مرضیه: زلف پریشان

مرضیه زلف پریشان

زلف پریشان
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: مرضیه

از راز دل اشکم پرده چو بر می‌گیرد
دنیای عشق من رنگ دگر می‌گیرد
بنشیند نقش تو در چشمم حیران
با چشمانی مست و زلفی پریشان

ز فروغ سیمین مه چو افق روشن گردد
چکنم از عشقت ای مَه که بلای من گردد
همه‌شب که منم به بلای هجران
بنشیند نقش تو در چشمم حیران
با چشمانی مست و زلفی پریشان

چو به پا معشوقی، عاشق جان ریزد
چو نسیمی از کوی عشقی برخیزد
دلم کُنَد هوای جانان
مرغ دل گویی لب از سخن بسته
در موج اشکم چهرِ تو بِنشَسته
چو زورقی میان طوفان

نقش امیدی، همچون رویایی
قصه‌ی عشقی، راز گویایی
درد مرا بخشد درمان
بِنشینَد نقش تو در چَشمم ای جان
با چشمانی مست و زلفی پریشان

* * *

مرضیه: وعده دیدار (عاشق شیدا)

مرضیه وعده دیدار

وعده دیدار (عاشق شیدا)
شعر: پرویز خطیبی
آهنگ: علی تجویدی
خواننده:‌ مرضیه

عاشق شیدا من، واله و رسوا من
نوگٔلِ رعنا تو عزیزم، آفتِ دلها تو
بر تو نظر دارم، دیده به در دارم
تا به در آیی تو عزیزم‌، ای گٔلِ گلزارم
سایه از سر برگرفتی تا که رفتی نگار من
شد نصیبم بی‌‌نصیبی؛ غم فضا شد بهار من

نگرفتی‌ دستم ز وفا که ز پا افتادم
نکُنی‌ گر یادم به‌خدا، نروی از یادم
ننشستی در خلوت ما که دهی‌ بر بادم
نشوی گر یارم غم تو فکند بنیادم

آتش دل‌ من ننشاندی
کار ما به جنون تو کشاندی
جام غم ز کفت بگرفتم
شهدِ جان ز لبت نچشاندی

به خدا که غمت کُشدم، کُشدم
به خدا ستمت کُشدم، کُشدم
چه کُنی‌ نومیدم؟ که تویی امیدم
ز پی‌ دل‌ رفتم ثمرش را دیدم

* * *

مرضیه: سرود عشق (سایه گل)

مرضیه سرود عشق سایه گل

سرود عشق (سایه گل)
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: همایون خرم
خواننده: مرضیه

نبودت خبر از رهگذران
به سایه‌ی گل نشسته بودی
در آن خلوتِ جان، خنده‌کُنان
تو رونق گل شکسته بودی
چو شبنم به گلشنی، چشم روشنی
تا گشوده بودی
ز هر دلنشین گلی، آتشین دلی
دل ربوده بودی
چه شد کاندران چمن
از همه به من رو نموده بودی
چو چشم دل من گشودی
تو دیگر کنارم نبودی

کنون هر کجا نشینم، به هر جا گلی ببینم
به یاد رخت، ز دل سر کنم سرودی
روم دامن صبا را بگیرم میان گلها
که در گوش تو رساند ز من درودی

چرا راه مهر و وفا را
به این عاشق مست و رسوا
نمودی، نمودی، نمودی
چو دیدی ز عشق تو مستم
چرا دامنت را ز دستم
ربودی، ربودی، ربودی
بیا ای بهار زیبای من
که شادی‌فزای دنیای من
تو بودی، تو بودی، تو بودی

* * *

مرضیه: جام دگر (ای همسفرها)

مرضیه جام دگر

جام دگر
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: همایون خرم
خواننده مرضیه

ای همسفرها! رهگذرها!
زین رفت و آمد‌ها چه ثمر؟
داریم از این هستی چه خبر؟
ما هر چه هستیم، جمله مستیم
همدرد مرغان سحریم
روشن‌بین و صاحب‌نظریم
چه حکایت‌ها به زبان دارم
چه شکایت‌ها ز جهان دارم
تو گر ای بلبل غم گل داری
غم گلشن من به روان دارم
مستم از آن ساغر، پُر کُن جام دیگر
ذکر تو در خانه دل بنشانم
داد دلم ساغر می بستانم
گر چه تو از دیده‌ی ما پنهانی
از غم ما بی‌خبری می‌دانم
مستم از آن ساغر، پُر کُن جام دیگر

من همدرد مُرغان چمنم
سوز دیگر دارد سخنم
بال و پر بسته در قفسی
غوغایی در گلشن فکنم
مستم از آن ساغر که زدم
جام دیگر باید بزنم
(باز مرا شب دوشین بزمکی به پنهانی
از درم درآ مست با جمالِ روحانی
این من و تو ای زاهد، هردو داغدار اما
داغ من بُوَد بر دل، داغ تو به پیشانی)

دست من و جام می
گوش من و نای می
گر از تو ساغر گیرم
شیدایی از سر گیرم
شیدایی از سر گیرم
گر از تو ساغر گیرم
گر شکوه از غم‌هایت نکنم
با درد و سوز هجران چکنم؟
ای دلدار و ای دل‌شکنم، دلدارم!

