پروین: غنچه نشکفته

پروین غنچه نشکفته

غنچه نشکفته
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: همایون خرم
خواننده: پروین

بنان: غم عشق

بنان غم عشق

غم عشق
شعر: سعدی
ارکستر: معروفی
خواننده: غلامحسین بنان

خبر از عشق ندارد که ندارد یاری
دل نخوانند که صیدش نکند دلداری
جان به دیدار تو یک روز فدا خواهم کرد
تا دگر برنکنم دیده به هر دیداری
عَلِمَ الله که من از دستِ غمت جان نبرم
تو به از من بتر از من بکُشی بسیاری
غم عشق آمد و غمهای دگر پاک ببرد
سوزنی باید کز پای برآرد خاری
می حرام است ولیکن تو بدین نرگسِ مست
نگذاری که ز پیشت برود هشیاری
می‌روی خرّم و خندان و نگه می‌نکنی
که نگه می‌کند از هر طرفت غمخواری
خبرت نیست که قومی ز غمت بی‌خبرند
حالِ افتاده نداند که نیفتد باری
سروِ آزاد به بالای تو می‌مانَد راست
لیکنش با تو میسر نبوَد رفتاری
می‌نماید که سر عربده دارد چشمت
مست خوابش نبرد تا نکند آزاری
سعدیا دوست نبینی و به وصلش نرسی
مگر آن لحظه که خود را ننهی مقداری

غزلهای سعدی، به تصحیح و توضیح دکتر غلامحسین یوسفی، انتشارات سخن، چاپ اول ۱۳۸۵، صفحه ۱۲۴

* * *

پروین: خوش آمدی

پروین خوش آمدی

خوش آمدی
شعر: کریم فکور
آهنگ:‌ جواد لشگری
خواننده: پروین

به کلبه‌ام از راه دور، ای آشنا خوش آمدی
چون بوی گل به همرهِ بادِ صبا خوش آمدی
اکنون که پُر گیاه و گل شهر و دِه و صحرا بُوَد
ای آهوی صحرا تو هم به شهر ما خوش آمدی
تو مایه‌ی نوازش صدها دلِ شکسته‌ای
ای خوش خبر، به سوی دل‌شکسته‌ها خوش آمدی

بر لوح خاطر نقش طرب زن
چون روزگار اندوه و مِحنت دیگر گذشته
منعم مکُن از این عشق سوزان
تا کی دو رنگی؟ دیگر مرا آب از سر گذشته
ای آهوی گریزان، به آشیانم
خوش آمدی، فدای جان تو جانم
ای آن که مَقدم تو بُوَد گرامی
من جای گل به پایت گُهر فشانم

* * *
ترانه‌شناسی «جواد لشگری»

* * *

مرضیه: صبح خندان

مرضیه صبح خندان

صبح خندان
شعر: نواب صفا
آهنگ: حبیب‌الله بدیعی
خواننده: مرضیه

می‌خندم، می‌خندم،
من بر دنیا می‌خندم
بر دنیا ای زیبا،
من چون گلها می‌خندم

گُل من رفتی به کجا!؟
کردی دلخون، تو مرا
چو شوی از من تو جدا
من می‌میرم به خدا
در پایت جان ریزم
از قهرت نگریزم

با لبخندی شادم کُن
با پیغامی یادم کُن
من شامِ خاموش تو
تو صبحِ خندانِ من
نقشی غم‌افزا دارد
آغاز و پایان من
به خدا، به خدا

من موجی سرگردانم
من دردی بی‌پایانم
با عشق و ناکامی‌ها
هم‌عهد و هم‌پیمانم
وصل تو باشد درمانم
نگهت زد آتش بر جانم
تو را جویم، تو را خواهم
من از تو دوری نتوانم
وفا جویم، صفا خواهم
بیا بنشین بر دامانم

* * *

مرضیه: خاطرات

مرضیه خاطرات

خاطرات
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: حبیب‌الله بدیعی
خواننده: مرضیه

روزگاری ای آشِنای من،
همزبان من بودی شب همه شب
دلفریب من، بیوفای من،
مهربان من بودی شب همه شب
گذشته‌ها رفت و دگر نمی‌آید
کو آن یاری‌ها، مهر و دلداری‌ها
که جانم بیاساید

گذشته‌ها رفت و دگر نمی‌آید
زین پس زاری‌ها، شبها بیداری‌ها
غمی بر دل افزاید

مستی و بی‌خبری، به کُجا به کُجا شد!؟
بی‌خبر از تو کنون، دلِ خسته چرا شد!؟
زان همه بُگذشته‌ی ما
خاطره‌ای مانده به‌جا

صحبت و مستی کو!؟
لذتِ هستی کو!؟
کجا شد قرارم!؟
دریغا، بهارم کو!؟
جز تو که چون جانی، شمع شبستانی
نگاری که دل را به دستش سپارم، کو!؟

خاطره‌ی تو به‌جا بُوَد این شبها
بی‌تو دگر منم و غم تو تنها
شراب آرزوها، ای شب به ساغرم کو!؟
نگاه گرم و گویا امشب برابرم کو
دگر چه می‌خواهم من
چو کِشیده‌ای از بَرِ مَن دامن

* * *

دلکش: من تو رو می‌خوام

دلکش من تو رو می خوام

من تو را می‌خوام
شعر: عبدالله الفت
آهنگ: هوشنگ سپهری
خواننده: دلکش

من تو را می‌خوام
با همه ناز و ادایت به خدا
من تو را می‌خوام
به جفایت، به وفایت به خدا
من تو را می‌خوام

بیا به خاطر خدا
به من بگو چکار کُنم
دلم می‌خواد زکوی تو
فرار کُنم، فرار کُنم

مرا تو چاره‌سازی
تو مستِ جامِ نازی
زشوقِ بوسیدنِ تو
ز ناز و خندیدنِ تو
همیشه مستِ مستم
اسیرِ عشقم به خدا
نمی‌کُند فتنه جدا
ز دامنِ تو دستم

من تو را می‌خوام
با همه ناز و ادایت به خدا
من تو را می‌خوام
به جفایت، به وفایت به خدا
من تو را می‌خوام

از آن نگاهِ آشنا
گرفته دامنِ مرا
اشکِ دمادم
ترانه‌های آتشین
نوای شادی‌آفرین
رفته ز یادم
اگرستاره‌ای شوی
به سوی آسمان روی
شوم نسیم و پَر کِشم
سوی تو آیم

* * *