رامش:‌ هدیه دوست

رامش هدیه دوست

هدیه دوست
آهنگساز: زاون اوهانیان
ترانه‌سرا: کریم فکور
انتشار ترانه: پاییز سال ۱۳۴۵

یارِ فتنه‌گرم از سفر آمد
آمد وقت سحر، بی‌خبر آمد
رفت از خانه‌‌ی دل ظلمت غم‌ها
تا در خانه‌ی من چون سحر آمد

بودم دیده به رَه کز سفر آید
چون بلبل به بَرَم نغمه سَراید
آرد هدیه‌ی مهرش به سرایم
فریاد امشب از سینه برآید!

من چه بگویم!
چه بگویم ز نگاهش؟
جان به چه ارزد
چو بریزم به سر راهش!

من که به‌جز او نپسندم
از شوقِ دیدارش
می‌گریَم، می‌خندم

● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»

* * *