هوشنگ ابتهاج: گریز (مجموعه ترانه‌ها)

هوشنگ ابتهاج گریز

گریز
از هم گریختیم.
وان نازنین پیاله‌ٔ دلخواه را، دریغ
بر خاک ریختیم!

جان من و تو تشنهٔ پیوند مهر بود،
دردا که جان تشنهٔ خود را گداختیم!
بس دردناک بود جدائی میان ما،
از هم جدا شدیم و بدین درد ساختیم.

دیدار ما که آن‌همه شوق و امید داشت،
اینک نگاه کُن که سراسر ملال گشت،
وان عشق نازنین که میان من و تو بود،
دردا که چون جوانی ما پایمال گشت!

با آن‌همه نیاز که من داشتم به تو،
پرهیز عاشقانهٔ من ناگریز بود.
من بارها به سوی تو آمدم، ولی
هر بار دیر بود!

اینک من و توایم دو تنهای بی‌نصیب،
هر یک جدا گرفته ره سرنوشت خویش.
سرگشته در کشاکش طوفان روزگار،
گم‌کرده همچو آدم و حوا بهشت خویش!

تهران ـ اردیبهشت ۱۳۳۶
مجموعه «یادگار خون سرو»

دستخط هوشنگ ابتهاج (سایه) در بالای مطلب، برگرفته از این تصویر است. [+]

* * *
یادنامه‌ی «هوشنگ ابتهاج» (سایه)

* * *

هوشنگ ابتهاج: سروستان (برای مرتضی کیوان)

« . . . این شعر رو سال ۱۳۵۲ ساختم. مسگر آباد، گورستان بود. گور مرتضی کیوان هم اونجا بود. اونجا رو کوبیدن. برای اینکه قبرها را از بین ببرن درخت کاشتن.

ادامه خواندن هوشنگ ابتهاج: سروستان (برای مرتضی کیوان)

واپسین نامه‌ی «مرتضی کیوان» پیش از اعدام

برای دیدن تصویر در اندازه بزرگتر روی عکس کلیک کنید

از یادگارهای باقی‌مانده از «مرتضی کیوان»، یکی هم دستخط و نامه‌ای است که ساعتی پیش از اعدام در زندان خطاب به مادر، خواهر و همسرش «پوری سلطانی» نوشته است.

ادامه خواندن واپسین نامه‌ی «مرتضی کیوان» پیش از اعدام

«مرتضی کیوان» و پیرامونیان او

مرتضی کیوان

تاریخ صدور کارت عضویت «مرتضی کیوان» در کتابخانهٔ ملی را دیدم (۵ اسفند ۱۳۳۱) و تاریخ پروانهٔ ورود به کتابخانهٔ مجلس شورای ملی «پوری سلطانی» همسر او که دقیقا سه‌سال و دو ماه بعد (۵ دی ۱۳۳۴) است. یاد آمد از جایگاهی که مرتضی کیوان در جمع هنرمندان و اهل قلم و ادبیات داشت. [+]

ادامه خواندن «مرتضی کیوان» و پیرامونیان او

از «شهریار» به «سایه»

از شهریار به سایه

خدمت دوست شاعر و هنرمند، جناب آقای سایه [هوشنگ ابتهاج] تقدیم شده است.
تبریز ـ مرداد ۱۳۳۷ سید محمدحسین شهریار

* * *
از «محمدحسین شهریار» در این سایت:
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا (مجموعه ترانه‌ها)
شعرهای شهریار با صدای شاعر (کانون پرورش فکری)
خط و امضای «شهریار» برای هوشنگ ابتهاج (سایه)
علی ای همای رحمت (خط شاعر و تاریخ سرایش)

* * *
یادنامه‌ی «هوشنگ ابتهاج» (سایه)

* * *

هوشنگ ابتهاج: در کوچه‌سار شب (مجموعه ترانه)

هوشنگ ابتهاج کوچه سار شب

درین سرای بی‌کسی کسی به در نمی‌زند
به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی‌زند

یکی زشب‌گرفتگان چراغ بر نمی‌کُند
کسی به کوچه‌سار شب در سحر نمی‌زند

نشسته‌ام در انتظار این غبار بی‌سوار
دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی‌زند

گذرگهی است پُر ستم که اندر او به غیر غم
یکی صلای آشنا به رهگذر نمی‌زند

دل خراب من دگر خراب‌تر نمی‌شود
که خنجر غمت از این خراب‌تر نمی‌زند

چه چشم پاسخ است از این دریچه‌های بسته‌ات؟
برو که هیچ‌کس ندا به گوش کر نمی‌زند

نه سایه دارم و نه بر، بیفکنندم و سزاست
اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمی‌زند

تهران، دی ماه ۱۳۳۷

* * *
یادنامه‌ی «هوشنگ ابتهاج» (سایه)

* * *

هوشنگ ابتهاج: بر سواد سنگفرش راه (صدای شاعر)

هوشنگ ابتهاج جلاد ننگت باد

از دستاوردهای وقایع سال‌های اخیر در ایران، یکی هم جان گرفتن دوبارۀ «ترانۀ معترض» است. بسیاری ترانه ـ سرود که به‌شکلِ آشکار یا پنهان اجرا شد و از طریق اینترنت در دسترس همگان قرار گرفت. کارهایی گاه بسیار حرفه‌ای که پدید آورندگان و خوانندگانِ آن اعلام و معرفی نشده‌اند. از ایندست آثار، یکی هم این ترانه است که بر مبنای سرودۀ «بر سوادِ سنگفرش راه» اجرا و منتشر شد. بشنوید!

ادامه خواندن هوشنگ ابتهاج: بر سواد سنگفرش راه (صدای شاعر)