داود مقامی: دوران طلایی

داود مقامی دوران طلایی

دوران طلایی (مهری)
شعر: سعید مهناویان
آهنگ: سعید مهناویان
خواننده: داود مقامی

♫  LP Cover  ♫

* * *

داود مقامی:‌ فراق تو

داود مقامی فراق تو

فراق تو
شعر: سعید مهناویان
آهنگ: مصطفی اسلامی
خواننده: داود مقامی

(وای از عاشقی و بختِ سیاه
آه از دلِ مهرویان، آه)

شکوه بسی از این بخت خود بر نگه مستت دارم
جان آمد بر لب از فراق تو
دلبر افسونکارم بنگر سرخی چشم خونبارم
چون گریم هرشب از فراق تو
می‌نالد این دل زار از هجرانت روز و شب
می‌سوزد گونه‌ی گلگونِ من از سوز تب
آهم بَر آمد از فراق تو
چون شبنم قطره‌ی اشکم می‌غلطد بر دو لب
می‌بینم چهره‌ی خندانت در هذیانِ تب
صبرم سر آمد از فراق تو
خارت ای گل بزم افروزم، در دل آتش سوزم
میخَلَد هر دم زهر جفا ریزد
غافلی از حالم، ای بت افسونگر، آه شرر بارم
گیردت آخر دامن، کم تو جفا کُن با من

* * *ترانه‌شناسی داود مقامی در سایت راوی حکایت باقی

* * *

داود مقامی: مرغ سرگردان

داود مقامی مرغ سرگردان

مرغ سرگردان
شعر: احمد جوزانی
آهنگ: یدالله بدر
خواننده: داود مقامی

در دل خاری در صحرا
کرده مکان مرغ زیبا
بی‌خبر از قهر دنیا

در طلب آب و دانه
پَر زند هر سو از لانه
راز نهان سازد افشا

مرغک بی‌پروا
بی‌خبر از هر جا
در طلب دانه
ناگهان افتد او از پا

ز جفایِ چرخ افسونگر
بگرفتش شاهینی در بَر
بکشیدش در خون بال و پَر
چه بلایی آمدش بر سر
عمر گرامی را تو بدان این بودش پایان
دیده‌ی خود بگشا، پس از این قدر جوانی دان

(هر مرغ بهر دانه به دامی شود اسیر
من مرغ عاشقم به دام تو بی‌دانه آمده‌ام)

♫  LP Cover  ♫

* * *

داود مقامی: بهشت و جهنم

داود مقامی بهشت و جهنم

بهشت و جهنم
شعر: احمد جوزانی
آهنگ: یدالله بدر
خواننده: داود مقامی

تو هر چقدر که خواهی دل من‌و بسوزون
برو هر اسبی داری برای من بتازون
آخه قیامتی هم توی کاره
خدا پرده ز کارت بر می‌داره
یه روز در محضرِ عدلِ الهی
بهت ثابت می‌شه که رو سیاهی

بس‌که تو آزردی مرا
هرگز نمی‌بخشم تو را

اگه مقصر من باشم، میرم جهنم
روحم می‌شه با آتشِ سوزنده همدم
ولی می دونم جای من توی بهشته
خدا تو قلبم این معما رو نوشته

بس‌که تو آزردی مرا
هرگز نمی‌بخشم تو را

خوب می‌دونم روز قیامت از کرده‌ات داری ندامت
باید که یک عمری نمایی در آتش دوزخ اقامت

بس‌که تو آزردی مرا
هرگز نمی‌بخشم تو را

♫  LP Cover  ♫

* * *

داود مقامی: با تو هستم

داود مقامی با تو هستم

با تو هستم
شعر: سعید مهناویان
آهنگ: سعید مهناویان
خواننده: داود مقامی

مَه من اگر به من جفا نمایی
من‌و توی بحرِ غم رها نمایی
ز خدا جزا بخواهم بدهد تو بی‌وفا را
به تو من داده‌ام من ای گل دلِ زار و مبتلا را

تو که با نگاهِ مستت دلِ زارِ من شکستی
تو چو مُرغ آشنا بر قفس دلم نشستی
نکُند تو بی‌وفا، دل به رقیب من ببستی
که دوباره پَر کشیدی، سر بومِ او نشستی

جز تو یارا دلارامی نگیرم
با تو هستم، قسم که تا بمیرم
آه که دردا به عشق تو اسیرم
همدمی جز خیال تو نگیرم
قسم تا که بمیرم

(شبی ای مایه‌ی امید شمع محفل من شو
که تا پروانه‌ی از من یاد گیرد جان‌فشانی را)

