
رویای شیرین
شعر: ایرج تیمور تاش
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: دلکش
بیخبر آمد ناگه از در گُلِ من
پرتو شادی پیدا شد در دلِ من
رنج خواری جانا تا کی
نالان بودم ای مَه چون نی
با نگاه تو، جان فدا کُنم
گر جفا کُنی، من وفا کُنم
بیخبر آمد ناگه از در گُلِ من
پرتو شادی پیدا شد در دلِ من
رنج خواری جانا تا کی
نالان بودم ای مَه چون نی
ای پریرو از فراق تو تا به کی شب را سحر کُنم
نیمهشبها ناله سر کُنم، عالمی را با خبر کُنم
تا به کی همچو نِی نالم از هجران رویت، آه
آه از آن شبها، محزون و تنها
بودم دور از رخ تو
* * *

به کنارم بنشین
شعر: رهی معیری
آهنگ: مهدی خالدی
خواننده: منوچهر سخایی ـ دلکش
ترانه فیلم: شرمسار
بنشین ای گل، به کنارم بنشین!
سوز دل میدانی، بنشین تا بنشانی، آتش دل را
یک نفس مرو که جز غم، همنفس ندارم
یار کس مشو که من هم جز تو کس ندارم
ماه من! به دامنم بنشین کز غمت ستارهبارم
شکوهها ز دوریت هر شب با مَه و ستاره دارم
من چه باشم؟ بستهٔ بندت
نیمهجانی، صید کمندت، آرزومندت
از غمت چون ابر بهارم
ای به از گلهای بهاری روی دلبندت
ای شمع طرب، سوزم همه شب،
بنشین که شود طی شب تارم
بنشین! به کنارم بنشین!
مرو، مرو که بیتابم من
درون آتش و آبم من
دامنم، ز اشکِ غم تَر باشد
خارم ای گل، بستر باشد
بیا بیا که نوشم جامی
ستانم از دهانت کامی
طرهٔ تو بوسهباران سازم
گه جان یابم
گه جان بازم
مه فتنهگرم، چه روی ز برم؟
چون ز دلداری آمدی باری
تا به پایت جان بسپارم، بنشین!
* * *

یواش یواش
شعر: اصغر واقدی
آهنگ: ناصر زرآبادی
خواننده: دلکش
پرسون پرسون، یواش یواش اومدم در خونتون
ترسون ترسون لرزون لرزون اومدم در خونتون
یک شاخه گل در دستم سر راهت بنشستم
از پنجره منو دیدی مثلِ گلها خندیدی
آه به خدا، آن نگهت از خاطرم نرود
گفتم بهخدا قهر گناهه
دل منتظره، چشم به راهه
ای من به فدات ناز مکُن تو
با چشم سیات ناز مکُن تو
این دو روزه دنیا مثل خواب و رویا، گذرونه
با هم آشتی کنیم که بهار دوباره گل فشانه
* * *

آمدم
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: دلکش
آمدم، آمدم که سر آید انتظار تو
آمدی، آمدی که بمیرم در کنار تو
میدانستم در این خلوت
به امیدم بنشستی، شدهای بیتاب
آری، دارم شوق رویت چه بخوابم چه نباشد خواب
به عهد خود پابندم من
ز عشق تو خرسندم من
به دامنت سر بگذارم، جور زمان گر بگذارد
بیم رقیب گر برخیزد، دور زمان گر بگذارد
با تو سرخوشم
جانم ز وصالت خرسند است
بختم ز وفایت، بیدار است
بر لب، به نگاهت لبخند است
قلبم ز محبت سرشار است
گل با رویت به چشمم خار است
جز این دلِ شکسته گو چه دارم من تا بیفشانم زیر پای تو
ای آرزوی جانم، من نمیخواهم جز وفای تو، جز وفای تو
* * *

با خیال تو
شعر: ایرج تیمورتاش
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: دلکش
ترانه فیلم: دزد بندر
بیا کنارم شبها، که بیتو باشم تنها
بر حالم بنما نظری، بازآ تا کی بیخبری
دارم از غم ای ماه، روز و شب به سینه آه
زشت و زیبا، در این دنیا شادان ز شعف
با رویای زندگی عمری را به سر برم
[تا از آسمان عمر بیرون آید اخترم]
گفتم زین پس یادِ رویی
نروم از صید گیسویی
با خیال تو شب سحر کُنم
بیا کنارم شبها، که بیتو باشم تنها
بر حالم بنما نظری، بازآ تا کی بیخبری
* * *

گرفتار (کنج قفس)
شعر: ناصر رستگارنژاد
آهگ: نیلوفر [دلکش]
تنظیم آهنگ و ارکستر: مجید وفادار
خواننده: دلکش
من گرفتارم و تو گرفتاری
من غمی دارم و تو غمی داری
وای از دل من
تو به کنج قفس، من به دلداری
شد هجرش مشکل من
به خدا که شدم سیر از این جهانی فانی
به خدا کُشدَم این بلای زندگانی
تو مرغ بیپَر و بال اسیر این قفسی
من هم اسیرم چون تو به دام کسی
● این ترانه ـ با تغییراتی در متن ـ با نام «کنج قفس»، اول بار در فیلم «شبنشینی در جهنم» اجرا شده است. (در اینجا بشنوید.)
* * *

ثریا
محلی گیلانی
ارکستر: مهدی خالدی
خواننده: دلکش
* * *
ترانههای زنان برای زنان
* * *
نام دختران در ترانههای ایرانی
* * *

گرفتار (کنج قفس)
شعر: ناصر رستگارنژاد
آهگ: نیلوفر [دلکش]
تنظیم آهنگ و ارکستر: مجید وفادار
خواننده: دلکش
ترانه فیلم: شبنشینی در جهنم
من گرفتارم و تو گرفتاری
من غمی دارم و تو غمی داری
وای از دل من
تو به کنج قفس، من به دلداری
شد هجرش مشکل من
به خدا که شدم سیر از این جهانی فانی
به خدا کُشدَم این بلای زندگانی
تو مرغ بیپَر و بال اسیر این قفسی
من هم اسیرم چون تو به دام کسی
* * *

یک امشب
شعر: ایرج تیمورتاش
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: دلکش
شبها من از تنهایی مینالم
یک امشب جانا بنگر بر حالم
از هجرت از دیده خون بارم
یک امشب رحمی بر حالِ زارم
آوخ! گشتم تنها، یاد از نیمهشبها
بهخدا، بهخدا شده خون دلِ ما
امشب دور از تو نالانم من
* * *

نازنین من
شعر: کریم فکور
آهنگ: مهدی خالدی
خواننده: دلکش
نازنین من نشود رام دگری
بر زبان خود نبرد نام دگری
وای اگر خورد مَهِ جرعهنوش من
در غیابِ من می از جام دگری
کس ندارد خبر از آنچه میان من و اوست
صحبت عشق و وفا وردِ زبان من و اوست
گریهها همچو مینای می در گلو دارم
چکنم، دولتِ وصلش را آرزو دارم
تا کی سوزم؟ تا کی سازم؟
من که در لوح دل نفش او دارم
چون در خلوت یابد بازم
با دو چشم مستش گفتگو دارم
آن گل از پرتو این و آن
کی به خود هر زمان رنگِ دگر میگیرد
گرچه بر هر کجا بگذرد
جای خود در قلبِ اهل نظر میگیرد
ای پری مدهوشم، جرعه چون مینوشم از شراب عشقت
در راهت جان بازم، روز و شب میسازم با عذاب عشقت
شد پرستیدنِ آن روی مَهت آیینم
خوشه از خرمن آن عشق تو برمیچینم
* * *