
عاشق شدن بیحاصله!
آهنگساز: اسدالله ملک
ترانهسرا: هما میرافشار
خواننده: مهستی
انتشار ترانه: پاییز سال ۱۳۴۹
وقتی که دلها سنگ و گِله
عاشق شدن بیحاصله
عاشقی درمون نداره، صحبت از درمون مکُن
زندگی را پیشِ چَشمم گوشهیِ زندون مکُن
ای دلِ دیوونهیِ من
همدم و همخونهیِ من
وقتی دلا سنگ و گِله
عاشق شدن بیحاصله
خدایا چه خوبه که بینِ دو تا دل یه دنیا نباشه
چه حاصل زِ عشقی پُر از شور و مستی که فردا نباشه
دو تا دل نبینی که عشق و وفاشون زِ سودا نباشه
دلی باصفا کو که پیشِ تو فکرش به صدجا نباشه
عاشقی درمون نداره، صحبت از درمون مکُن
زندگی را پیشِ چَشمم گوشهیِ زندون مکُن
ای دلِ اَفسردهیِ زود آشنا
میکُشد آزارِ این مردم تو را
وقتی دلا سنگ و گِله
عاشق شدن بیحاصله
♫ LP Cover ♫
* * *

چشم سیاه
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: انوشیروان روحانی
خوانندگان: جلیل زلاند ـ مهستی
ترانه فیلم: شیرین و فرهاد
چشم سیاه داری قربانت شوم من
خانه کجا داری مهمانت شوم من
در سر کوی تو کردم آشیانه
منزل دل کویت، خانه شد بهانه
در دل من غوغا کرده شوق دیدار
دل به تو مایل شد، دیده هم خریدار
میکشد آتشها از لبم زبانه
تا تو شوی شمع مجلس شبانه
با این چشمان سرمستِ آهو
با این پیوسته زنجیر گیسو
با این قلب پرشور از آرزو
گویم شرح عشقم را مو به مو
عشق تو را میخواهم ز خدا
از تو نمیخواهم غیر تو را
تا دل من یک دیوانه شده
با سر زلفت همخانه شده
قصهی عشقم افسانه شده
قصهی تو شور هرشب من
جای دعا نامت بر لب من
عشق تو را میخواهم ز خدا
از تو نمیخواهم غیر تو را
♫ LP Cover ♫
* * *

دل که گناهی نداره
آهنگساز: صدرالدین مهوان
ترانهسرا: رضا میرفخرایی
خواننده: مهستی
انتشار ترانه: تابستان سال ۱۳۵۱
عشق که بر دَر میزنه
رویِ دلی پَر میزنه
قلبو هراسون میکُنه
دیده رو گریون میکُنه
میگن گُنهکار دله
اَسیر و بیمار دله
دل که گناهی نداره
چاره به راهی نداره
کارِ دل عاشق شدنه
سوختنه، ساختنه!
هرجا که حرف، حرفِ غمه
شادی و خوشحالی کمه
خیالِ باطل میکُنن
شِکوه از این دل میکُنن
دل که گناهی نداره
چاره به راهی نداره
کارِ دل عاشق شدنه
سوختنه، ساختنه!
هرجا که حرف، حرفِ غمه
شادی و خوشحالی کمه
خیالِ باطل میکُنن
میگن گُنهکار دله
اَسیر و بیمار دله
دردشو اَفزون میکُنن
اَشکشو بارون میکُنن
دل که گناهی نداره
چاره به راهی نداره
کارِ دل عاشق شدنه
سوختنه، ساختنه!
♫ LP Cover ♫
* * *

