
جانم لیلی
شعر: خاقانی (افغانی)
آهنگ: جلیل زولاند
خواننده: رامش
♫ LP Cover ♫
* * *

نماز
شعر: شهیار قنبری
آهنگ: اسفندیار منفردزاده
خواننده: رامش
تن تو، ظهر تابستونو به یادم میآره
رنگ چشمهای تو بارونو به یادم میآره
وقتی نیستی زندگی فرقی با زندون نداره
قهر تو تلخیی زندونو به یادم میآره
من نمازم تو رو هر روز دیدنه
از لبت دوستت دارم شنیدنه
تو بزرگی مث اون لحظه که بارون میزنه
تو همون خونی که هر لحظه تو رگهای منه
تو مث خواب گل سرخی، لطیفی مث خواب
من همونم که اگه بی تو باشه، جون میکنه
من نمازم تو رو هر روز دیدنه
از لبت دوستت دارم شنیدنه
تو مث وسوسهی شکار یک شاپرکی
تو مث شوق رها کردن یک بادباکی
تو همیشه مث یک قصه، پر از حادثهیی
تو مث شادی خواب کردن یک عروسکی
من نمازم تو رو هر روز دیدنه
از لبت دوستت دارم شنیدنه
تو قشنگی مث شکلهایی که ابرا میسازن
گلهای اطلسی از دیدن تو رنگ میبازن
اگه مردای تو قصه بدونن که اینجایی
برای بردن تو با اسب بالدار میتازن
من نمازم تو رو هر روز دیدنه
از لبت دوستت دارم شنیدنه
تهران، ۱۳۵۲

ما را به یک خانهی امنیتی، در خیابان بیست و پنجم شهریور سلطنتآباد، فرا خواندند. بازجویی. نخستین سین، جیم. بازپرس کسی بود که با نام مستعار «تجویدی» همیشه در یک شرکت تولید کنندهی صفحه و نوار، به دور خود میچرخید و همه را «استاد» مینامید. آقای تجویدی قلابی به ما گفت که: «آقایان به شدت از ترانهی نماز آزرده خاطر شدهاند». پرسیدم: «کدام آقایان؟» گفت: «طبقهی روحانی. این ترانه، آرامش شهر قم را برهم زده است». بازپرس آنگاه به مذهب تهیهکنندهی صفحه اشاره کرد و گفت: «انگار یهودیان خواستهاند به دست شما، بر دین اسلام ضربه وارد کنند! . . .». یک شوخیی غمانگیز با یک ترانهی عاشقانه!
[دریا در من، گزینۀ ترانههای شهیار قنبری، نشر نکیسا (آمریکا)، چاپ اول ۱۹۹۵ ص. ۵۸]
* * *
مجموعهای از بازخوانی ترانهٔ «نماز»
* * *

لالهٔ تنها
شعر: کریم فکور
آهنگ: فریدون ناصری
خواننده: رامش

زیر چراغ آسمون
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: رامش

عاشق
آهنگساز: عطاءالله خرم
ترانهسرا: تورج نگهبان
انتشار ترانه: بهار سال ۱۳۴۴
رامین:
بشنو آوازم، نوای جانگدازم
که گوید با تو رازم، بشنو، بشنو!
رامش:
دور از تو تنها سر دهد دلم آوا
ز من ای دلنوازم، بشنو، بشنو!
رامین: بشنو از جانم، قصّهی رنجِ هجرانم
رامش: غمِ عشقِ تو میدانم
نبود به خدا، دلم از تو جدا
رامین: اشکِ حسرتها چو بنشیند به دامانم
رامش: من از اشکِ تو میخوانم
قصّهای غمافزا، بهخدا، بهخدا
رامین: تو ای آرامِ جان، گویمت رازی نهان
که از دل آمد بر زبان، بگذارم، تا گویم:
عاشق تو هستم، تو را میپرستم
رامش: در دلِ من هم چو جان
کرده عشقت آشیان
از تو بوده غم، نهان
در این غم، چون من هم
بشد دل ز دستم، تو را میپرستم
همخوان:
عاشق تو هستم، تو را میپرستم
● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»
* * *

برو خدا نگهدار
آهنگساز: عطاالله خرم
ترانهسرا: نظام فاطمی
انتشار ترانه: نوروز سال ۱۳۴۴
رامش: گُل بادوم، گُل نار
رامین: طبیب قلبِ بیمار
رامش: تو که میل سفر داری، برو خدانگهدار
سر گشت و گذر داری، برو خدانگهدار
خدا یارت باشه، آمین
نگهدارت باشه، آمین
تو که میل سفر داری، برو خدانگهدار
سر گشت و گذر داری، برو خدانگهدار
رامین:
میخوامت خوب ببینم
اما سرشکم راه نمیده
زبونم میگه برو
اما دلم رضا نمیده
رامش: گُل بادوم، گُل نار
رامین: طبیب قلبِ بیمار
رامش: تو که میل سفر داری، برو خدانگهدار
سر گشت و گذر داری، برو خدانگهدار
رامین: بیتو در چمن یاسمن جلوه نداره، نداره
دارم انتظار فصل بهار بیاد دوباره
رامش: گُل بادوم، گُل نار
رامین: طبیب قلبِ بیمار
رامش: تو که میل سفر داری، برو خدانگهدار
سر گشت و گذر داری، برو خدانگهدار
● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»
● اجرای دیگری از این ترانه با همراهی ارکستر اکبر صدیف و همچنین تغییراتی در شعر، با نام «گُل بادام» و صدای عباس منتجم شیرازی نیز اجرا شده است.
* * *

