مرضیه: به یاد آن گذشته (یارب)

مرضیه به یاد آن گذشته یارب

به یاد آن شب (یارب)
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: حبیب‌الله بدیعی
خواننده: مرضیه

یارب! دیگر طاقتم طی شد
یا بسوزانم، یا نجاتم ده
عاشق، عاشق گشته‌ام یارب
یا بِکُش دیگر، یا حیاتم ده

من کُجا!؟ او کُجا!؟
نه او خبر ز من دارد
نه من نشان از او دارم
او جدا، من جدا
به سینه سوز غم دارم
ز دیده اشک خون بارم

یارب! دیگر طاقتم طی شد
یا بسوزانم، یا نجاتم ده
عاشق، عاشق گشته‌ام یارب
یا بِکُش دیگر، یا حیاتم ده

روز و شب نصیب من آه آتشین بُوَد
صبح و شام عاشقان، وای اگر چِنین بُوَد
من آتشی ز سوز دل به سینه دارم
چه همدمی ببین نشسته در کنارم

مکُن فغان ای دل
در این جهان ای دل
دوای درد آنگه پیدا شود
که عاشق از هجران رسوا شود

حکایتی اگر از این زمانه گفتم
به یاد آن گذشته این ترانه گفتم

* * *

دلکش: تنها منشین (چرا گوشه گرفتی)

دلکش تنها منشین

تنها منشین (چرا گوشه گرفتی)
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: دلکش

آمد، آمد، با دلجویی،
گفتا با من:
تنها منشین!
برخیز و ببین
گلهای خندان صحرایی را؛
از صحرا دریاب این زیبایی را.

با گوشه گرفتن، درمان نشود غم؛
برخیز و به‌ پا کُن شوری تو به عالم.
تو که عُزلت گُزیده‌ای،
غم دنیا کشیده‌ای،
ز طبیـعت، چه دیده‌ای تو.؟
تو که غمگین نشسته‌ای،
ز جهان دل گُسسته‌ای،
به چه مقصد رسیده‌ای تو.؟

زین همه طراوت از چه رو نهان کُنی؟
شِکوه تا به کِی ز جور این و آن کُنی؟
دل‌غمین به گوشه‌ای چرا نشسته‌ای؟
جان من مگر تو عُمر جاودان کُنی؟
تا کی تو چنین باشی؟
عمری دل‌‌غمین باشی
گُلگشت چمن بهتر
یا گوشه‌نشین باشی؟
تا کی باید باشی افسرده در بند دنیا؟
خندان‌رو شو چون گُل، تا بینی لبخند دنیا.

پانویس:
ترانه‌‌ «تنها منشین» (چرا گوشه گرفتی) را می‌توان مکمل یا پیوستی بر ترانه‌ی «گوشه‌گیر» دانست. آن ترانه نیز اثر مشترک این سه هنرمند است. [در اینجا بشنوید!]

* * *
«معینی کرمانشاهی»، شاعر ترانه‌های ماندگار

* * *

مرضیه: اسیر نگاه

مرضیه اسیر نگاه

اسیر نگاه
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: حبیب‌الله بدیعی
خواننده: مرضیه

چه کُند دلی که شد اسیر آن نگاهِ تو
تو بیا به بزم ما به گردنم گناه تو
مشتاقِ دیدارت منم
اول‌خریدارت منم
تنها جفاکارم تویی
تنها گرفتارت منم

من مستم و دیوانه ز عشق رویِ ماه تو
مستی‌ زده‌پیمانه ز باده‌ی نگاه تو

که داند این شبها به دیده‌ام چون گذرد
مگر کسی یک‌دم ز کوی مجنون گذرد
ز تو دوری نتوانم
چه بمیرم چه بمانم

جانم فدای چِشم سیاهت
مستانه گاهی بر من نظر کُن
خون می‌فشاند چِشمم به راهت
بر بی‌پناهی یک شب گذر کُن

گر اشتباهی باشد به عاشقان مَحَبتی،
فدای اشتباه تو
بنشین کنارم ای جان که یار دلشکسته‌ای
نشسته در پناه تو

* * *

دلکش: خاکستر من

دلکش خاکستر من

خاکستر من
شعر: نواب صفا
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: دلکش

خاکستر من
وصلت در نظرم خواب و خیالی بود
عشقت قصه‌ای از رنج و ملالی بود
هجرت می‌کُشدم، این چه وصالی بود؟
چو امید تو پروردم
به جفای تو خو کردم
با شمع و پروانه هم‌عهد و همدردم
عشقت قصه ای از رنج وملالی بود
هجرت می‌کُشدم این چه وصالی بود؟

بی تو که باشم من؟ آتش خاموشی
عاشق جانبازی، مست قدح نوشی
بنگر بر خاکستر من
که چه آوردی بر سر من
ز نسیمی چون برگ خزان
شود آشفته بستر من
به خدا ای افسونگر من

