
نرگس مست
شعر و ملودی: علیاکبر شیدا
تنظیم آهنگ: بزرگ لشگری
خواننده: مرضیه
نرگس مستی، به رویت همچو ماه، چِشم بدت دور
ابرو پیوستی، دو چِشمانت سیاه، رشک رُخ حور
آفت جانی خبردارت کنم
باشه تا روزی گرفتارت کنم
بُلبلِ زارِ خسته
دل به کسی نبسته
مُرغِ قفسشکسته
از کمندِ خلق جَسته
ای دو صد بنده گرفتارِ کمند مویت
عاشق آن است که پا مینَکشد از کویت
* * *

عشق پنهان
شعر: کریم فکور
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: مرضیه
ز کویت نگران رفتم
به سوی دگران رفتم
امید از تو بُریدم
تو عشق از من نهان کردی
نگفتی و گمان کردی
که دست از تو کشیدم
به من رخ ننمودی
غمم را بفزودی
پدید آمد جدایی
صفا از تو ندیدم
پیامی نشنیدم
ز مهر و آشنایی
بگرفتم من ره دیگر
دل بستم بر مَه دیگر
تو ز دست من آشفتی
گله کردی، با من گفتی
که من گنهکارم، کُند گرفتارم
دلِ هوسبارم
(گُنه از تو بُوَد بهخدا، بهخدا
ز تو دارم من گلهها،
تو فزون کردی غم مرا
که برفتی ره خطا،
که شکستی دلِ مرا)
تو چرا نشدی همرازم
تو چرا نشدی دمسازم
چرا، چرا، چرا!؟
تو که حال من میدانی
ز چه آتش دل ننشانی
چرا، چرا، چرا!؟
گل بودم، خارم اکنون
با حسرت یارم اکنون
چرا، چرا، چرا!؟
* * *

از من بگذرید (بگذر از کوی ما)
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: همایون خرم
خواننده: مرضیه
بگذر از کوی ما، کُن نظر سوی ما،
به هر طرف ببین چو رو کنم؛
در پی من دوان، گشته پیر و جوان،
از این جنون، چه گفتوگو کُنم!؟
به گریهی ندامتم
ز انتظار بیپایهای
چو میکُند ملامتم
ز جفای تو همسایهای
چه گفتوگو برای او کنم!؟
بر این بلا چگونه خو کنم!؟
ای فرزانگان،
بر دیوانگان،
این ملامت چرا کُنید!؟
کم تماشای ما کُنید.
از من بگذرید؛
راه خود روید؛
عاشقان را رها کنید؛
کم تماشای ما کنید.
مگر به شهر شما
ـ قسم شما را به خدا ـ
جنون و عاشقی تماشا دارد!؟
بسوزد آن که هست و حاشا دارد
من، عاشقم و گنهکار؛
آیا همهی شما بیگناهید!؟
من، گمرهم و بیقرار؛
آیا همهی شما سر بهراهید!
آیا همهی شما بیگناهید!؟
* * *
معینی کرمانشاهی، شاعر ترانههای ماندگار
* * *

صبح امید
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: جواد لشکری
خواننده: مرضیه
شبی با دل به خلوتگاه رازی
مرا بُد تا سحر سوزی و سازی
من از دل، دل ز من در شکوه بودیم
هزاران غم به غمها درفزودیم
چه شبهایی که با حسرت سحر کردم
به یاد او جوانی را هدر کردم
بیا ای مرغ شب، همآواز من شو
بیهمرازم من
تو ای صبح امید، سببساز من شو
بیهمرازم من
بیا ای مرغِ شب، همآواز من شو
بیهمرازم من
تو ای صبح امید، سببساز من شو
بیدمسازم من
تو که دلداده از هر دسته داری
به دلها مهر خود پیوسته داری
به هر مویی دو صد دلبسته داری
هزاران عاشق دلخسته داری
چو من دیوانهای وارسته داری
به خون، صاحبدلان بنشسته داری
چه غم باشد تو را ای نازنینم
اگر پیمان من بشکسته داری
* * *

سرود دلها
شعر: اسماعیل نواب صفا
آهنگ: حبیبالله بدیعی
خواننده: مرضیه
نشسته در هر چمنی
فرشتهخویی، بنفشه مویی
. . .
. . .
نه دلنوازی، نه چارهسازی
که پُر کُند ساغرِ من
نه آشنایی، نه جانفزایی
نه سایهای بر سرِ من
دلم ز یکسو بشود
تو هم ز سویی
به گلشنها بلبل گهرها افشاند
در آغوش گلها غزلها میخواند
اگر داری سوزی چنان گلها روزی
تو بشنو آوای مرا
سرود غمهای مرا
نفسی گر که برآرم
به دلم یاد تو دارم
غیر از تو دل را به کس نسپارم
ز تو غیر از تو نخواهم
تو امیدی و پناهم
دامن عشقت ز کف نگذارم
. . .
. . .
* * *

