هوشنگ ابتهاج: یادگار خون سرو (مجموعه ترانه‌ها)

هوشنگ ابتهاج یادگار خون سرو

در این مجموعه ترتیب قرار گرفتن ترانه‌ها بر اساس حروف الفبا و نام خواننده است.

یادگار خون سرو

دلا دیدی که خورشید از شب سرد
چو آتش سر ز خاکستر برآورد
زمین و آسمان گلرنگ و گلگون
جهان دشت شقایق گشت ازین خون
نگر تا این شب خونین سحر کرد
چه خنجرها که از دلها گذر کرد
ز هر خون دلی سروی قد افراشت
ز هر سروی تذروی نغمه برداشت
صدای خون در آواز تذرو است
دلا این یادگار خون سرو است

تهران ـ ۱۹ آبان ۱۳۵۸
از مجموعه «یادگار خون سرو»

* * *
یادنامه‌ی «هوشنگ ابتهاج» (سایه)

* * *

ابتهاج: در غم مادر ـ شهریار:‌ در جستجوی پدر

هوشنگ ابتهاج محمدحسین شهریار

«. . . شهریار یه شعری داره به اسم «در جستجوی پدر» که میگه: «دلتنگِ غروبی خفه بیرون زدم از در، در دست گرفته مچ دستِ پسرم را» بعدش خودش میگه: «دخترم بود! اینجا روی قافیه‌ی شعر گفتم پسرم» من شروع اون شعر را ازش وام گرفتم، حالت رساننده‌ای داره. خانه دلتنگِ‌ غروبی خفه بود.»

● شعر «تاسیان» سروده‌ی «ابتهاج» متن ـ صدای شاعر [+]
● شعر «در جستجوی پدر» سروده‌ی «شهریار» متن ـ صدای شاعر [+]

* * *
یادنامه‌ی «هوشنگ ابتهاج» (سایه)

* * *

حسین قوامی: سرگشته (تو ای پری کجایی!؟)

تو ای پری کجایی

سرگشته
شعر: هوشنگ ابتهاج (سایه)
آهنگ: همایون خرم
تنظیم آهنگ: جواد معروفی
خواننده: حسین قوامی

ادامه خواندن حسین قوامی: سرگشته (تو ای پری کجایی!؟)

هوشنگ ابتهاج: تاسیان (صدای شاعر)

هوشنگ ابتهاج تاسیان

تاسیان
هوشنگ ابتهاج (سایه)

خانه دلتنگ غروبی خفه بود
مثل امروز که تنگ است دلم
پدرم گفت: چراغ
و شب از شب پُر شد
من به خود گفتم: یک روز گذشت
مادرم آه کشید
زود برخواهد گشت
ابری آهسته به چشمم لغزید
و سپس خوابم بُرد

که گمان داشت که هست این‌همه درد
در کمینِ دلِ آن کودک خُرد؟
آری آن روز چو می‌رفت کسی
داشتم آمدنش را باور
من نمی‌دانستم
معنیِ «هرگز» را
تو چرا بازنگشتی دیگر؟

آه ای واژه‌ی شوم
خو نکرده‌ست دلم با تو هنوز
من، پس از، این‌همه سال
چشم دارم در راه
که بیایند عزیزانم
آه . . .

* * *
یادنامه‌ی «هوشنگ ابتهاج» (سایه)

* * *

مرگ دوباره: سروده و دستخط هوشنگ ابتهاج (سایه)

در هفت آسمان چو نداری ستاره‌ای
ای دل کجا روی که بُوَد راه چاره‌ای
حالی نماند تا بزنی فالی ای رفیق
خیری کجاست تا بکنی استخاره‌ای
هر پارهٔ دلم لبِ زخمی‌ست خون‌فشان
جز خون چه می‌رود ز دل پاره‌پاره‌ای
از موج‌خیز حادثه‌ها مأمنی نماند
کشتی کجا برم به امیدِ کناره‌ای
دیدار دل‌فروز تو عمر دوباره بود
اینک شبِ جدایی و مرگ دوباره‌ای
از چین ابروی تو دلم شور می‌زند
کاین تیغِ کج به خونِ که دارد اشاره‌ای
گر نیست تاب سوختنت گرد ما مگرد
کآتش زند به خرمن هستی شراره‌ای
در بحر ما هر آینه جز بیم غرق نیست
آن به کزین میانه بگیری کناره‌ای
ای ابرغم ببار و دل از گریه باز کن
ماییم و سرگذشتِ شبِ بی‌ستاره‌ای

تهران اردیبهشت ۱۳۶۶
هوشنگ ابتهاج (ه. الف. سایه)

* * *
یادنامه‌ی «هوشنگ ابتهاج» (سایه)

* * *