عشقت قصه ای از رنج و ملالی بود
هجرت می‌کُشدم، این چه وصالی بود؟
گفتی با ناز آیم، باز آیم، بازآیم
دمساز آیم

همچون جانی،
تو ماه تابانی، چون او سرگردانی
گه پیدا، گه پنهانی

چو امید تو پروردم
به جفای تو خو کردم
با شمع و پروانه هم‌عهد و همدردم
عشقت قصه ای از رنج وملالی بود
هجرت می‌کُشدم، این چه وصالی بود؟

* * *

مرضیه: عالم مستی

مرضیه عالم مستی

عالم مستی
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: مرضیه

شور و شیدایی همه در مستی ما باشد
وز ساز پنهان که در این میکده‌ها باشد
مستان را در دل ز صفا نور و جلایی هست
قلب مستان آینه‌ی مهر و وفا باشد

ساقی را بِنگر در کف پیمانه دارد
در هر پیمانه صدها افسانه دارد
در ساغر او بین راز همه هستی
ارزد به جهانی یک لحظه‌ی مستی

مستی جز شوری از عالم بالا نیست
جز مستی روحی در قالبِ معنا نیست
هستی، جز سودایی ساغر و مینا نیست
مستی مظهر بینایی‌ست
دور از عالم رسوایی‌ست

اسرار دل در میکده پنهان است
آنجا بینی هر دل که پریشان است
عالم مستی را جان‌پرور می‌بینم
در دلم امشب شوری دیگر می‌بینم
نقش رخ جانان در ساغر می‌بینم

مستی بال و پر جان است
دل را یار و نگهبان است

* * *

دلکش: جهان زیبا

دلکش جهان زیبا

جهان زیبا
شعر: حسین شاه‌زیدی
آهنگ: علی تجویدی [اشتباه نوشته شده: وفادار]
خواننده: دلکش

به جهان زیبا ای دلبر، تو همین بر زشتی‌ها منگرغم و شادی دارد این دنیا، ز چه دل را خواهی غم‌پروردل اگر با غم الفت گیرد، ببرد هر شوری را از سرچو به شور و شادی خو گیرد، ندهد ره بر غمها دیگر
منگر کار بسته، غنچه وا گردد آخرپایان گیرد شبها، آید صبح روشنگربانگ زاغان مشنو، بشنو آوای بلبلدر هر خاری منگر، بنگر بر چهره‌ی گل
غم دنیا بر دنیا دار ارزانیکه نیارد بر دلها جز ویرانیدگر از این خوشتر نجویم کاریکه به دست آرم دامان دلداری
بر روی یاران چون گل خندان شوبا صبح بهاران هم‌پیمان شودنیا گر گاهی زشتی دارد، گر دل بیازاردروزی هم گل می‌باردآزرده هرگز ننما خاطرزیرا خدا آخر قلبی غمگین نگذارد
غم دنیا بر دنیا دار ارزانیکه نیارد بر دلها جز ویرانیدگر از این خوشتر نجویم کاریکه به دست آرم دامان دلداری
* * *

مرضیه: اگر بدانی

مرضیه اگر بدانی

اگر بدانی
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: فریبرز حقیقی
خواننده: مرضیه

غم اگر به خاطر آری
دگرم غمین نمی‌گذاری
تو اگر حکایت دلم بدانی
به رهِ جنون نمی‌کشانی

تو غم گذشته‌هایم چو به خاطر بسپاری
پس از این مرا پریشان نگذاری

تو که خود با همه مهربانی
ز چه ما را به جفا برانی!؟
ز چه خواهی که چو می بجوشم
تو مگر حال دلم ندانی!؟

. . .
. . .

* * *

دلکش: قهر کودک

دلکش قهر کودک

قهر کودک
شعر: کریم فکور
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: دلکش

* * *
نام و یاد «فرزند» در ترانه‌های ایرانی

* * *

مرضیه: اگر با من بودی

مرضیه اگر با من بودی

اگر با من بودی
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: حبیب‌الله بدیعی
خواننده: مرضیه

اگر با من بودی، چه توفان‌ها گویی به پا می‌شد
وفا گر می‌کردی که الهامم بخشی چها می‌شد

مزن به‌هم هستی من
مرو که این مستی من
نگذارد که ننالم ز جدایی
تو عاشق نبودی که درد من بدانی
جفا کُن، جفا کُن هر آنچه می‌توانی

چِشمی بر من گشودی و رفتی
خواب از چِشمم ربودی و رفتی
رفتی تا بدهی درس دل‌آزاری
رفتی تا بِبَری رسم وفاداری

از غم تو چها کِشیدم
بهر تو من چها شَنیدم
قسم به مویت که بی‌قرارم
چو شب سیه گشته روزِگارم
تاب هجران دگر ندارم
بِنِگَر به غم تو گرفتارم
از این فزونتر میازارم

* * *

دلکش: غروب دهکده (کیجا جان)

دلکش غروب دهکده کیجا جان

غروب دهکده
(کیجا جان)
شعر: نظام فاطمی
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: دلکش