پرتو زندگی
شعر: عبدالله الفت
آهنگ: سیروس شهردار
خواننده: رامش
جلوهٔ آرزو در فروغ نگاه تو بینم
پرتو زندگی در دو چشم سیاه تو بینم
ناز لبخندِ گل در لبِ بوسهخواه تو بینم
تو از عشقِ سرکش نشاندی بر آتش
وجودِ مرا همچو پروانه
تو آن مستِ نازی، تو آن نغمهسازی
که مستم کُنی با ترانه
از تو جز مهربانی جان من آرزویی ندارد
عاشقم بر تو از جان، این دگر گفتگویی ندارد
دختر شهر رؤیا توئی، تو!
بیخبر از دلِ ما توئی، تو!
گرچه هستم پریشانتر از تار گیسویت
یک گل است و نظرها به سویش
هر دلی میکُند آرزویش
ای دل من بیا بگذر از آرزویش
جلوهٔ آرزو در فروغ نگاه تو بینم
پرتو زندگی در دو چشم سیاه تو بینم
ناز لبخندِ گل در لبِ بوسهخواه تو بینم
به تار وجودم، تو در تار و پودم
فکندی شررها ز آوایت
تو آن نغمهسازی که با دلنوازی
دلم میبری با نوایت
پینوشت:
● دسترسی به این نسخه از ترانهٔ «پرتو زندگی» به لطف آقای مرتضا نامنژاد میسر شد. ایشان که پایهگذار و گردانندهٔ صفحهٔ معتبر و مرجع شهر ترانه در اینستاگرام هستند در معرفی این آهنگ و نسخهٔ کامل آن نوشتهاند:
«در سال ١٣۴۵ «رامش» ترانهای اجرا کرد با نام «پرتو زندگی»؛ با شعری از «عبدالله الفت» و آهنگ فوقالعادهی «سیروس شهردار». اما تا کنون نسخهی کامل این ترانه منتشر نشده بود و تمام نسخههای موجود ۴ دقیقهی نخست از این ترانهی هشت دقیقهای را ندارند. این در حالیاست که اُورتور (پیشدرآمد) این ترانه به تنهایی یک شاهکار است. متاسفانه هنوز عدهای به نقش مهم پیشدرآمد در آمادهسازی ذهن برای شنیدن متن ترانه واقف نیستند، و حتی دیده شده که گاهی شنونده، پیشدرآمد را با دور تند رد میکند تا به صدای خواننده برسد!»
● صفحهٔ اینستاگرام شهر ترانه را در اینجا ببنید.
* * *

پاپلی
آهنگساز: عطاءالله خرم
ترانهسرا: کریم فکور
خوانندگان: رامین ـ رامش
انتشار ترانه: تابستان سال ۱۳۴۴
پاپلی، پاپلی
پاپلی ای پروانهی زیبا
که نهی پا به دامن گلها
پاپلی ای پروانهی من
تو چه دانی غم نهانم را
تو چه دانی فسانهی من
پاپلی، پاپلی
تو به رقص آیی در میان گلها
ز طنین ترانهی من، آه
من نهان دارم آتشی به دلم
شده مستی بهانهی من
پاپلی، پاپلی
چه جهان خوشی
روی دامن گُل داری
پاپلی، پاپلی
تو خوشی به جهان
که همیشه به گلزاری
تو نشانی از عشق و وفایی
تو سرور و نشاط آری
چه بُود ثمر این هستی
چو به بر نبود یاری!
پاپلی، پاپلی
چه جهان خوشی
روی دامن گُل داری
پاپلی، پاپلی
تو خوشی به جهان
که همیشه به گلزاری
«پاپلی» در برخی گویشهای محلی، بهویژه در مازندرانی، به معنای «پروانه» بهکار میرود.
● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»
* * *

جهیز
آهنگساز: عطاالله خرم
ترانهسرا: نظام فاطمی
تنظیمکننده: عطاالله خرم
انتشار ترانه: نوروز سال ۱۳۴۴
(اولین ترانهی دو صدایی رامش و رامین)
رامین:
آینهی قدی، چراغ بلور
سماور و قلیون، گُلابپاش دو جور
سوزنیِ ترمه، دو تا تُنگ آب
مُتکای مخمل، دو دست رختخواب
همخوان: قطار، قطار با دف و ساز
میارن واسه عروس جهاز
رامین:
کف بزن و دف بزن که غم بشه دور
اسفندو دود بکن، چشم حسود کور
پای هم پیر بشن عروس و دوماد
دو تا برگ گُل و دو شاخ شمشاد
رامین: عروس که ناز میکنه
رامش: ناز به جهاز میکنه
همخوان: قطار، قطار با دف و ساز
میارن واسه عروس جهاز
● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»
● ترانه جهاز [جهیز] اول بار در سال ۱۳۴۳ با صدای عباس منتجم شیرازی در پایان فیلم دهکده طلایی اجرا شد. این ترانه نوروز ۱۳۴۴ در برنامه یک شاخه گل (شماره ۲۶۰) با همخوانی رامین و رامش بازخوانی شد.
* * *