:

ادامه خواندن حکایت ترانه‌‌ی «تو بارونی، تو آفتابی» رامش

«کودکانه»، یادمانده‌های جوان‌سالی به دوران پیرانه‌سری

به سنت روزهای آخر سال داشتم دفتر و پوشه‌های قدیمی را «خانه‌تکانی» می‌کردم! که برخوردم به این بریده روزنامه. رنگ رخسارش خبر از گذشت زمان می‌داد. یادم نیست کدام روزنامه بود و دقیقا مربوط به چه روز و سال است. شاید یکی از سال‌های نیمۀ پنجاه در ایران و احتمالا روزنامۀ کیهان آن دوران. دو خبر در این بریده از آن روزنامه آمده است. یکی:

ادامه خواندن «کودکانه»، یادمانده‌های جوان‌سالی به دوران پیرانه‌سری

تاریخچه‌ شعر «قلب مادر» سروده‌ی «ایرج میرزا»

قمرالملوک وزیری قلب مادر

قلب مادر
کلام: ایرج میرزا
نوا: مرتضی نی‌داوود
صدا: قمرالملوک وزیری
نوازندگان: مرتضی و موسی نی‌داوود

ادامه خواندن تاریخچه‌ شعر «قلب مادر» سروده‌ی «ایرج میرزا»