* * *

مرضیه: گفتگوی تو

مرضیه گفتگوی تو

گفتگوی تو
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: مرضیه

به نگاهی دل از کفم بردی
به جفایی دل من آزردی
چرا ز چشمم پنهانی
تویی که دردم می‌دانی
مستم به جهان تا هستم یاد تو
هستی تو چرا غافل از یادم
در دام غمت گر جانم افتاده
از قید جهان دیگر آزادم

بازآ تا شکوه‌ی دل
گویم از هجر روی تو
هستم در جستجوی تو
جویم از چه گلشنی بوی موی تو؟
با چه کس کُند دلم گفتگوی تو؟

بازآ تا با تو گویم سخنی
تا کی در جانم؟ آتش فکنی
تو ز من بهتر می‌دانی غم و دردم
بخدا بهتر می‌بینی رخ زردم
جویم از چه گلشنی بوی موی تو؟
با چه کس کُند دلم گفتگوی تو؟

* * *

مرضیه: مست عشق

مرضیه مست عشق

مست عشق
شعر و ملودی: علی‌اکبر شیدا
تنظیم و ارکستر: ابراهیم منصوری
تار: ابراهیم سرخوش
خواننده:‌ مرضیه

اگر مستم من از عشق تو مستم
بیا بنشین که دل بُردی ز دستم
دلم پیشِ تو بنده
یارم مشگل‌پسنده
مرا عشق رُخت بیچاره کرده
میان کوه و دشت آواره کرده

* * *

مرضیه: من و تو

مرضیه من و تو

من و تو
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: مرضیه

من و تو و عشق و شیدایی
من و تو و عمری رسوایی
در گوشه‌ی تنهایی آن ناله و این آهم
آن نغمه‌ی جان سوزم
این شعله‌ی جان کاهم
بر حالم آگاهی، از قلبت آگاهم
در آن نگاه تو افسون‌ها می‌بینم
ز باغ حُسن تو لاله‌ها می‌چینم
وه چه دلارایی

از هر در باز آیی بنشسته بر راهم
هر چه خواهی ز جهان، من آن می‌خواهم
جز بر رویت چشمم نباشد نگران
تا ره یابی در بزم صاحبنظران

* * *

مرضیه: چشمه نور

مرضیه چشمه نور

چشمه نور
شعر: رهی معیری
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: مرضیه

نظری بر دل پاکم نکُنی
گذری بر سر خاکم نکُنی
تو همه دامی و من صید گرفتار توام
نکُنی ترک جفا تا که هلاکم نکُنی

چون شباهنگی همه‌شب می‌نالم
غافلی از من که نپرسی حالم
یا پایی نِه به‌سرم تا برخیزم
یا بگشا پای مرا، تا بُگریزم

تو سرو چمنی، نوشین‌دهنی
چکُنم؟ چکُنم که دل‌آزار منی

تا رشته‌ی جان در سر مویت بستم
بی‌باده‌ی نوشین، ز نگاهت مستم
چون شمع طرب خندم در محفل هستی
روشندل و خندانم از پرتو مستی

جان را عشق و سروری
دل را چشمه‌ی نوری
از باده‌ی عشقت ز جهان بی‌خبرم من
وز گردش چِشمت به جهانی دگرم من

* * *

مرضیه: نقش غم

مرضیه نقش غم

نقش غم
شعر:‌ اسماعیل نواب صفا
آهنگ: حبیب‌الله بدیعی
خواننده: مرضیه

من زاده‌ی کوهستانم
دور افتاده ز بُستانم
با غصه همآغوشم
می‌سوزم و خاموشم

پرورده‌ی غمها گشتم
آواره‌ی صحرا گشتم
آماج بلا شده‌ام
پامال جفا شده‌ام

بلاکِشیده‌ای حال دلم را می‌داند
جفاخریده‌ای نقش غمم را می‌خواند
آه از تنهایی!
سکوت شب بُوَد محرم راز پنهانم
لهیب تب بُوَد همدم شام هجرانم
کو همآوایی؟

گویم همه‌شب تنها
شرح غم هجران را
با خار بیابانها
چه کسی شِنَوَد نفسی
شرح غم پنهانم را؟

کردی تو فراموشم
رفتی چو از آغوشم
غمدیده و خاموشم
نکُند مَهی از نگهی
روشن، شب هجرانم را

تشنه لبم، روز و شبم در حسرت طی شد
همدم من، محرم من فریاد نِی شد
غم تو هر دم فزوده دردم
گویم همه‌شب تنها
شرح غم هجران را
با خار بیابان ها
. . .

* * *

مرضیه: صورتگر نقاش چین ۲ ـ ۱

مرضیه صورتگر نقاش چین

صورتگر نقاش چین
شعر: علی‌اکبر شیدا
خواننده: مرضیه

صورتگر نقاش چین
شعر و ملودی: علی‌اکبر شیدا
خواننده: مرضیه

( ۱ )
صورتگرِ نقاشِ چین
رو صورتِ یارم ببین
یا صورتی برکش چِنین
یا ترکُ کُن صورتگری

آفاقُ را گردیده‌ام
مِهر بُتان سنجیده‌ام
بسیارُ خوبان دیده‌ام
اما تو چیز دیگری

( ۲ )
ز دستِ محبوب آه! چها کشیدم
به جز جفایش عزیزم وفا ندیدم

نه همزبانی آه! که یک زمانی
به من بگوید: جانِ من! غم که داری
به من بگوید: حبیبم! غم که داری

نوبتِ هجران گذشت
شد گَهِ عیش و صفا

* * *