
رقص پروانه
شعر: معینی کرمانشاهی
آّهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: رویا
تو، بیمن به کجا بروی؟
من، بیتو به کجا بروم؟
پروانه به کنار گٔل چو به رقص آید؛ تو مرو!
بوی گٔل به دل عاشق طرب افزاید؛ تو مرو!
تو بیا تا یک امشب برود از جانم تب
تو بیا! امشب تو بیا!
تو مرو تا من دیگر نکُنم یارب، یارب
تو بیا! امشب تو بیا!
پروانه به کنار گٔل چو به رقص آید؛ تو مرو
بوی گٔل به دل عاشق طرب افزاید؛ تو مرو
گٔل اگر نازی دارد، تو که سر تا پا نازی
چه شود نازم بکشی
من اگر بیهمرازم، چه شود با دمسازی
سوی خود بازم بکشی
پروانه به کنار گٔل چو به رقص آید؛ تو مرو
بوی گٔل به دل عاشق طرب افزاید؛ تو مرو
* * *

چه شد که رفتی
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: همایون خرم
خواننده: مرضیه
رفتی، که هجران آتشی در سینهام ریزد
رفتی، که دود از شعلههای نالهام خیزد
رفتی، که خوابم روز و شب از دیده بگریزد
به خدای من که نوای من نرسد به گوش تو
نشنیدهام سخن وفا ز لبان نوش تو
از من چرا پیمانه بگرفتی تو که بیوفا بودی
ای دل تو از روز ازل شاید به غم آشنا بودی
به خدای من که نوای من نرسد به گوش تو
نشنیدهام سخن وفا ز لبان نوش تو
تا نالهی سوزان برمیخیزد ز ترانهی من
چه بهانه دگر ز جفای تو خوشتر
تا ساز وجودم شور انگیزد به حریم وفا
چه به گوش دلم ز صدای تو خوشتر
به خدای من که نوای من نرسد به گوش تو
نشنیدهام سخن وفا ز لبان نوش تو
* * *

افسانهٔ عشق
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: حبیبالله بدیعی
خواننده: رویا
ای عاشقان، ای بادهنوشان
ای عارفان، ای پردهپوشان
عشق این زمان افسانه گشته
غم ساقی میخانه گشته
دل در تب و من همچنان خاکستری، در کنار آتش نشستهام
شمعام که با افسردگی در پای این شعلههای سرکش نشستهام
ای آسمان، ای آسمان
ای بیخبر از تشنگان
ابر تو هم دیگر چرا باران ندارد
برقی زند گاهی ولی طوفان ندارد
دیوانهام، دیوانهام من که عمری دویدم پی عشق و هرگز وفایی ندیدم
من که در بی نیازی، ز دیوانهبازی به مجنون رسیدم
♫ LP Cover ♫
* * *
از سرودههای «معینی کرمانشاهی» در این سایت
معینی کرمانشاهی، شاعر ترانههای ماندگار
* * *

مرغ شباهنگ
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: اسدالله ملک
خواننده: محمودی خوانساری
به دورانی که شد قحطِ صفایِ دلها
چرا هر دم نگویم من
خدا، خدا، خدا
من مُرغ شباهنگم
بِشد کُنجِ قفس قسمتِ من
چرا، چرا، چرا
به پیامی تو ای پیکِ بهارِ من
به باغبان بگو که گاهی
نشانه گیرد از گیاهی
من اگر که هستم، ستارهام کو در آسمانها
من گر اهل دردم نشانهام کو به داستانها
من آن کَسَم که روز و شب
ز بیکسی گرفتهام دستِ
دعا، دعا، دعا
تو آن کَسَی که از منِ شکستهدل
نمیکُنی دوری،
بیا، بیا، بیا
. . .
♫ LP Cover ♫
* * *
معینی کرمانشاهی، شاعر ترانههای ماندگار
* * *

در دیار تو
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: همایون خرم (رضا یاوری)
خواننده: مرضیه
من در سرای تو شوری دگر دارم از جام و پیمانه
هر کس مرا بیند، گوید که باز آمد آن مست و دیوانه
من آنچه گویندم همانم، بیخبر از این و آنم در دیار تو
من جز حدیثِ آشنایی از کتابِ دل نخوانم در کنار تو
تو زبان مرا میدانی، حال مرا میجویی
راز وفاداری را با دل من میگویی
دور از تو گشتم از ناتوانی چون تار مویی
تو هم چو من، میدانم روز و شب در آتشی
به من بگو از رنج مهجوری چه میکِشی
یارب، یارب! تا کِی شکیبایی!؟
عمرم طی شد با عشق و رسوایی
تشنهکامی من در سراب هستی گفتگو ندارد
عشق اگر نباشد باغ زندگانی رنگ و بو ندارد
من به گلشنِ مهر و وفا چو بلبل از عشق و صفا زبان گشودم
من در همه جمعی بهخدا با همه کس در همهجا یادِ تو بودم
گر یک حاجت من از خدا بخواهم
تنها یارا تو را، تو را بخواهم
* * *

