حمید قنبری ـ گوگوش: تاکسی

حمید قنبری گوگوش تاکسی

تاکسی
خوانندگان: حمید قنبری ـ گوگوش

زن: تاکسی، تاکسی! نگه دار!
آی تاکسی خالی تو رو به خدا
دِ بیا بیا، شدم بی‌پا
دارم می‌افتم وسط خیابون!

مرد: ای خانم طلا بفرما بالا
عشوه نیا، که دیگه می‌خوام
دوباره بشم شوفر بیابون!

[زن: وای‌خدا!
آقا خیلی متشکرم که ترمز کردین
باور کنین پام داشت لِه می‌شد!
مرد: خانم‌جون آخه ما چه تقصیری داریم؟!
مسافر زیاده، تاکسی کم!
رادیو هم هی بیخودی ما رو دست میندازه
ملاحظه کردین تا مسافر پیاده شد
فورا ما شما رو سوار کردیم!]
زن: راست میگی!
مرد: باور کنین!]

زن: خدا رحمت کنه ننه و باباتو
مرد: خدا رحمت کنه پدرمادر شماهم خانوم!
زن: خدا نگه داره قوم و خویشاتو
مرد: خدا شمارو هم عزت بده!
زن: صبح تا حالا بودم خمار تاکسی
مرد: می‌دونم، می‌دونم!
زن: الهی شکر شدم سوار تاکسی!
مرد: خداروشکر، الهی شکر!

[مرد: خانوم جون چی‌کار کنم؟!
اگه اضافه سوار کنم، جریمه میشم
وگرنه من که از پول بدم نمیاد که،
پول چیز خوبیه دیگه!]

مرد: اگه سوار کنم بنده اضافه
زن: چی میشه؟!
مرد: می‌گیرن مامورا برام قیافه
زن: وا!
مرد: از اون وقتی که این قانون به پا شد
همه تاکسی قراضه‌ها طلا شد
زن: ای وای راست میگی!

[زن: والا تخم تاکسی رو تو این شهر ملخ خورده!
می‌دونی تاکسی تو این شهر چجوری شده؟
مرد: چه جوری شده خانم؟]

زن: همه ستاره شدن تو آسمون‌ها
مرد: عه! نکنه آپولو شدن؟!
زن: همه می‌میرن براش پیرا و جوون‌ها
مرد: عه راست میگی؟!

زن: آی تاکسی مامانی…!
مرد: جانم، جانم، من این جام!

♫  LP Cover  ♫

* * *