
نامهربون
شعر: محمد زرگر
آهنگ: ناصر آهنیان
خواننده: نعمتالله آغاسی

نامهربون
شعر: محمد زرگر
آهنگ: ناصر آهنیان
خواننده: نعمتالله آغاسی

الا کلنگ و تیشه
شعر: اکبر آزاد
آهنگ: امیر پازوکی
خواننده: سوسن
* * *
یادمان «سوسن» به روایت «راوی حکایت باقی»
* * *

موج آرزو
شعر: اکبر صدیف
آهنگ: کاظم رزازان
خواننده: امانالله تاجیک

دست طلایی
شعر: منوچهر گودرزی
آهنگ: منوچهر گودرزی
خواننده: قاسم جبلی

رقص پروانه
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: امانالله تاجیک
دل به وجد آرد به گلشن رقص پروانه
میپرد از روی گلها شاد و مستانه
او در راز و نیاز، گل در عشوه و ناز
من در سوز و گداز از این راز و نیاز
جستجو میکند در چمن تا بیابد یار گلرویی
نظری تازهگل بر او نما
به کرشمه بوسهای از او رُبا
گشته پنهان در لاله جامی از اشکِ ژاله
کرده رنگین پیاله، نوشد از آن پیمانه
بوسه گیرد مستانه از رخِ گُل، پروانه
* * *

شب تار
شعر: امیر عظیمی
آهنگ: منوچهر گودرزی
خواننده: قاسم جبلی

فریاد
شعر و آهنگ: سعید مهناویان
خواننده: داود مقامی
آیا میشه روزی کنار بستر من
با عشوه گذاری سر به سینهی من
از باغ لبونم گل بوسه بچینی
پَرپَر کُنی آنگه بریزی روی دامن
این مشکله باورم نمیشه
که تو غافلی از دلم همیشه
در سینه جز آتش جدایی
شور دگری به پا نمیشه
دیگه بی تو میمیره این دل من
سودای تو گشته مشکل من
خاموشه نداره روشنایی
بی شمع رخ تو محفل من
دارد دلم از دست تو فریاد، فریاد، فریاد
که چرا تو ز من نمیکُنی یاد
باشد همه آرزویم اکنون روزی ای گل، ای گل
که تو با نگهی دلم کُنی شاد
سخته به خدا غم جدایی
کو شادی روز آشنایی
پا تا به سر آتش امیدم
شاید به سر وفا بیایی
دیگه بی تو میمیره این دل من
سودای تو گشته مشکل من
خاموشه نداره روشنایی
بی شمع رخ تو محفل من
عمری، عمری تنها بنشستم
عمری دل را به امید تو بستم
ولیکن به خدا ز بیوفایی
تو مظهر جوری و جفایی
همیشه به خدا دل داره فریاد
که تو قاتل جسم و جون مایی
دیگه بی تو میمیره این دل من
سودای تو گشته مشکل من
خاموشه نداره روشنایی
بی شمع رخ تو محفل من
♫ LP Cover ♫
* * *
ترانهشناسی داود مقامی در سایت راوی حکایت باقی
* * *

الماس
شعر: عبدالله الفت
آهنگ: هوشنگ سپهری
ای چشم تو رخشانتر از الماس بَدَخشان
ای سینهی سیمین تو آیینهی رَخشان
آوردهام الماس بدخشان ز برایت
بستان و بر آن سینهی چو آیینه بنشان
دیشب که به اشک من خندیدی و رفتی
گلهای عشق مرا چیدی و رفتی
من بر تو جوانی را بخشیدم و رفتم
بر من دریغا نبخشیدی و رفتی
تو پریشانشده گیسو سر آشنا نداری
غم حال ما نداری
تو مگر خدا نکرده خبر از خدا نداری
دانه دانه اشکم ریزد بر دامانت
قطره قطره می مینوشم از چشمانت
دارم چشمی گریان برای تو
لرزد قلبم از نغمههای تو
* * *

به به
شعر: محمدعلی شیرازی
آهنگ: همایون خرم
خواننده: نعمتالله آغاسی