مرضیه: به‌خاطر دل

مرضیه به خاطر دل

به خاطر دل
شعر: اسماعیل نواب صفا
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: مرضیه

دل ربوده از من، شوخ دلربایی
ای دل وفاجو عاشقِ وفایی
از وفا چه پُرسی، دشمنم چرایی!؟

به گوشِ صیادِ من
نمی‌رسد دادِ من
نمی‌کُند یادِ من
چه کنده بنیاد من
جفا و بیدادِ او
فغان و فریادِ من

مست از شرابِ نازی اما وفا نداری
ترسی ز آهِ عاشق، شرم از خدا نداری
عشقِ تو، جانم را می‌سوزد، چه کُنم!؟
حُسن تو، آتشها افروزد، چه کُنم!؟

چه کُنم، کُجا روَم من که وفا نمی‌شناسی
ز صفا خبر نداری که مرا نمی‌شناسی

* * *

مرضیه: یک روز خوش

مرضیه یک روز خوش

یک روز خوش
شعر: سیمین بهبهانی
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: مرضیه

توفان چرا بر پا کنم!؟
دامن چرا دریا کنم!؟
آن شوخ اگر یارم نشد
یاری دگر پیدا کنم

کِشم دامن ز کویش
بسوزم آرزویش
چنین خاطر پریشان
چرا باشم چو مویش

یک روز خوش از عشق او دیدم!؟ ـ ندیدم.
یک گل ز باغ آرزو چیدم!؟ ـ نچیدم.
ای دل که در سودای او مستِ غروری
شرح غمش بشنو اگر سنگ صبوری
همچو صبا تا کی بگیرم دامن او
تا کی چو خاری رو کنم در گلشن او

توفان چرا بر پا کنم!؟
دامن چرا دریا کنم!؟
آن شوخ اگر یارم نشد
یاری دگر پیدا کنم
نکند نظر به حالم
ز غمش چرا بنالم!؟

* * *
«سیمین بهبهانی» به روایت و با صدای شاعر

* * *

مرضیه: پیام تمنا

مرضیه پیام تمنا

پیام تمنا (مرغ توفان)
شعر: سیمین بهبهانی
آهنگ: رضا یاوری
خواننده: مرضیه

در این بی‌پناهی پناهم تویی
بر این بی‌گناهی گواهم تویی
پیام تمنا ز چَشمم بخوان
که همراز چَشم سیاهم تویی
که خود همزبان با نگاهم تویی

در این بی پناهی پناهم تویی
بر این بی گناهی گَواهم تویی

به شبهای تارم، شدی غمگسارم،
که از رنجِ فردا نیندیشم
برونم ز هستی، چنانم ز مستی،
که دیگر ز دنیا نیندیشم
اگر جمله عالم به هم ریزد از غم،
ز طوفانِ غمها نیندیشم
ننالم ز دوران، که چون مرغ نوفان،
ز امواجِ دریا نیندیشم

در این بی پناهی پناهم تویی
بر این بی گناهی گواهم تویی

در این شور و مستی چه غم دارم
ز دنیای هستی چه کم دارم
ز محنت رهاندی وجودم را
به حسرت نشاندی حسودم را

* * *

مرضیه: گل سفید

مرضیه گل سفید

گل سفید
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: مرضیه

یک شاخه‌ی گُل من در کاشانه دارم
دائم به بَرَش، حالِ پروانه دارم
پیراهنِ او، چون نوعروسان، سپید
بویش همه شب، چون نسیم صبح عید

هر گوشه نشانه، از عارف و عامی دیدم
از جور زمانه، افتاده به دامی دیدم

آری این چشمان زیباپسند من
هر دم ز گیسویی سازد کمند من

رنگ سپیدِ آن زیبا گل
لطف و صفایی دیگر دارد
از همه رنگی در چَشم من
زیب و جلایی بهتر دارد

هر گوشه نشانه، از عارف و عامی دیدم
از جور زمانه، افتاده به دامی دیدم

ز جهان شما ای اهل جهان
شده قسمت من چَشمی نگران
که اگر ز وفا یارم ز در آید
هجرم به سر آید

آشفته نَهَم چون سر بر شانه‌ی او
در حلقه‌ی آن گیسوی دیوانه‌ی او

گل را بر زلفِ او زیور سازم
زیبِ آن نازنین دلبر سازم

* * *

مرضیه: دامن مهتاب

مرضیه دامن مهتاب

دامن مهتاب
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده:‌ مرضیه

گر می‌ زده‌ای
از قیدِ جهان رهایی
باری ‌گذرد عمر گذران، کجایی

در دامنِ مهتاب، ای دل بی‌تاب
دارد نی و می شور دگری
ای ساقی منشین، ساغر منشان
کامشب گذرد در بی‌خبری

ای غمخوار دلم
از این تار دلم
بشنو ترانه‌ی جدایی
در این فصل بهار
گل همچون رخ یار
دارد نشانِ بی‌وفایی

ای که تو را نبُوَد ز دلم خبری
جانب ما بنما ز وفا گذری
اگر تو هم ز مایی
دور زمان نکُند چو وفا به کسی
از تو عجب که به من نکُنی نظری
حبیب من کجایی

دلدارم تو کجا هستی
دور از من تو چرا هستی
می‌سوزم می‌سازم در بزم جهان
چون شمع سحر با عشق نهان

از حالم تو نمی‌پرسی
درد من تو نمی‌دانی
از چشمم پنهانی
من دل‌نگران
تو روشنی بزم دگران