فروغ تو
شعر: رهی معیری
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: مرضیه
زیبایی، نور خدایی
در چَشم و دل من پیدایی
به خدا ندارم از غمت رهایی
تو بیا دگر ز من مکُن جدایی
ز وفا چو شمع و گل در آتشم من
مرو از کنارِ من به بیوفایی
همه شب ز مژگان ستارهبارم
که دهد فروغی به شامِ تارم
آه که به اشک و آه من نظر نداری
ز شب سیاه من خبر نداری
به خدا ندارم از غمت رهایی
تو بیا دگر ز من مکُن جدایی
ز وفا چو شمع و گل در آتشم من
مرو از کنارِ من به بیوفایی
آه که به اشک و آه من نظر نداری
ز شب سیاه من خبر نداری
به خدا ندارم از غمت رهایی
تو بیا دگر ز من مکُن جدایی
ز وفا چو شمع و گل در آتشم من
مرو از کنارِ من به بیوفایی
* * *
از «رهی معیری» در این سایت:
«رهی معیری» کاروانسالار ترانهسرایان سبک کلاسیک
«خزان عشق» رهی معیری (مجموعه ترانهها)
امضاء کتاب «سایهٔ عمر» برای «نواب صفا»
خط، صدا و چند ترانه از «رهی معیری»
* * *

بهترین روزها
شعر: هدایتالله نیرسینا
آهنگ: رضا ناروند
خواننده: مرضیه
آید در کرانهای، بانگِ دَف و ترانهای
گویی بُوَد در هر دلی شوری نهفته
چهرهها چون گل شکفته
نبینم دگر ز غمها اثر
می و ساز است و آوا همراز دلها
چه غوغا بود، که بر پا بود
به هر کاشانه شوری، جشن و سروری
گویی ز لبخندِ سپیده
صبح شادی بر دمیده
روز سعادت سر برآورد از گریبان سپیده
میبارد از آن گیسوی افشان
مهر و گرمی، مهر رخشان
دلهای از مِحنت رمیده، از مُحبت آرمیده
بارد گل ز هر جا، ریزد می ز مینا
دارد از گل و مِی، زینت محفل ما
دارم من نیازی، تا همدلنوازی، بنوازد دل ما با سازی
دستی برفشاند، چون بلبل بخواند آن شوخ فریبا آوازی
آید در کرانهای، بانگِ دَف و ترانهای
گویی بُوَد در هر دلی شوری نهفته
چهرهها چون گل شکفته
* * *
«رضا ناروند» و نغمههای ماندگار او
* * *

صورتگر نقاش چین
شعر و ملودی: علیاکبر شیدا
تنظیم و ارکستر: بزرگ لشگری
خواننده: مرضیه
صورتگرِ نقاشِ چین
رو صورتِ یارم ببین
یا صورتی برکش چِنین
یا ترکُ کُن صورتگری
آفاقُ را گردیدهام
مِهر بُتان سنجیدهام
بسیارُ خوبان دیدهام
اما تو چیز دیگری
ز دستِ محبوب آه! چها کشیدم
به جز جفایش عزیزم وفا ندیدم
نه همزبانی آه! که یک زمانی
به من بگوید: جانِ من! غم که داری
به من بگوید: حبیبم! غم که داری
نوبتِ هجران گذشت
شد گَهِ عیش و صفا
* * *

پشیمان
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: حبیبالله بدیعی
خواننده: مرضیه
نمیکُنم دیگر یادت گاهی
نمیکِشم زین پس از دل آهی
نمینَهَم بر دل از غم کوهی
نمیشوم لرزان همچون کاهی
صفایِ من شد بلای جانم
وفا فُزونتر نمیتوانم
اگرچه جان و دلِ من،
بنایِ آب و گِل من
با عشقِ تو پیوسته شده
ز خویِ بازیگرِ تو،
ز ظاهر و زیورِ تو
روحم به خُدا خسته شده
بهرِ تو من پس از این نگران هرگز نشوم
خستهدل از سخنِ دگران هرگز نشوم
از تو و بزم تو گُریزان شدهام من
زآنچه وفا کرده پشیمان شدهام من
چه عشوهها کردی یارا با من
تو بیوفا بودی جانا یا من
بیخبر از تو چرا نشوم
تو وفا نمیشناسی
با دگری به طرب بِنِشین
تو مرا نمیشناسی
. . .
♫ LP Cover ♫
* * *
معینی کرمانشاهی، شاعر ترانههای ماندگار
* * *

گفتگو کن، جستجو کن
شعر: مولوی
آهنگ: حسنعلی فلاح
تنظیم آهنگ: مصطفی کسروی
خواننده: مرضیه
گفتگو کُن، گفتگو کُن، گفتگو
جستجو کُن، جستجو کُن جستجو
دل سبویی دان و آب عشق را
در سبو کُن در سبو کُن در سبو
شرح سر آن شکنج موی او
مو به مو کُن، مو به مو کُن، مو به مو
رو به های و هو به كوی عاشقان
هایوهو کُن، هایوهو کُن، های و هو
های و هو کن های هو کن های و هو
گفتگو کُن، گفتگو کُن، گفتگو
جستجو کُن، جستجو کُن جستجو
* * *