عارف: خزان آشنایی

عارف خزان آشنایی

خزان آشنایی
ترانه‌سرا: پرویز خطیبی
آهنگساز: سلیمان اکبری
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۵

باد مهرگان برگ زردی از شاخه‌ای جدا می‌کُند
برگ بینوا از چنین جفا شکوه با ما می‌کُند

گوید او: چه شد نوبهار من
شادی روزگار من؟
شد همه به باد آرزوی من
همره بهار من

ای که دلخواهی و دل‌سِتانی
جلوه‌گر چون مَه آسمانی
بی‌خزان کی بُوَد نوبهاری
کی بُوَد حُسن تو جاودانی

ای رُخت، امید هستی
ساغر دلم شکستی
خسته‌جانم از جدایی
در خزان آشنایی
گر ببینم از تو رویی
دل رسد به آرزویی!

* * *