* * *
«معینی کرمانشاهی»، شاعر ترانه‌های ماندگار

* * *

مرضیه: راه خیال

مرضیه راه خیال

راه خیال
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: حبیب‌الله بدیعی
خواننده: مرضیه

نه گذشتنِ زمان
نه بهار و نه خزان
نَبَـرَد از دلِ مَن خیالِ تو
چو عشقِ من تو جاودانی
نکِشم پـا دگر از سرایِ تو
که بر سرم تو سایبانی

راهِ صحرا چون گُزینم
هر گُلِ نرگس ببینم
ناگهان در چشمِ من جلوه‌گر شود
چشم و نگاهت
وآن همه نازی که من دیده‌ام در آن
چشمِ سیاهت
هر جا دگر نرگس ببینم
آتش به چشمم گر بچینم

هرجا بدیدم سُنبلی
گفتم که هان! گیسوی تو
بوییدم و بوسیدمش
اما ندیدم بویِ تو
تا در پرده‌ی دل نقش تو زد راهِ خیالم
هر دم گشته فزون عشقِ من و شوقِ وصالم

* * *
«معینی کرمانشاهی»، شاعر ترانه‌های ماندگار

* * *

مرضیه: زندگانی (گلهای رنگارنگ ۴۳۶)

مرضیه گلهای رنگارنگ ۴۳۶

زندگانی (شب سیه، ابر پاره پاره)
گلهای رنگارنگ ۴۳۶
شعر: اسماعیل نواب صفا
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: مرضیه

زندگانی‌ها جدا از شادِمانی‌ها نَیرزد
بی‌تو ای دنیای شادی، زندگانی‌ها نیرزد
شبِ سیه، ابرِ پاره پاره
ندیده کس، زندگی دوباره

دل و جان و سر و زر را همه در پای تو ریزم
نَبُوَد طاقت دوری، نَبُوَد تابِ گریزم
شبِ سیه، ابرِ پاره پاره
ندیده کس، زندگی دوباره

قصه‌ی ناخوانده، منم
جامِ تهی‌مانده، منم
اگر پس از من رِسَد به گوشَ‌ات ترانه‌ی من
بدان که عشقی نبوده جز تو بهانه‌ی من
شبِ سیه، ابرِ پاره پاره
ندیده کس، زندگی دوباره

لالای لای لای
لای لالای لای لای لا
لالای لای لای
لای لالای لای لای لا

* * *

مرضیه: آهسته آهسته

مرضیه آهسته آهسته

آهسته آهسته
شعر: کریم فکور
آهنگ: همایون خرم
خواننده: مرضیه

تو ای رامشگر زیبا
که امشب مانده‌ای تنها
بیا! یک‌دم به بزم ما
بیا آهسته آهسته
بِبَر با ساز خود ما را
به سوی عالم رویا
برون کُن از دلِ سازت
نوا آهسته آهسته
نوا آهسته می‌خوانم
چو مرغِ خسته می‌خوانم
مپرس از من چرا خوانم
چرا آهسته آهسته
به خواب خوش بُوَد يارم
به سوی آسمان دارم
ز شادی دست و خوانم اين
دعا آهسته آهسته

* * *

مرضیه: خدا کنه خوابم نبره

مرضیه خدا کنه خوابم نبره

خدا کند خوابم نبره
شعر: رضا جنتی‌عطایی
آهنگ: بزرگ لشگری
خواننده: مرضیه

دو سه شبه که چشمام به دَره
خدا کُنه که خوابم نَبَره
تو این قفس که زندونه مَنه
دلم گرفته و منتظره
خدا کُنه که خوابم نَبَره

می‌خوام که دل به دریا بزنم
یه سینه حرفو یک‌جا بزنم
چرا کسی نمی‌گه به من
عشق و امیدم به کجا رفته!؟

شبها که یکه تنها بمونم
با غصه‌ها تو دنیا بمونم
یکی آخه می‌تونه بگه
او که پشیمونه، چرا رفته!؟

فردا دوباره پاییز می‌شه باز
دلش ز غصه لبریز می‌شه باز
ای آسمان بهش بگو پشیمون می‌شی
به سوزِ عاشقی قسم که دلخون می‌شی

دو سه شبه که چشمام به دَره
خدا کُنه که خوابم نَبَره
تو این قفس که زندونه مَنه
دلم گرفته و منتظره
خدا کُنه که خوابم نَبَره

♫  LP Cover  ♫

* * *

مرضیه: خواب نوشین

مرضیه خواب نوشین

خواب نوشین
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: مرضیه

خواب خوشی وقت سحر
دیدم و یادم نرود
روی تو با دیده‌ی تر
دیدم و یادم  نرود

پرده از رازت کشیدم
سوی خود بازت کشیدم
آنقدر نازت کشیدم
تا نشستی

روی دامانت فتادم
عقده‌ی دل را گشادم
ناگهان آمد به یادم رنج هستی

ای خوش آندم کآن غرور خوابِ نوشین
آن نشاط و آن سرورِ وصل دوشین

با تو می‌گفتم غم و درد جدایی
همچنان نی با نوای بی‌نوایی
وای از این دیر آشنایی

روی دامانت چو اشک افتاده بودم
ناله‌های عاشقی سر داده بودم
کای جفاجو کُن وفایی

دامن از دستم کشیدی
همچو بخت از من رمیدی
من ز خواب ناز خود
ز آواز خود، ناگه پریدم
غیر اشک و بستری
از دیده تر، دیگر ندیدم

او سر یاری ندارد
قصه کوته رنج عاشق
خواب و بیداری ندارد
خواب و بیداری ندارد

* * *
«معینی کرمانشاهی»، شاعر ترانه‌های ماندگار

* * *