مرضیه: پیوند گلها

مرضیه پیوند گلها

پیوند گلها
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: حبیب‌الله بدیعی
خواننده: مرضیه

از من حکایتی نو، از حالِ گل تو بشنو، در نوبهار جانپرور
می‌زد به گل‌ستانی پیوسته باغبانی پیوندِ گل به یکدیگر
گلِ پُر برگِ سفیدی، ز همان گلها که دیدی
به خدا شهریار گلها بود
زده پیوندی فرح‌زا، به گلی سرخ و فریبا
که به رنگ و صفا چو دیبا بود
از این سرخ و سفیدی گلی به گلشن پیدا شده بود
کز شادابی گلستان شکوفه‌باران یکجا شده بود
چو بسانِ دو گل با هم که چنین ثمری دارد
گل عشق بشر هم گاهی چه نکو اثری دارد
شکرین ثمری دارد ز وصال گلِ دلخواهی
(صفای زندگی با همدمِ یکدل و یک‌جان
به دست آید چو آن گلها که من دیدم به بستان)

* * *

مرضیه: همیشه بهار

مرضیه همیشه بهار

همیشه بهار
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ:‌ جواد لشگری
خواننده: مرضیه

بی‌ثمر مکُن این دوندگی
گر رها کُنی قید بندگی
بشنوی ز من راز زندگی
بشنوی ز من راز زندگی

با این دل دیوانه‌ام ناگفتنی‌ها گفته‌ام من
قربان این دیوانگی؛ صاحبدلی آشفته‌ام من
با کسی وفا کی جهان کُند
دل به ما کجا مهربان کُند

تو که راحت به جهانی
غم ما را تو چه دانی به‌خدا
چه شود گر بنوازی
دل چون من نگرانی ز وفا

ز خزان دلم خبری تو نداری
چه غمم ز خزان، تو همیشه بهاری
بی‌ثمر مکُن این دوندگی
گر رها کُنی قید بندگی
بشنوی ز من راز زندگی
بشنوی ز من راز زندگی

* * *

مرضیه: بهار من

مرضیه: بهار من

بهار من
شعر: منیر طه
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: مرضیه

ای بهار من، ای نگار من
بیا! بیا بنشین به برم
که بی‌تو از خود بی‌خبرم
تو راحت جانی

می ز جام تو
غم به کام من
به ساغری بنشان شررم
بیا! بیا بنشین به برم
به عهد و پیمانی

می‌سوزد همه پیکر من
بنشان با لبت اخگر من
بشکن ساغر می به سر من
که نشنوی فریاد مرا
چو بَرکنی بنیاد مرا
ز جور و بیدادی

چو جام جانم را شکنی
اگر نظر بر ما فکنی
چه جای فریادی

ای ساقی گل سیما
بنما کرمی با ما
یک جرعه شرابی ما را

مست از می نابم کُن
از باده خرابم کُن
پر کُن قده مینا را

ماییم و گدای خانه‌ی مِی
شد این دل ما ویرانه‌ی مِی

بنگر به دل بشکسته ما
در پای خود ای مستانه‌ی مِی
با ما مستی آه
با ما مستی‌ها تا کی

بیا بیا بنشین به برم
که بی‌تو از خود بی‌خبرم
تو راحت جانی

به ساغری بنشان شررم
بیا! بیا بنشین به برم
به عهد و پیمانی

* * *

مرضیه: خاکستر

مرضیه خاکستر

خاکستر
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: مرضیه

عشقی سوزان داده به بادم
آن گرمی‌ها رفته ز یادم
با جان‌سردی خو بِگِرفتم
بر خاموشی دل بِنَهادم
خاکسترم و با این غم چه کُنم
افسرده از این غم، جانم

شعله‌های دلم همه سرکَش بودی
جسم و جان و دلم همه آتَش بودی

کِی دگر رو کُند بختِ من به یاریِ من
وه ز بی‌قراری من

من هم آتش سوزان بودم
چو شراری سرکَش چه فروزان بودم
سرمست از رُخ یاران بودم
به کنارِ جانان، به‌خدا جان بودم

کِی غروبِ آرزو را بر دل می‌دیدم!؟
کِی به سردی زندگی را مشکل می‌دیدم!؟
نقشِ آرزوها خُفته در وجودم
من که آتشین بودم

سایه‌ها از غم نشسته در کنار من
شد خزان از نامرادی‌ها بهار من
داد از این بختم، فغان از روزگار من
دیگر از دل آتشی نمی‌خیزد
تا سِرِشکی آتشین فرو ریزد
شور مستی و جوانی از دل غمین بُگریزد

* * *

مرضیه: در عالم بی‌خبری

مرضیه در عالم بی خبری

در عالم بی‌خبری
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: اسدالله ملک
خواننده: مرضیه

به سینه بار دگر فغانِ منتظران
نشسته ژاله‌ی غم به دیده‌ی نگران
تو ای شامِ سیه چه آری به سرم

