
از در فروشگاه که بیرون آمدم، شلاق سرما و سوز گزندۀ آن بر سر و رویم نشست. و بعد صدایی آشنا، با لهجهای غلیظ و عربی: «ایامکم سعیدا»!

از در فروشگاه که بیرون آمدم، شلاق سرما و سوز گزندۀ آن بر سر و رویم نشست. و بعد صدایی آشنا، با لهجهای غلیظ و عربی: «ایامکم سعیدا»!

«بیژن مفید» صدای خوشی هم داشت. ترانۀ «دو تا چشم سیاه داری» در «ماه و پلنگ» و ترانههایی که در نمایشنامه «شهر قصه» خوانده میشود، به جز آخرین ترانه [حمومی که با صدای بهمن مفید است] از سرودهها و با صدای خود اوست.

«بیژن مفید» در نهم خرداد ماه سال ۱۳۱۴ خورشیدی در تهران بهدنیا آمد. پدرش «غلامحسین خان» نیز از هنرپیشگان تئاتر بود. او بعد از اتمام تحصیلات دبیرستانی، دورۀ هنرپیشگی را بهپایان رساند و سپس در رشتۀ زبان و ادبیات انگلیسی به ادامۀ تحصیل پرداخت.

چهارم آبانماه امسال مصادف بود با سالگرد درگذشت «ویگن». یادم آمد عصر آنروز را در آن سالهای دور، که به آنی در محلۀ ارمنینشین خیابان «نادر شاه»، صدا به صدا پیچید که: «ویگن آمده عکاسی، عکس بندازه».

امروز (۲۴ آذر) سالروز تولد «حیدر رقابی» (هاله) است. نام و چهرهی او شاید برای بسیاری ناآشنا باشد، اما کمتر کسی است که ترانهی «مرا ببوس» سرودهی او را نشنیده باشد. آهنگی که خوانندهی اول آن «پروانه» بود ولی با صدای «حسن گلنراقی» به شهرت رسید و خود حکایتی خواندنی و پیشینهای مکتوب دارد.
«بهروز وثوقی» و «ناصر ملک مطیعی»
در یک صحنۀ فیلم نشده از «قیصر»
سیطرۀ «داشمشدی»های «گردن کلفت»!
«ویگن» و «بهروز وثوقی» در فیلم «عروس دریا»
حکایت «بزن بزن»های «بهروز وثوقی»!
«ویگن» در فیلم «عروس دریا»
قرار نیست هر چه شما میخواهید یا میگویید، آن بشود!

اینروزها همانطور که خوانده و میدانید و خبردار شدهاید، کتاب زندگینامۀ «بهرزو وثوقی» بازیگر توانا و مشهور سینمای ایران، بعد از مدتها انتظار چاپ و منتشر شد. کتاب به نثر و نوشتار «ناصر زراعتی» است که خود دستی در داستاننویسی معاصر و نقد فیلم دارد.