
بردی ار یادم (از یاد رفته)
ترانهسرا: پرویز خطیبی
ملودی آهنگ: دلکش
تنظیمکننده: مصطفی گرگینزاده
خواننده: دلکش
بُردی از یادم، دادی بر بادم، با یادت شادم
دل به تو دادم، در دام افتادم، از غم آزادم
دل به تو دادم، فتادم به بند
ای گِل بر اشکِ خونینم بخند
سوزم از سوزِ نگاهت هنوز
چشم من باشد به راهت هنوز
چه شد آن همه پیمان که از آن لبِ خندان
بشنیدم و هرگز خبری نشد از آن
کی آیی به برم، ای شمع سحرم
در بزمم نفسی بنشین تاجِ سرم، تا از جان گذرم
پا به سرم نِه، جان به تنم دِه،
چون به سر آمد عمرِ بیثمرم
نشسته بر دل غبارِ غم
زان که من در دیارِ غم
گشتهام غمگسارِ غم
امیدِ اهلِ وفا تویی،
رفته راه خطا تویی
آفتِ جان ما تویی
بُردی از یادم، دادی بر بادم، با یادت شادم
دل به تو دادم، در دام افتادم، از غم آزادم
* * *
تاریخچهٔ ترانهٔ «بردی از یادم» (مجموعه ترانهها)
* * *

کی برمیگردی!؟
ترانهسرا: پرویز خطیبی
آهنگساز: سلیمان اکبری
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۵
چو دلم به یادت ای یار فسونگر افتد
ز خدا دلم طلب کنم رسم سفر برافتد
گفتم به وقت رفتن «کِی برمیگردی؟»
آخر بگو تو با من «کِی برمیگردی؟»
همه شب به راه تو دیدهی انتظارم
چه کُنم که رفتی و رفته ز کف، قرارم!
از من چرا جدایی، کِی برمیگردی؟!
آخر بگو کجایی، کِی برمیگردی؟!
تو رفتی و جان من، جدا ز تن شد
که بخت برگشتهام بلای من شد
به صد زبان سر کُنم حدیث دوری
به شهر خود شهرهام به ناصبوری
از من چرا جدایی، کِی برمیگردی؟!
آخر بگو کجایی، کِی برمیگردی؟!
* * *

یک شاخه گل
شعر: پرویز خطیبی
آهنگ: زاون اوهانیان
خواننده: عارف
یک شاخه گل دادی به من در وقتِ رفتن
گفتی: «گاهی یادی کُن از من»
هر گه بر این گل نگرم
رویت آید در نظرم
دنیای من شود چو گلشن
از عشق تو بیقرارم
هر لحظه در انتظارم
گویم: «آخر سوی من آید»
رفتی اما برنگشتی
شاید که از من گذشتی
رفتهام از یاد تو شاید
از تو در این کلبهی ما
شاخهای گل مانده بر جا
بیتو گل هم ای فسونگر
مانده محزون، گشته پَرپَر
● متن و ترانه برگرفته از کانال: «ترانهشناسی عارف»
* * *

ما را بس
شعر: پرویز خطیبی
آهنگ: مهدی خالدی
خواننده: دلکش
در کنار توست رقیب اگر، زان دو چشم شوخ به ما نگر
کُن نظر بتا که یک نظر ما را بس!
شیوهی بُتان فسونگریست، دولت وصال ز دیگریست
در فراق یار دو چشم تَر ما را بس!
آن نگاهِ جانسوز نهانی خوشتر
در میانِ مستان می از این ساغر ما را بس!
کفر آن دو گیسو دل و دینم بُرد
دین و دل چه جویی، که مُهر کافر ما را بس!
چون عهدم بشکستی، تا هستم می و مستی
جانبخشم چو نبودی، جان کاهم، ز چه هستی!
که طعنهات ای بیخبر ما را بس!
هستی عالم چو به کُنج قناعت باشد
اهل نظر را به وصالت چه حاجت باشد
چه غم گر مرا در حریمت رهی در قیامت باشد
رُخ از ما بپوشان که یادت شبی تا سحر ما را بس!
* * *

میسوزم
شعر: پرویز خطیبی
آهنگ: نیلوفر [دلکش]
تنظیم آهنگ: مجید وفادار
خواننده: دلکش