دل میگه دلبر میاد
آهنگساز: عماد رام
ترانهسرا: هما میرافشار
خواننده: مهستی
اجرای ترانه: بهار سال ۱۳۴۹
دل میگه، دلبر میاد، انتظارم سَر میاد
پونه از خاک درمیاد، یارم از سفر میاد
میدونه فصلِ بهاره، دلِ یارش بیقراره
میدونه طاقت نداره،سرِ راه چَشمانتظاره
میدونه بیآشیونم، میدونه بیهمزبونم،
نمیخواد تنها بمونم، باوفا و مهربونم
منو تنها نمیذاره میدونم
رو دلم پا نمیذاره میدونم
گُل میاد، بهار میاد، بویِ عطرِ یار میاد
آرزو به بار میاد، به دلم قرار میاد
میدونه دنیا سرابه، آرزو نقشِ بر آبه
زندگی بیعشق و مستی میدونه رنج و عذابه
منو تنها نمیذاره میدونم
رو دلم پا نمیذاره میدونم
● این ترانه نخستینبار در سال ۱۳۴۸ با صدای «نادیا رام» [خواهر عماد رام] در بکی ار برنامههای تلویزیونی اجرا شد. سال بعد با صدای مهستی بازخوانی، و سپس با شعر دیگری از «معینی کرمانشاهی» بهنام «سپید و سیاه» با صدای عماد رام نیز اجرا و منتشر شد. [در اینجا بشنوید.]
♫ LP Cover ♫
* * *

دیگه بسمه!
آهنگساز: حبیبالله بدیعی
ترانهسر: محمدعلی شیرازی
خواننده: مهستی
انتشار ترانه: پاییز سال ۱۳۵۱
دیگه بسمه، رنجِ تو بُردن بسه
دیگه بسمه، گولِ تو خوردن بسه
آخه دیگه دل خون شده، ویروون شده
دیگه واسه من زندگی زندون شده
یه عُمرِ در آرزویت خدا، خدا کرده دلم
همهیِ اُمیدشو جز تو رها کرده دلم
تا کی دلِ تنگو فریبش بدم؟
با وعدههات صبر و شکیبش بدم
. . .
. . .
تا وقتی عاشق نبودم، غم نبود
تو زندگی هیچی برام کَم نبود
تو داغِ غم رویِ پیشونیم زدی
آتیش تو بر جون و جوونیم زدی
ازم گرفتی همه شورِ منو
شکستی تو قلب و غرورِ منو
دیگه با چه اُمیدی با غم سَر کنم؟
واسه چی دروغِ تورو باور کنم!
. . .
● در اجرای کمتر شنیده شنیده این ترانه (تراکت اول) قسمتی از شعر ترانه بهصورت رُمانس اجرا میشود و با اجرای منتشر شده بر روی صفحه متفاوت است. (ترانه و متن و توضیح برگرفته از: کانال تلگرامی «دیسکوگرافی مهستی»)
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *

دعا
شعر: جهانبخش پازوکی
آهنگ: جهانبخش پازوکی
خواننده: مهستی
انتشار ترانه: پاییز سال ۱۳۵۱
دستامو به جانبِ خدا میکُنم
هر شب واسه عشقمون دُعا میکُنم
وقتی به خدا میگم غمِ خودمو
تو بیخبری چه گریهها میکُنم
ای برایِ من همه کَس
هستیام تو هستی و بَس
قلبِ پُر اُمیدِ منو
تو فقط شکستی و بَس
اگه ای خدا جوابم رو ندی
نالهیِ سینهمو اَفزون میکُنم
اگه برنگردونیش باز پیشِ من
اَشکِ چشمامو دو چندون میکُنم
اما ای خدایِ عالَم میدونم که مهربونی
دلِ بندهیِ خودت رو میدونم نمیسوزونی
. . .
. . .
♫ LP Cover ♫
* * *
نماد و نشانههای مذهبی در ترانههای ایرانی
* * *

