
بدگمان
شعر: محمدعلی شیرازی
آهنگ: پرویز مقصدی
تنظیم آهنگ: واروژان
خواننده: غلامعلی روانبخش
ای همسر آزردهی من
ای لالهی پژمرده من
آخر لبت آمد به فریاد
از رشک من، نفرین به من باد!
آخر دل پاکت شکستم
با سنگِ غم، ای داد و بیداد
گر بر تو کردم بدگمانی
بر من ببخشا ای که دانی
آتش این عشق سوزان
شعله زد بر دشتِ من
اکنون خریدار وفایت
پوزش بهلب، افتم به پایت
تا نخندی، من نخندم، گر بخشکد اشک من
آن نازنین دست تو کو بر سر من، همسر من
تا شوید این خونابه از چشم تر من
* * *

نامهٔ غم
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: دلیله نمازی

نیلوفر دریا
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: آرتوش
ای خوش آن صبحدم که پیراهنش
نرم و لغزان برون شود ز تنش
میخزد همچو قو به برکهی آب
برکه صد بوسه گیرد از بدنش
گردنش سیمگون و شورافزا
موجانگیز و نور پاشیده
مرمر ساقهای پایش را
دستِ مهتاب تراشیده
گیسوانش به روی شانهی آب
چون نیلوفر پراکنده
سینهی پُر کرشمهاش چون قو
ز سپیدهدم آکنده
به سپیدی فسانهای، گویی یاس خوشبویی
ای بهشتِ شکوفهپرورم، تو مگر اویی؟
ای عشق، ای فسانهی من، جادوی آرزو
بگشا دل او را با این کلید او
♫ LP Cover ♫
* * *

طلاق
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: دلیله نمازی

عشق من خدای من
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۷
در قلب من غوغا کُند
عشق تو و عشق خدا
آن عشق سامانم میدهد
این عشق میسوزاند مرا
تا از تو میمانم جدا
روی آورم سوی خدا
در خلوتِ عشق خدا
جویم تو و عشق تو را
کای خدا او آتشی در سینههاست
بای تا سر خندهی آیینههاست
من چه خواهم دید ای دریای نور
در تو با این دیدهی خاموش و کور
من که هستم شهروند شهر عشق
سینه تنگ، از ناامیدی دل اسیر
ای خدا، ای از تو هر عشق بزرگ
عشق کوچک را دگر از من مگیر
* * *

دختر رویایی
شعر: ایرج جنتیعطایی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۷
میدانم میدانم که میبینمت روزی
دست تو را گیرم روی تو را بوسم
ای دختر رویایی من
ندیدهام رویت، نه میدانم نامت
اما تو را میپرستم
در خواب و بیداری، ای دختر رویا
به امید تو زنده هستم
شاید روزی بینم تو را سر راهی
گویم به تو قصهی دل
بنشانمت آن گه در حجلهی گلها
خوانم برایت غصه ی دل
میدانم میدانم که میبینمت روزی
دست تو را گیرم روی تو را بوسم
ای دختر رویایی من
میخوانم، میخوانم با نغمهی جانسوزی
در گوشت از مستی افسانهی دل را
ای همدم تنهایی من
* * *

به من نگو دوستت دارم
شعر: مصطفی جاویدان
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: روانبخش

بذار امشب بخوابم
شعر: ایرج جنتیعطایی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: منوچهر سخایی
روز روشن میره باز شب میرسه
غم میاد به هر دری سر میزنه
مگه میشه چشامو هم بزارم
وقتی غم قلبمو خنجر میزنه
با خیال تو شبا چشم من خواب نمیره
برق اون چشمای مست دیگه از یاد نمیره
بذار امشب بخوابم
بذار امشب بخوابم
نمیدونی که شبا چی میگذره
چشمای دنیایی رو خواب میبره
غم تو شب تو دلم جون میگیره
خوابو از چشمای پُر آب میبره
با خیال تو شبا چشم من خواب نمیره
برق اون چشمای مست دیگه از یاد نمیره
بذار امشب بخوابم
بذار امشب بخوابم
چشمهی چشمای تو، دریای اب
چشمای خستهی من دنبال خواب
با خیال تو شبا چشم من خواب نمیره
برق اون چشمای مست دیگه از یاد نمیره
بذار امشب بخوابم
بذار امشب بخوابم
♫ LP Cover ♫
* * *
ترانهشناسی «منوچهر ـ جهانبخش پازوکی»
* * *

خواست خدا بوده (روز جدایی سر میاد)
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: عارف
ترانه فیلم: سلطان قلبها
غم مخور، روز جدایی سر میاد
خورشید از زندون ابرا در میاد
دست به دست همدیگه تو کوه و دشت
مثل آهوها میریم به سیر و گشت
ای فروغ آرزوی من بخند
در به روی رنج غمپرور ببند
دیگه روز محنت و غمها گذشت
نوبت بیمهری دنیا گذشت
خواست خدا بوده که با هم آشنا باشیم
آسوده از غمها به امید خدا باشیم
دیگر آن دوران سختیها گذشت
آن جداییهای بیپایان گذشت
در به روی آن گذشتهها ببند
ای نگار دلربای من بخند
ما جدا از محنت دنیا میریم
به دیار عشق و شادیها میریم
خونههاش مثل صدف، سفید باشه
آفتاب تابونش از امید باشه
خواست خدا بوده که با هم آشنا باشیم
آسوده از غمها به امید خدا باشیم
* * *
ترانههای فیلم «سلطان قلبها» در بخش «شناسنامه ترانهها»
● عهدیه: لالایی
● عارف: ماشینسواری
● عارف: خواست خدا بوده
● عارف: روز جدایی سر میاد
● عارف ـ یه دل میگه برم، برم
● عارف: دیشب خواب تو را دیدم
● عارف ـ عهدیه: سلطان قلبم کجایی
● عارف ـ عهدیه: وقتی برات نخواد خدا
● عارف ـ عهدیه: یک شب، یک روز، یک ماه، یک سال
● مجموعه ترانههای اجرا شده در فیلم سلطان قلبها
● مجموعه ترانههای بازخوانیشدهی فیلم سلطان قلبها
* * *

دریاچه نور
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: عارف
خاطرت آید که آنشب
از جنگلها گذشتیم
بر تنِ سرد درختان
یادگاری مینوشتیم
با من اندوهِ جدایی
نمیدانی چها کرد
نفرین به دستِ سرنوشت
تو را از من جدا کرد
بیتو بر روی لبانم
بوسه پژمُرده گشته
بیتو از این زندگانی
قلبم آزرده گشته
بیتو ای دنیای شادی
دلم دریای درد است
چون کبوترهای غمگین
نگاهم مات و سرد است
ای دلت دریاچهی نور
گر دلم را شکستی
خاطراتم را به یاد آر
هر جا بیمن نشستی
* * *