
آینه (تو را دیدم)
شعر: سیمین بهبهانی
آهنگ: صدیق شهنیا
خواننده: مرضیه
گفتم شاید این سودا را
به فراموشی بسپارم
ز غمت کمتر یاد آرم
دیدم هر جا نقشی زیبا
ز تو در خاطر دارم
چون جان بودی که تو را
عمری با خود دیدم بهخدا، بهخدا
چشم از عالم کی برگیرم
که تویی هر سو پیدا
آه دلِ کوچکِ من
شده جلوهگه امیدم
در همه آینهها
با همه لطف و صفا
من تو را دیدم
با من بودی همهجا
چون جان بهخدا در تن بودی
. . .
* * *

نوای شوق
ترانهسرا: بیژن ترقی
آهنگساز: پرویز یاحقی
خواننده: مرضیه

شیفته (چاره دل)
شعر و ملودی: عارف قزوينی
تنظیم و ارکستر بزرگ لشگری
خواننده: مرضیه
نکُنم اگر چاره دلِ هرجائی را
نتوانم تن ندهم رسوائی را
نرود مرا از سر، سودایت بیرون
اگرش بکوبی تو سر سودائی را
همه شب من اختر شمرم، کی گردد صبح
مَه من، چه دانی تو غم تنهائی را؟
شیفته، شیفته از غم عشقت منم
ای به فدایت، به فدایت سر و جان و تنم
از بس که نازنینی، آفت عقل و دینی
گر قلبِ من شکافی جز مهر خود نبینی
* * *

ندا
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: عبدالله جهانپناه
خواننده: مرضیه
اگر ز من ندای دل بهگوش جان شنوی
دگر چنین به عشوه از سرای من نروی
چو بشنوی نمیروی دیگر ره خطا
خبرت نباشد از دل من
نگشودم چو لب به سخن
نگفتهام چه آتشی سوزد دل مرا
من اگر از این
ستم هجران
بِسِپارم جان
به شکایت لب نَگشایم
که بسوزد سینهی تو
دل چون آیینهی تو
به خدا سوز غمهایم
که نخواهم زان چَشمان
چکد اشکی بر دامان
چو شوی آگه روزی زین حرمان
ز آنچه کُند ستم هجران
چه کُنم که دل تو پریشان
نشود ز من و غم سوزان
چه کُنم که چو من نگدازی
تو که تازهتر از گل نازی
چو شوی آگه روزی زین حرمان
ز آنچه کُند ستم هجران
بُگذرد اگر به حرمان همه جوانیم
روز و شب به سوز هجران اگر نشانیم
راز خود را کُنم نهان
از تو ای آرزوی جان
تا بسوزدم عشق بیامان
* * *

صبح خندان
شعر: نواب صفا
آهنگ: حبیبالله بدیعی
خواننده: مرضیه
میخندم، میخندم،
من بر دنیا میخندم
بر دنیا ای زیبا،
من چون گلها میخندم
گُل من رفتی به کجا!؟
کردی دلخون، تو مرا
چو شوی از من تو جدا
من میمیرم به خدا
در پایت جان ریزم
از قهرت نگریزم
با لبخندی شادم کُن
با پیغامی یادم کُن
من شامِ خاموش تو
تو صبحِ خندانِ من
نقشی غمافزا دارد
آغاز و پایان من
به خدا، به خدا
من موجی سرگردانم
من دردی بیپایانم
با عشق و ناکامیها
همعهد و همپیمانم
وصل تو باشد درمانم
نگهت زد آتش بر جانم
تو را جویم، تو را خواهم
من از تو دوری نتوانم
وفا جویم، صفا خواهم
بیا بنشین بر دامانم
* * *