فریاد
شعر: جهانبخش پازوکی
آهنگ: جهانبخش پازوکی
خواننده: مهستی
انتشار ترانه: نوروز سال ۱۳۵۲
این ثانیهها، دقیقهها به جونِ من نیش میزنن
هی صحرایِ خشکِ عُمرمو خیش میزنن
اونهایی که از این دنیا سیر نمیشن
با سفرهیِ پُر طعنه به درویش میزنن
فریاد، فریاد، فریاد
یه روز لحظهها تلخه، یه روز شیرینِ شیرین
یه روز خنده رو لبها، یه روز غمگینِ غمگین
فریاد، فریاد، فریاد
ای داد، ای داد، ای داد
آدما! چهرهیِ زندگی زیرِ نقابه
گاهی خوب، گاهی بد، بازیهایِ زمونه بیحسابه
عُمرِ ما آدما بین دو تا عدم نشسته اکنون
زندگی با همه خوب و بدش درست مثلِ یه خوابه
. . .
. . .
♫ LP Cover ♫
* * *
ترانهشناسی جهانبخش پازوکی (مهستی)
* * *

حرفِ آخر را بزن!
گوینده: فیروزه امیرمعز
آهنگساز: جهانبخش پازوکی
ترانهسرا: جهانبخش پازوکی
خواننده: مهستی
انتشار ترانه: نوروز سال ۱۳۵۲
این حقیقت در دلم مأوا گرفته
که عشقِ دیگر در دلِ تو پا گرفته
[اینقدر پَروا نکن از اَشکِ من
حرفِ آخر را بزن، حرفِ آخر را بزن!]
تو مرا رنجاندهای، روز و شب گریاندهای
پشتِ دیوارِ ریا، چهره را پوشاندهای
این حقیقت در دلم مأوا گرفته
که عشقِ دیگر در دلِ تو پا گرفته
اینقدر پَروا نکن از اَشکِ من
حرفِ آخر را بزن، حرفِ آخر را بزن
آنچه را باید بفهمم، من دگر فهمیدهام
بارها از دستِ تو، پیشِ خدا نالیدهام
تو مرا رنجاندهای، روز و شب گریاندهای
پشتِ دیوارِ ریا، چهره را پوشاندهای
. . .
. . .
♫ LP Cover ♫
* * *
ترانهشناسی جهانبخش پازوکی (مهستی)
* * *

گنه چه کردم مگر خدایا
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: مهستی
ترانه فیلم: قاتلین هم میگریند
انتشار ترانه: بهار سال ۱۳۴۸
الهی چه کردم نمیدونم
گناهِ نکرده به زندونم
چو مرغِ اَسیری پریشونم
رسیده از این غم به لب جونم
اگر آهِ من آتش اَفروزد
ز سوزِ دلم آسمان سوزد
بهجز بیگناهی، گناهی ندارم
بهجز غم پناهی ندارم
بهجز اَشکِ حسرت، ندارم چراغی
ندارم زِ بختم سراغی
برایِ دلی که پُر از خونه
بهشتِ خدا هم چو زندونه
بهغیر خدا کَس نمیدونه
که تویِ دلم غم فراوونه
گُنه چه کردم مگر خدایا
چرا بسوزم چنین به غمها
* * *

ای خدا چه کُنم!؟
(گلهای رنگارنگ ۴۲۸)
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: پرویز یاحقی
تنظیمکننده: جواد معروفی
خواننده: مهستی
انتشار ترانه: زمستان سال ۱۳۴۵
چه کُنم، ای خدا چه کُنم؟!
آنکه رفته و دل داده بر دگری
یکبار دگر با جلوهگری شادم بنماید
چه شود، ای خدا چه شود؟
آنکه همره خود برده جانِ مرا
یکبارِ دگر با مهر و وفا یادم بنماید
از آن زمان که چَشمِ او میام دهد سبو، سبو
داغِ دگر به دل نهادهام من
کنارِ هر شقایقی به یادِ چَشمِ مستِ او
گریهکنان زِ پا فتادهام من
دلم که بر دو زلفِ یارم بسته
زِ هر طرف رهِ فرارم بسته
به یادِ تارِ موی او سازِ دلم چه دلنشین زند ترانه
به شعلهیِ محبتی کز دلِ من میکشد زبانه
که عشق پاکِ من نخواهد
بهجز هلاکِ من، نخواهد
. . .
. . .
● دومین و آخرین همکاری مهستی با پرویز یاحقی.
* * *