به عالم بی‌خبری، با خبر از این خبرم
که می‌کُشَد عشقِ تو ای مونسِ جان تا سحرم

غم تو در شامِ سیه چون بزند حلقه به در
سرشکِ حسرت بزند حلقه در این چَشمِ ترم

چو عشق تو زد آتش به دلم
دَرون این آتشِ غم تا به سحر شعله‌ورم

چه شد که در کار دلِ آشفته‌ی ما افتاده گره
مگر کسی از خمِ آن گیسوی سیه بُگشاده گره

تو عاشقِ مِی‌نوشم کردی
به جرعه‌ای مدهوشم کردی
چه شد چِنین خاموشم کردی

بیا که از دستِ غمت برهم
ای مهِ من به شب سیه‌ام

* * *

مرضیه: اشک گرم

مرضیه اشک گرم

اشک گرم
شعر: نواب صفا
آهنگ: حبیب‌الله بدیعی
خواننده: مرضیه

تا نگاه گرم او را دیده‌ام من
جلوه‌های آرزو را دیده‌ام من
طایر پَر بسته‌ام من
شاخه‌ی بشکسته‌ام من
رهگذاری خسته‌ام من

شبنم صبح بهارم
اشک گرم روزگارم

یار من شو، یار من شو
یار بی‌آزار من شو
جلوه ی هر گلسِتانی
رونق گلزار من شو

شبنم صبح بهارم
اشک گرم روزگارم

امید من، نشنوی از چه فغان مرا
قصه‌ی سوز نهان مرا
مرو از آغوشم، مکُن فراموشم
که بی‌وجود تو چو شمع خاموشم
گریه‌ی من نکُند اثری
بی‌خبر از من بی‌خبری

چو گشته‌ای صیادم
چرا که نشنوی فریادم
مهربانِ من شو
همزبانِ من شو

* * *

مرضیه: سنگ خارا (گلهای رنگارنگ ۲۶۱)

مرضیه سنگ خارا گلهای رنگارنگ ۲۶۱

سنگ خارا
(گلهای رنگارنگ ۲۶۱)
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ:‌ علی تجویدی
تنظیم: روح‌الله خالقی
خواننده: مرضیه

جای آن دارد که چندی هم ره صحرا بگیرم
سنگِ خارا را گواه این دل شیدا بگیرم
مو به مو دارم سخن‌ها
نُکته‌ها از انجمن‌ها
بشنو ای سنگِ بیابان
بشنوید ای باد و باران
با شما همرازم اکنون
با شما دمسازم اکنون

شمعِ خودسوزی چو من
در میانِ انجمن
گاهی اگر آهی کشد
دلها بسوزد

یک چنین آتش به‌جان
مصلحت باشد همان
با عشق خود تنها شود
تنها بسوزد

من یکی مجنون دیگر
در پی لیلای خویشم
عاشق این شور و حال
عشق بی‌پروای خویشم

تا به سویش رهسپارم
سر زمستی بر ندارم
من پریشان‌حال و دلخوش
با همین دنیای خویشم
. . .

* * *

مرضیه: خاطره

مرضیه خاطره

خاطره
شعر: نواب صفا
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: مرضیه

ای صبح نوبهاری، اکنون به یادم آری عشقی فرح‌فزا را
این روی شاد و روشن، آرَد به خاطر من سیمای آشنا را

ز عشق او بر دل داغ و بلا بود
اگر چه در دست من پیاله‌ها بود
ترانه‌ی من آهنگ عشق او بود
به سینه‌ی من دنیایی ز آرزو بود

اکنون در کنارم جز یادش نمانده
آن گل در بهارم بر هجران نشانده
تو خجسته‌بهار منی
تو امید و قرار منی
چه خوشم که تو یار منی
به دل غم گلی دارم
گلی که از غمش خارم

* * *

مرضیه: شعله محبت

مرضیه شعله محبت

شعله محبت
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: همایون خرم
خواننده:‌ مرضیه

ندانم ای آشِنای من با زبان دل آشِنایی؟
که با چِشمت هم‌سخن گردم
قصه‌ها گویم از جدایی
گر ندانی راز عشقم
رنج سوز و ساز عشقم
از چه با ساغرِ چشمِ خود می‌کُنی سرگرانم
تا بسوزد عشقِ آشیان‌سوز تو آشیانم
ندانم از کجا بودی تو
به چِشمم آشنا بودی تو
آن شب که دیدمت، چون دو چِشم خود مستِ باده بودی
آن شب که با صفا در سرای ما پا نهاده بودی
درآمدی ز در بی پروا
صفای دل ز رویت پیدا
در چشم شوخ تو شعله‌ی محبت زبانه می‌زد
آن شب درون دل شاخه‌های عشقم جوانه می‌زد
گر ندانی راز عشقم
رنج سوز و ساز عشقم
از چه با ساغرِ چشمِ خود می‌کُنی سرگرانم
تا بسوزد عشقِ آشیان‌سوز تو آشیانم

چون عاشقی ساده‌ام دیدی
بر پایت افتاده‌ام دیدی
پامال رنج و غمم کردی
از بس‌که دلداده‌ام دیدی
ندانم ای آشِنای من با زبان دل آشِنایی؟
که با چِشمت هم‌سخن گردم
قصه‌ها گویم از جدایی
. . .

* * *