
نجات غریق
ترانهسرا: کریم فکور
تنظیمکننده: ارکستر رادیو
خوانندگان: عارف و پوران شاپوری
انتشار: ۱۳۴۳
پوران:
خواهم که سازم خود را آسوده از این دنیا
خواهم که جان دهم در آغوش موج دریا
عارف:
چرا آخر نالانی از دست زندگانی؟!
مشو نومید از دنیا، گره از ابرو بگشا!
سر متاب از طوفانها مانند موج دریا
پوران: باشم در این زمانه تنها، دور از بهشت آرزوها
عارف: یابی اگر خدا بخواهد چون من تو هم مراد دل را
بنگر که نقش هستی نقشی بُوَد فریبا
سر متاب از طوفانها
مانند موج دریا
عارف: دریا باشد خروشان
پوران: من میترسم از طوفان
عارف: دیگر ترس از چه داری
پوران: از این موج سرگردان
عارف: مترس ای جان که ما را خدا باشد نگهبان
رسد قایق به ساحل، چو او گردد پشتیبان
سر متاب از طوفانها مانند موج دریا
با این طراوت جوانی باید که قدر خود بدانی
پوران: من تا اسیر سرنوشتم سوزم در آتش نهانی
عارف: دنیا گهی طربزا، باشد گهی غمافزا
رسم دنیا این باشد
زندگی شیرین باشد
* * *