علی نظری: خیال او

علی نظری خیال او

خیال او
شعر: سعید مهناویان
آهنگ: سعید مهناویان
خواننده: عی نظری

♫  LP Cover  ♫

* * *

داود مقامی: باران

داود مقامی باران

باران
آهنگ: سعید مهناویان
خواننده: داود مقامی

* * *
ترانه‌شناسی داود مقامی در سایت راوی حکایت باقی

* * *

علی نظری: وفای زن

علی نظری وفای زن

وفای زن
شعر: سعید مهناویان
آهنگ: سعید مهناویان
خواننده: علی نظری

شب شد و باز دوباره ماه دراومد
ولی یارم سر وعده نیومد
روی چشمم غبار غم نشسته
ای خدا دیگه صبر من سراومد
تو کوچه تا منو پیدا می‌کُنه
وعده‌ی امشب‌و حاشا می‌کُنه
با زبونِ گرم و نرمش به‌خدا
دلم‌و غرق تمنا می‌کُنه

همش از عهد و وفا سخن میگه
سخن از جور و جفای من میگه
همه‌ی مردا رو نفرین می‌کُنه
به من از لطف و صفای من میگه
آخه کی دیده تو این زمونه
زن با وفا و نازنین بمونه
فردای روز وعده برمی‌گرده
به گوش منِ خسته چنین می‌خونه:
«به کی، به کی سوگند، دیشب نبودم
یک کاری داشتم، جایی رفته بودم.»
غافل از این‌که سر پل تجریش
من اون‌و با رقیبم دیده بودم.

ای خدا چکار کنم؟ بگو به کجا فرار کُنم؟
من چه خاکی تو سر این دل بیقرار کُنم
همه کارم شده این، که روزا بشینم سر راهش
تا تماشای قد و بالای گلعذار کنم
آخه کی دیده تو این زمونه
زن با وفا و نازنین بمونه
. . .

♫  LP Cover  ♫

* * *

داود مقامی: تب مجنون

داود مقامی تب مجنون

تب مجنون (غم تنهایی)
شعر: سعید مهناویان
آهنگ: سعید مهناویان
خواننده: داود مقامی

می‌روی اما شعله‌ی سوزانِ تب
می‌سوزد جانم از غم تنهایی
می‌گذارم لب بر لب ساغر شبها
با یاد رویت تا که تو بازآیی

من در این دنیا مانده‌ام تنها
قلبی پُر خون دارم
در دل صحرا، از غم لیلا
حال مجنون دارم

زورق دل را، موج این دریا
می‌برد بر ساحل
خار این غمها در دل شیدا
می‌دهم آزارم

ای خدا بی‌ او فروغ چشمم
از سرشکِ غم می‌میرد
شعله‌ی آهم اگر برآید
دامن او را می‌گیرد
خاطرات روز آشنایی
آن‌همه شور و شیدایی
بعد او هر دم به پیش چشمم
چون پرستو پَر می‌گیرد

ای پری‌پیکر خدا را این دل ما را
کُن رها از دست این توفان و این غمها
چون پرستوی بهاری ای بهار من
پَر بزن از راه یاری سوی من بازآ

♫  LP Cover  ♫

* * *

داود مقامی: شب غم

داود مقامی شب غم

شب غم (مرغ شب)
شعر: سعید مهناویان
آهنگ: سعید مهناویان
خواننده: داود مقامی

♫  LP Cover  ♫

* * *

داود مقامی: قاصد عشق

داود مقامی قاصد عشق

قاصد عشق
شعر: سعید مهناویان
آهنگ: سعید مهناویان
خواننده: داود مقامی

در سکوتی ماتم‌افزا
من کناری و مرغ شیدا
با من دل‌خسته گوید:
«از چه بنشسته‌ای تو تنها!؟»
عشق یاری در دل دارم
می‌دهد هر دم آزارم
فتنه‌ها دارد در کارم
با خیالش در تنهایی
می‌گریزم از رسوایی
جام نوشین، در کف دارم

مرغ شیدا بیا، بیا، شاهد ناله‌ی حزینم شو
با نوایی تو همصدا با نوای دل غمینم شو
ای صبا گر شنیده‌ای راز قلبِ شکسته‌ام امشب
رو پیامم به او رسان، قاصد عشق آتشینم شو
لحظه‌ای آسمان تو بنگر، جامه‌ی ارغوانی‌ام
در غم عشق او خزان شد نوبهار جوانی‌ام
عطر گیسوی دلفریبش، رشک گلهای یاسمن
سایه‌ی مهر او چراغِ روشن زندگانی‌ام

