
سکوتها
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: فرود گرگینپور
خواننده: مرضیه
وای از این دل، وای از این دل، داد از غمِ من
داد از دوری، وز مهجوری، کو همدم من!؟
با یادت نشستهام، چون تاری گسستهام، گویا و خموش
اما از سکوت من، آید عالمی سخن هر لحظه به گوش
بشنو! حکایتم آندم که طاقتم بیتو به سر رسیده
بینم که دیده با اشکِ مَحبتم نقشِ تو را کشیده
دور از تو سوزم امشب زین تب
میآید بیتو جانم بر لب
بیا به دیدار من در شب جدایی
بیا مبَر از خاطر عهد آشنایی
خوشا که امشب باز آیی
* * *

صبحدم
شعر: ابوالقاسم حالت
آهنگ: عبدالله جهانپناه
خواننده: مرضیه
ای خواب خوش سحری
بِه که از سرم گذری
چون شب به سر آمد
در بسترِ بیخبری
شد شبی دگر سپری
وقتِ سحر آمد
شب گشته ز دیده نهان
که من دیده به روی جهان
گشایم ز روی بینش
بینم ز فروغ سحر
فریبایی و لطف دگر
به رخسار آفرینش
چو رَسَد به پای گل
ز صفا برای گل
خوانَد نسیم، افسانهها
لب غنچه وا شود
دلِ چشمهها شود
آیینهی پروانهها
یار وفادارم به ناز آید پس از عمری جدایی
رویت چو باز آید گل عشقت بهار آشنایی
ای صبح امیدم که چون سپیدهدم به خندهای تازه کُنی جان
چندان مَحَبت کردهای که بُردهای ز یاد من محنتِ هجران
* * *

شب و ساقی
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: جواد لشکری
خواننده: مرضیه
شب آمد، ساقیِ زیبا
سر مینای می بُگشا
که غم کرده هلاکم
بیا حال مرا بِنگر
ببین چون عشق افسونگر
در افکنده به خاکم
بده به یادِ آن لبش، ساغرها
که بوسهها زنم لبِ ساغر را
بده از آن شرابِ پر جوش
که درد خود کُنم فراموش
با این دلِ سودایی
این عشق و این رسوایی
میروم نالهکنان با غم او شب به سر آرم
میروم تا به در میکدهها سر بِگُذارم
دارم به دل دردی، به لب آهی
آهی که ندارد اثری
دارم چو موی او سیهشامی
شامی که ندارد سحری
میروم نالهکنان با غم او شب به سر آرم
میروم تا به در میکدهها سر بِگُذارم
* * *

شبهای مستی
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: مرضیه
من عاشق مینوشم
میسوزم و خاموشم
شبها در میخانه افتاده و مدهوشم
بار عشق یاری بُوَد بهدوشم
تا من به تو دل بستم، فارغ ز جهان هستم
من رند خراباتم، منعم مکُن ار مستم
در خلوت تنهایی، با مایی و بیمایی
در پردهی پندارم پنهانی و پیدایی
امشب فارغ بینی ز عقل و هوشم
دور از رخ دلدارم، آشفته دلی دارم
چون چشم فسونگرش
مخمورم و هوشیارم
هستم چو به میخانه
غم گو نکند خانه
من بیدل و، دل باشد
بر گیسوی جانانه
در عالم ما هم خبری باشد
در سینهی ما هم شرری باشد
مشکن دل ما را به دلآزاری
در نالهی ما هم اثری باشد
* * *

شب مهتاب (با صدای بانو نوا)
(امشب شب مهتابه)
شعر و ملودی: علیاکبر شیدا
تنظیم و ارکستر: بزرگ لشگری
خواننده: مرضیه
امشب به بر من است آن مایه ناز
یارب تو کلید صبح در چاه انداز
ای روشنی صبح به مشرق برگرد
ای ظلمت شب، با من بیچاره بساز
امشب شب مهتابه، حبیبم را میخوام
حبیبم اگر خوابه، طبیبم را میخوام
گویید فلانی آمده
آن یار جانی آمده
مست است و هشیارش کُنید
خواب است و بیدارش کُنید
آمده حال تو، احوال تو
سفید روی تو، سیه خال تو
ببیند، برود
امشب شب مهتابه، حبیبم را میخوام
حبیبم اگر خوابه، طبیبم را میخوام
کی باشد و کی باشد و کی باشد و کی
می باشد و می باشد و می باشد و می
او گه لب می بوسد و گه من لب وی
او مست ز می گردد و من مست ز وی
امشب شب مهتابه، حبیبم را میخوام
حبیبم اگر خوابه، طبیبم را میخوام
ماه، غلام رُخِ زیبای توست
سرو، کمر بستهی بالای توست ای عزیزم
مجمع دلهای پریشانِ جمع، ای حبیبم
چینِ سر زلفِ چلیپای توست ای عزیزم
ای مَه اَنور، لعلِ تو شکر،
از همه بهتر، قندِ مکرر
قند مکرر، لب و دندان توست ای عزیزم
قند مکرر، و لب خندان توست ای عزیزم
* * *
امشب شب مهتابه (مجموعه ترانهها)
* * *

