صمد بهرنگی در نهم شهریور ۱۳۴۷ (در سن ۲۹ سالگی) در رود ارس، در ساحل روستای «شامگوالیک» [کاوانی] غرق شد و جسدش را چند روز بعد در ۱۲ شهریور در نزدیکی پاسگاه «شُتربان» (چند کیلومتری محل غرق شدنش) از آب گرفتند. جنازهٔ او در گورستان«امامیه» در تبریز دفن شده است.
از غلامحسین ساعدی، نوشتاری بلند در معرفی صمد بهرنگی وجود دارد که اولبار در اولین سال انتشار کتاب جمعه به سردبیری احمد شاملو با عنوان «رو در رو یا دوش به دوش» منتشر شد. [شماره ۶ پانزدهم شهریور ماه ۱۳۵۸ صفحۀ ۱۰ تا ۲۶]. بخش کوتاهی از این نوشته را با صدای خود او بشنوید که از همدل و همزبان خود میگوید:
در باره مرگ صمد بهرنگی، دو نظریهی مختلف وجود دارد. یکی اینکه: او به دستورِ یا به دستِ عوامل حکومت کُشته شدهاست؛ و دیگر اینکه: او به علت بلد نبودن شنا در ارس غرق شدهاست. «حمزه فراهتی» دوست همراه صمد بهرنگی در روز غرق شدن او، بعدها چگونگی آن واقعه را در چند رسانه بازگو کرد.
بهروز دولتآبادی (ب. چایاوغلو) را یادتان هست؟ رفیق و همراه صمد. عاشیقی که در رثای دوست، با سوز و زخمههای ساز و صدایی زخمی و زار، «نه یازوم صمد» را خواند و نواخت.
بهیادمان و حرمت نام «صمد بهرنگی» به جز آنهایی که به زبان تُرکی وجود دارد، چند ترانه ـ سرود نیز به زبان فارسی ساخته و اجرا شده که یکی از آنچند، سرودی با نام «راه صمد» که دکتر «برلیان» خود شعر و آهنگش را ساخته و خود نیز آن را نواخته و خوانده است.
۳۱ خرداد ماه سال ۱۳۶۰ «سعید سلطانپور»، نمایشنامهنویس و شاعر معاصر تیرباران شد. فردایش، (اول تیر ماه)، خبر آن رسما اعلام شد. فردای این خبر (دوم تیر ماه) «اسماعیل خویی»، شعر بلند «یک چهره از سعید» را سروده و آماده داشت. سالها اما گذشت تا دکلمهی این سروده با صدای شاعر همراه با موسیقی «اسفندیار منفردزاده» منتشر شود.این سروده را با صدای شاعر و خاطرهٔ «اسماعیل خویی» را از جلسهٔ ضبط آن دکلمه بخوانید.
در مرور تاریخ سیاسی معاصر ایران، آنجا که به بخش جنبشهای انقلابی و حرکتهای اعتراضی و مردمی میرسیم، واقعۀ «سیاهکل» فصل ویژهای است که نه تنها در مقولۀ مبارزات سیاسی از جایگاه خاصی برخوردار است، بلکه تاثیر آن بر ادبیات معاصر، و بهویژه در شعر و ترانه، چنان پررنگ و ماندگار بوده که دورۀ سرودن اشعار سیاسی را به دو دورۀ قبل و بعد از «واقعۀ سیاهکل» تقسیم کردهاند.