سپید و سیاه
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: عماد رام
خواننده: عماد رام
دنیا مثل زندونه، غصههاش فراوونه
برا هرکه عریونه تا ابد زمستونه
با سپید سیاه دو رنگه
با سیاه سپید به جنگه
دل هرکه مهربون شد
سر راش همیشه سنگه
یه دلی میخوام چو آهن
بدونه هزار و یه فن
که در این دو روز دنیا
بزنه به دوست و دشمن
دومنم ز غصه چاکه چه کُنم
دل من چو چشمه پاکه چه کُنم
به زمونه گر نشونی ز صفاست
دل من واسش هلاکه چه کُنم
پر و بال کفترا که میرن تو آسمون
شده واز که باز بیان به سراغ لونهشون
همه کس اسیر رنگه
همه جا غروب تنگه
افقش چرا سیاهه
اگه آسمون قشنگه
توی هر دلِ شکسته
آرزو جوونه بسته
بوم ناامیدی اما
روی بوم ما نشسته
دومنم ز غصه چاکه چه کنم
دل من چو چشمه پاکه چه کنم
به سرم اگر که مونده هوسی
دل من به زیر خاکه چه کنم
♫ LP Cover ♫
* * *
یک ملودی و آهنگ با دو شعر مختلف (مجموعه ترانهها)
* * *

شیدا
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: مرضیه
شیدا شدهام، زیبا شدهای، چه بلا شدهای
با اهل صفا بیگانه چرا ز وفا شدهای
دیوانه منم که اسیر بلا شدهام
فرزانه تویی که رها ز وفا شدهای
بهر تو در این دنیا، در همه جا رسوا شدهام
بهر عذابِ دلها عشوهگر دنیا شدهای
خبر نداری ای مَه که چه دلشکنی
چه گویمت که تو آفتِ جانِ منی
دلِ من مشکن که به هر غم من تو شفا شدهای
همراه دلها شدهای
ز فراغت چه کشیدم، ز رقیبان چه شنیدم
آتش غم بر قلب شیدا زدهای
تنها شدهام، رسوا شدهام
وای از غم تنهایی
دور از من چرا با غیر آشنا چون گلها شدهای
* * *

قافله عمر
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: بزرگ لشگری
خواننده: یاسمین
تابد گر ماه من به شام زندگی
گردد جانم رها ز دام زندگی
عمری خون خورده ام ز جام زندگی
وای از من، وای از من
هرجا باشد دانهای گسترده، دامی دارد
نه ملک، نه فلک،
ز قضا ندهد خبری به کسی
با عمر پر هوسی، چون مرغم در قفسی
آه از هستی، وای از من
این عمر تباه، وین عشق و گناه نمیخواهم
چه بنالم، چه ننالم
آمدن و رفتن من حکم قضا بود
چه بخواهم، چه نخواهم
دل ز جهان کندن من عین رضا بود
از گمراهی در خودخواهی افتادم
هر گه یابم خبری بگشایم بال و پری
زین دام غم آزادم
* * *

آمدم
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: دلکش
آمدم، آمدم که سر آید انتظار تو
آمدی، آمدی که بمیرم در کنار تو
میدانستم در این خلوت
به امیدم بنشستی، شدهای بیتاب
آری، دارم شوق رویت چه بخوابم چه نباشد خواب
به عهد خود پابندم من
ز عشق تو خرسندم من
به دامنت سر بگذارم، جور زمان گر بگذارد
بیم رقیب گر برخیزد، دور زمان گر بگذارد
با تو سرخوشم
جانم ز وصالت خرسند است
بختم ز وفایت، بیدار است
بر لب، به نگاهت لبخند است
قلبم ز محبت سرشار است
گل با رویت به چشمم خار است
جز این دلِ شکسته گو چه دارم من تا بیفشانم زیر پای تو
ای آرزوی جانم، من نمیخواهم جز وفای تو، جز وفای تو
* * *

موی سپید
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: بزرگ لشگری
خوانندگان: مرضیه، [علیاصغر] بهاری