
باور کن (ای برده از یادم)
شعر: ایرج جنتیعطایی
آهنگ: سلیمان اکبری
خواننده گوگوش
انتشار: پاییز ۱۳۴۸
باور کن جز عشق تو در سینه ندارم من!
جز چشمان مست تو آیینه ندارم من!
گرچه شکستی این دل سرمستِ عشقم
از تو خدا داند در دل، کینه ندارم من!
این رفتن تو، چه بیخبر بود
تقدیر ما در دست سفر بود
ای بُرده از یادم
خواهم که همچون ابر بهاری
باران شادی بر من بباری
ای داده بر بادم
باور کن جز عشق تو در سینه ندارم من!
جز چشمان مست تو آیینه ندارم من!
گرچه شکستی این دل سرمستِ عشقم
از تو خدا داند در دل، کینه ندارم من!
تو آن آرزو پردازی
مست حُسن و نازی
شعر دلنوازی!
همچو مرغک شبخوانم
بیتو سرگردانم
موج بیسامانم!
. . .
* * *