* * *

داود مقامی: فریاد

داود مقامی فریاد

فریاد
شعر و آهنگ: سعید مهناویان
خواننده: داود مقامی

آیا می‌شه روزی کنار بستر من
با عشوه گذاری سر به سینه‌ی من
از باغ لبونم گل بوسه بچینی
پَرپَر کُنی آنگه بریزی روی دامن
این مشکله باورم نمی‌شه
که تو غافلی از دلم همیشه
در سینه جز آتش جدایی
شور دگری به پا نمی‌شه
دیگه بی‌ تو می‌میره این دل من
سودای تو گشته مشکل من
خاموشه نداره روشنایی
بی شمع رخ تو محفل من

دارد دلم از دست تو فریاد، فریاد، فریاد
که چرا تو ز من نمی‌کُنی یاد
باشد همه آرزویم اکنون روزی ای گل، ای گل
که تو با نگهی دلم کُنی شاد
سخته به خدا غم جدایی
کو شادی روز آشنایی
پا تا به سر آتش امیدم
شاید به سر وفا بیایی
دیگه بی‌ تو می‌میره این دل من
سودای تو گشته مشکل من
خاموشه نداره روشنایی
بی شمع رخ تو محفل من

عمری، عمری تنها بنشستم
عمری دل را به امید تو بستم
ولیکن به خدا ز بی‌وفایی
تو مظهر جوری و جفایی
همیشه به خدا دل داره فریاد
که تو قاتل جسم و جون مایی
دیگه بی‌ تو می‌میره این دل من
سودای تو گشته مشکل من
خاموشه نداره روشنایی
بی شمع رخ تو محفل من

♫  LP Cover  ♫

* * *
ترانه‌شناسی داود مقامی در سایت راوی حکایت باقی

* * *

داود مقامی: باران

داود مقامی باران

باران
آهنگ: سعید مهناویان
خواننده: داود مقامی

* * *
ترانه‌شناسی داود مقامی در سایت راوی حکایت باقی

* * *

داود مقامی: تو هم باید بمیری

داود مقامی تو هم باید بمیری

تو هم باید بمیری
شعر: مهدی
آهنگ: یدالله بدر
خواننده: داود مقامی

♫  LP Cover  ♫

* * *
ترانه‌شناسی «داود مقامی» در این سایت

* * *

داود مقامی: تب مجنون

داود مقامی تب مجنون

تب مجنون (غم تنهایی)
شعر: سعید مهناویان
آهنگ: سعید مهناویان
خواننده: داود مقامی

می‌روی اما شعله‌ی سوزانِ تب
می‌سوزد جانم از غم تنهایی
می‌گذارم لب بر لب ساغر شبها
با یاد رویت تا که تو بازآیی

من در این دنیا مانده‌ام تنها
قلبی پُر خون دارم
در دل صحرا، از غم لیلا
حال مجنون دارم

زورق دل را، موج این دریا
می‌برد بر ساحل
خار این غمها در دل شیدا
می‌دهم آزارم

ای خدا بی‌ او فروغ چشمم
از سرشکِ غم می‌میرد
شعله‌ی آهم اگر برآید
دامن او را می‌گیرد
خاطرات روز آشنایی
آن‌همه شور و شیدایی
بعد او هر دم به پیش چشمم
چون پرستو پَر می‌گیرد

ای پری‌پیکر خدا را این دل ما را
کُن رها از دست این توفان و این غمها
چون پرستوی بهاری ای بهار من
پَر بزن از راه یاری سوی من بازآ

♫  LP Cover  ♫

* * *

داود مقامی: افسوس

داود مقامی افسوس

افسوس
شعر: مهدی
آهنگ: یدالله بدر
خواننده: داود مقامی

(افسوس که این عمر گرانمایه شد از دست
افسوس که روحم نشد از بوی گلی مست)
افسوس که بی‌دلبر جانانه شدم من
افسوس که در عشق تو افسانه شدم من

دیوانه‌ی دیوانه شدم من
دردی‌کش میخانه شدم من
افسوس که با غم قلبم شده محرم
افسوس که این غم از دل نشود کم
افسوس که بگذشته دگر باز نیاید
افسوس که نور سحرم باز نتابد

افسوس که این عمر گرانمایه شد از دست
افسوس که روحم نشد از بوی گلی مست
ای باده گلگون ز خود با خبرم کن
دیوانه که هستم، تو دیوانه‌تر کنم

♫  LP Cover  ♫

* * *
ترانه‌شناسی «داود مقامی» در این سایت

* * *