* * *ترانه‌شناسی داود مقامی در سایت راوی حکایت باقی

* * *

داود مقامی: فریده

داود مقامی فریده

فریده
شعر: سعید مهناویان
آهنگ: سعید مهناویان
خواننده: داود مقامی

ببین چگونه ریزد اشکِ ز من ز دیده
نگار نازنین لاله‌رو فریده
از آن زمان که در خیال من دویدی
دلم گرفته رنگ آرزو فریده
چرا که من بهانه‌ی تو را نگیرم
که در کمند تار موی تو اسیرم
برای دیدن تو لاله‌روی زیبا
همیشه راه خانه‌ی تو را بگیرم

شبی که در سرای من نمانده رفتی
بهانه کردی و دل مرا شکستی
مگر چه دیدی ای فروغ دیده‌ی من
که قید و بند مهرم از دلت گُسستی
شبم دراز و دیده‌ام نیارمیده
بگو چه شد چرا نیامدی فریده
خدا گواهه این دل شکسته ی من
که جز مصیبت وبلا به خود ندیده
بیا مکن دگر به من جفا فریده
بگو گناه من چه بوده نور دیده

[ای که دل بُرده‌ای از من به شیرین‌سخنی
دلِ من از سخن تلخ چرا می‌شکنی؟]

* * *
مجموعه‌‌ای از نام دختران در ترانه‌های ایرانی

* * *
ترانه‌شناسی «داود مقامی» در این سایت

* * *

داود مقامی: خزان

داود مقامی خزان

خزان
شعر و آهنگ: سعید مهناویان
خواننده: داود مقامی

س

ناز و کرشمه بس کُن ای مه آسمانی
می‌گذری خرامان از غم دل چه دانی
من به خیال وصلت ناله کُنم شبانگاه
تا تو امید جانم کی ز غمم رهانی
تو بیا صنما، به من خسته وفا کُن
دل خون‌شده را ز وفا غرق صفا کُن
ز چه بی‌خبری گل من ز رسم یاری
بنشین به برم، پس از این ترک جفا کُن
آه. . . روزی ای زیبا آه شرر بار من
گیرد دامانت سوزد جانت چون پیمانت بشکستی
ترسم چون گلها با همه افسونگری
چون پاییز آید، عمرت پاید ز چه عهد خود بگسستی
ناگهان دیدم آن تیر جفای خزان
داد من گیرد از دست تو گل بی‌امان
ای صبا یک شب از محفل یارم گذر
تار مویی از او بهر من آور نشان
[ای که دل برده‌ای از من به شیرین‌سخنی
دل من از سخن تلخ چرا می‌شکنی؟
گفته بودی که نگویم سخن از تو به دگر
چه بگویم من اگر از تو نگویم سخنی]
. . .

* * *ترانه‌شناسی داود مقامی در سایت راوی حکایت باقی

* * *

مصطفی رستمی: شکست عشق

مصطفی رستمی شکست عشق

شکست عشق
خواننده : مصطفی رستمی
ترانه و آهنگ : سعید مهناویان

دیگر ای گل گوشهٔ عزلت بهر دلم بگزیدم
زیرا حرف عهد و وفا از اون دو لبت نشنیدم
اکنون دیگر ترک دیار و محفل خود می‌گویم
خون شد قلبم بس‌که ملامت از همه کس بشنیدم
ز چه رو دل به تو سپارم من
ز غمت ارچه بیقرارم من
تو که داری هوای یار دگر بگو با من
تو خرامان ز پیش چشمم دگر نکش دامن
می‌دانم که عشق یاری دگر به سرداری
از درد نهانم ای گل کجا خبر داری
می‌دانم که با رقیبم تو بسته‌ای پیمان
کز غم آتشم زنی از میانه برداری
دیگر من نگیرم ای گل بهانه عشقت
می‌بندم عنان دل را به گوشه عزلت
بنگر خار غمت بر این دل شکسته‌ام
زیرا از مهر تو من طرفی نبسته‌ام
چندی چون طائری پربسته به دام تو
سر کردم ولی کنون از دام تو رسته‌ام

* * *