خاطرات
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: حبیبالله بدیعی
خواننده: مرضیه
روزگاری ای آشِنای من،
همزبان من بودی شب همه شب
دلفریب من، بیوفای من،
مهربان من بودی شب همه شب
گذشتهها رفت و دگر نمیآید
کو آن یاریها، مهر و دلداریها
که جانم بیاساید
گذشتهها رفت و دگر نمیآید
زین پس زاریها، شبها بیداریها
غمی بر دل افزاید
مستی و بیخبری، به کُجا به کُجا شد!؟
بیخبر از تو کنون، دلِ خسته چرا شد!؟
زان همه بُگذشتهی ما
خاطرهای مانده بهجا
صحبت و مستی کو!؟
لذتِ هستی کو!؟
کجا شد قرارم!؟
دریغا، بهارم کو!؟
جز تو که چون جانی، شمع شبستانی
نگاری که دل را به دستش سپارم، کو!؟
خاطرهی تو بهجا بُوَد این شبها
بیتو دگر منم و غم تو تنها
شراب آرزوها، ای شب به ساغرم کو!؟
نگاه گرم و گویا امشب برابرم کو
دگر چه میخواهم من
چو کِشیدهای از بَرِ مَن دامن
* * *

ز دست محبوب
[ادامهی تصنیف «صورتگر نقاش چین»]
از ساختههای: علیاکبر شیدا
ارکستر: بزرگ لشگری
خواننده: مرضیه
ز دستِ محبوب آه! چها کشیدم
به جز جفایش عزیزم وفا ندیدم
نه همزبانی آه! که یک زمانی
به من بگوید: جانِ من! غم که داری
به من بگوید: حبیبم! غم که داری
نوبتِ هجران گذشت
شد گَهِ عیش و صفا
* * *

یک دل و صد آرزو
شعر: حسین شاهزیدی
آهنگ: منوچهر لشگری
خواننده: مرضیه
یک دل و صد آرزو دارم
دیده و دل سوی او دارم
تا چه آرد به روز من و دل
از خدا غافل
او چه خبر دارد از دلم
از من و از کار مُشگلم
دیگر چرا عشقِ سوزان
پنهان بدارم ز جانان
حکایت دل گویم او را
چو بینم آن فتنهجو را
ز بیمهریش چون بنالم
دلش بسوزد به حالم
از حال دلم آشفته شود
شاید مرا یاری کُند
نالد چو غم تنهایی من
ترک دلآزاری کُند
با من وفاداری کُند
یارب دگر چه میخواهم اگر شود مرا یار
مرغ دلم شود روزی به دام او گرفتار
چه شود که سر کُنَد او هم ترانهی امیدی
چه شود که جان به من بخشد به وعده و نویدی
چه خوشا که افکند گاهی به سوی من نگاهی
به خدا که عشق و شیدایی نباشدم گناهی
* * *

یاد تو
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: مرضیه
با تو من شِکوه ها دارم از جفای تو
هر جفا هر ستم می کِشم برای تو
راز دل کُجا بَرم!؟ پیش کس چرا بَرم!؟
از تو هر شکایتی کُنم با خدای تو
آه ای گُل ازعهدت چه گویم!؟
بویت از چه گلشن جویم!؟
آه دردِ پنهان با که گویم!؟
راضیام من با رضای تو
آه، یادِ تو هرگز از خاطرم کی رود!؟
رفتی و با تو امید من
هر کجا، همچِنان سایه در پی رود
راز دل کُجا بَرم!؟ پیش کس چرا بَرم!؟
از تو هر شکایتی کُنم با خدای تو
* * *

تو محبوب منی (خزان عمر)
شاعر: نظام فاطمی
آهنگ: جواد لشکری
خواننده: مرضیه
رفتی و نرفته مِهرِ تابان، مهرت از یادم
رفتی و چو طوفان، عشق سوزان داده بر بادم
سوی آسِمانها از فراقت رفته فریادم
خزان شده بهار عمرم، ز دستِ غم دلم گرفته
به موی تو ز دود آهم دلم غبار غم گرفته
چه بگویم از حکایتم!؟
به کُجا بَرم شکایتم!؟
که رشتهی وفا گُسستی
ز تو ای بهار جاوِدان
گُل عمر من شده خزان
چو عهد خود، دلم شکستی
تو به مهر اگر نوازی، وگرم دل شکنی
به تو آورم شکایت، که تو محبوبِ منی
خزان شده بهار عمرم، ز دست غم دلم گرفته
به موی تو ز دود آهم، دلم غبار غم گرفته
* * *