وعده دیدار (عاشق شیدا)
شعر: پرویز خطیبی
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: مرضیه
عاشق شیدا من، واله و رسوا من
نوگٔلِ رعنا تو عزیزم، آفتِ دلها تو
بر تو نظر دارم، دیده به در دارم
تا به در آیی تو عزیزم، ای گٔلِ گلزارم
سایه از سر برگرفتی تا که رفتی نگار من
شد نصیبم بینصیبی؛ غم فضا شد بهار من
نگرفتی دستم ز وفا که ز پا افتادم
نکُنی گر یادم بهخدا، نروی از یادم
ننشستی در خلوت ما که دهی بر بادم
نشوی گر یارم غم تو فکند بنیادم
آتش دل من ننشاندی
کار ما به جنون تو کشاندی
جام غم ز کفت بگرفتم
شهدِ جان ز لبت نچشاندی
به خدا که غمت کُشدم، کُشدم
به خدا ستمت کُشدم، کُشدم
چه کُنی نومیدم؟ که تویی امیدم
ز پی دل رفتم ثمرش را دیدم
* * *

نمیترسی!
شعر: پرویز خطیبی
ارکستر: ناصر زرآبادی
خواننده: دلکش
نمیترسی! نمیترسی!
تو از دل شکستن نمیترسی!
ز سوز دلِ من نمیترسی!
چه خواهی ز جانم، دلِ ناتوانم
چو اشکم هر دم ریزد ز مژگان، نمیترسی!
ز هجران، نمیترسی!
نشاندی به خاکم که خواهی هلاکم
دلم را ای جان نمیجویی
نمیترسی، مگر از دوران نمیترسی؟
(به پیش چشم تو ای گل اگر چه خارم من
ولی هنوز به مهرت امیدوارم من)
در آغوشم چه شبها تو بودی، دل از کف ربودی
نکردم ای گل خطایی، چرا از من جدایی؟
کجا هستی؟ کجایی؟
چرا دور از عاشق نشستی؟
بگو در آغوش که هستی؟
تو که از آهِ عاشق نمیترسی! نمیترسی!
* * *

چشم به راه
آهنگساز: زاون اوهانیان
ترانهسرا: پرویز خطیبی
انتشار ترانه: پاییز سال ۱۳۴۴
اگر امشب مهتاب بشه، یارم میاد از راه
دیگه دلم بیتاب شده بنما رُخت ای ماه!
آن شب که او سوار میشد اسب سیاهش را
دیدم که پنهان میکُند از من نگاهش را
در آن رهِ پُر پیچ و خم از دیده پنهان شد
از رفتنش گویی مرا در سینه طوفان شد
ای از دلِ من بیخبر بیا مرا با خود ببر
یا قاصدی سویم فرست، یا خود درا امشب ز در
به هر گوشهای نظر کُنم تو را به خاطر آرم!
تو یار منی به غیر تو به کَس نظر ندارم!
تویی که از دل حزین ربودهای قرارم
بیا که تا به سر رسد زمان انتظارم
خدا کند برپا شود میان ره غباری
در آن میان به چَشم من عیان شود سواری
● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»
* * *

ترانه من
ترانهسرا: خطیبی هدایتالله نیرسینا
آهنگساز: عباس شاپوری
خواننده: پوران شاپوری (با صدای ویگن)
این ترانهی من، نشانهی من
نشان رنج زمانهی من
از همان زمانها که داستانها شنیدهای از فسانهی من
بشنو تو ای زیبا
که افکندهای به خون آشیانهی من
بشنو که از حالم خبر میدهد طنین ترانهی من
شد به یاد رویَت، به آرزویت
سیَه جهانم، قسم به مویَت!
تو بشنو از این ترانهی من
فغان ز جور زمانهی من!
بشنو تو ای زیبا
که افکندهای به خون آشیانهی من
بشنو که از حالم
خبر میدهد طنین ترانهی من
خبرها، خبرها
ز حال دلم از آن بشنوی!
مبادا، مبادا
چو آن بشنوی پریشان شوی!
مبادا شود دلی نازنین
از این غمفزا هوای حَزین، پریشان!
ز سوزی که در دل نهُفتم
ز رازی که با کس نگفتم
اثر دارد این ترانه
و ز آن عشق جاودانه
که این زیر و بَم دهد شرح غم
بجو راز ما در این زیر و بَمها
به یاد فتنهها که کردهای به پا
. . .
* * *

برکه آبی
شعر: پرویز خطیبی
آهنگ: زاون اوهانیان
خواننده: رامش
آن چشم آبی تو مانَد برکهای را
چون لرزد از نسیمی، لرزد از آن قلب ما
هر موجش در وجودم آفریند فتنهها
در چشمت ای آرزوی جان
میبینم اثری از عشقِ جاویدان
چشم تو دارد رنگِ آسمان
عکس روی ماه جلوهگر در آن
نگهت بازم خواند، نگه افسونگرت
که بُوَد پنهان رازی در نگاهِ تو
به زبان آید اشک بیگناه تو
* * *