سرو
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: حبیبالله بدیعی
خواننده: مرضیه
من آن سروِ چمنم
بدین قامت که منم
بهای گل شکنم
گل از کجا برآوَرَد این قد و قامت
به پا شود ز قامتم شور قیامت
بهار من به جهان
نبیند روی خزان
همیشه من تازهبهارم
کسی در طَرفِ چمن
نخورده حسرتِ من
از آن که من توشه ندارم
گر ندارم ثمری، سروم و آزاده منم
سایبانی به سر دلبر و دلداده منم
فلک به آزاده، صفای دل داده
تهی بُوَد دستی که باشد آزاده
خوش آن کسی که ثمر دارد و ریزد
بسان ابر که گهر بارد و ریزد
من آن سروِ چمنم
بدین قامت که منم
بهای گل شکنم
گل از کجا برآوَرَد این قد و قامت
به پا شود ز قامتم شور قیامت
منم بر گلها سایه فِکن
بیا بِنشین در سایهی من
بیا بِنشین در سایهی من
به شادی، جامی باده بزن
چو با من بِنشینی
صفای من بینی
بیا تو هم که چون سرو منی
مگر که سایه بر من فِکنی
چو با من بِنشینی
صفای من بینی
* * *

روز ازل
شعر: رهی معیری
آهنگ: مرتضی محجوبی
خواننده: مرضیه
من از روزِ ازل، دیوانه بودم،
دیوانهی روی تو،
سرگشتهی کوی تو
سرخوش از بادهی مستانه بودم
در عشق و مستی افسانه بودم
نالان از تو شد، چنگ و عودِ من
تارِ موی تو، تار و پودِ من
بیباده مدهوشم، ساغر نوشم
ز چشمهی نوشِ تو
مستی دهد ما را، گُلرخسارا
بهارِ آغوشِ تو
چو به ما نگری، غم دل ببری
کز باده نوشینتری
سوزم همچو گل،
از سودایِ دل
دل، رسوای تو،
من، رسوای دل
گرچه به خاک و خون کشیدی مرا
روزی که دیدی مرا
بازآ که در شامِ غمم،
صبح امیدی مرا
* * *
خاطرهنوشتهای از عکاس تصویر مرضیه بر مزار غلامحسین بنان
* * *

راه بینشان
شعر: رضا سحبان
آهنگ: علیرضا خواجهنوری
خواننده: مرضیه
به دل سوزی جاوِدان دارم
که چون مرغ شب نوایی حزین بر زبان دارم
چو شمعی آتش به جان دارم
در آتش سوزم که چشمانی گوهرفشان دارم
چو لالهایی داغ عشق تو بِنهادهام به جان
مرو ای دل در جمع عاشقان
منه پا در این راه بینشان
پریشان چو مرغ سحرم
ز بیگانه، بیگانهترم
کو دگر آشنایی در این زمان
گرفتار سودای دلم
پریشان ز غوغای دلم
همچو موجم به دریای بیکران
مرو ای دل در جمع عاشقان
منه پا در این راه بینشان
به دل فریادِ پریشانی
به لب آهنگِ پشیمانی
خدایا تا کی نابسامانی
راه من راه بیپایان
عشق من، عشق بیسامان
بُوَد شعر من قصهی هجران
همچو نی نالم از جور آسمان
شکوهها میکُنم با ستارگان
نغمهام رنگ شادی نمیگیرد
بس که دیدم غم و محنت زمان
مرو ای دل در جمع عاشقان
منه پا در این راه بینشان
* * *

پیمان شادی
آهنگ: عبدالله جهانپناه
خواننده: مرضیه

نقش حقیقت
شعر: نورالله همایون
آهنگ: جواد بدیعزاده
خواننده: مرضیه
نقشی از حقیقت است هرچه در جهان
سایهی طبیعت است سقف آسمان
وآنچه بنگری
گل در کنار جو، بلبل به های و هو،
می در دل سبو، بادِ نوبهار
در سایهی گلی، بیداد بلبلی،
یا فریاد مستانه به نغمههای تار
باشد این جهان چو آینه، جز صُوَر ندیده کس در آن
وآنچه بنگریم ما آینه، دل بر آن منه،
که باشد آن نقش مستعار
نقد روان خود، هرگز پی هوا،
از کف برون مکُن گر عاقلی دلا،
کین دور فلک میکُند آخرت شکار
چو مرغکِ نادان،
تو از چه رو جان را کِشی به زنجیرش
چرا شوی ای دل نشانهی تیرش
کجا ببندد عاقل به عشوهی دنیا دل
هرگز کس نشان ندیده از وفا
چون جز این نبوده بوده تا دور روزگار
ای دل مخور فریب از نقشِ حقیقت
مده ز کف دل در پی صورت
منه قدم جز در ره سیرت
که به مِهر جهان نَبوَد اعتبار
طبعی بههم رسان تا با همه سازی
اگر به جان دادی راه بازی
وگرنه راهی طی چو حقپرستان کُن
به عالم از همت بُگذَر زیر پا گذار
* * *