
دنبا فقط دو روزه (ای خدا)
شعر: امان منطقی
آّهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: عارف
ترانه فیلم: غلام ژاندارم
وقتی میگن به آدم
«دنیا فقط دو روزه»
آدم دلش میسوزه
ای خدا، ای خدا، ای خدا، ای…
آدم که به گذشته
یه لحظه چشم میدوزه
بیشتر دلش میسوزه
ای خدا، ای خدا، ای خدا، ای…
دنیا بقا نداره
چشمش حیا نداره
هیچکس وفا نداره
ای خدا، ای خدا، ای خدا، ای…
دلی میخواد از آهن
هر کی میخواد مثل من
اینقدر دَووم بیاره
ای خدا، ای خدا، ای خدا، ای…
تا که آدم جوونه
کبکش خروس میخونه
دنیا باهاش مهربونه
ای خدا، ای خدا، ای خدا، ای…
اما به وقت پیری
بییار و بینشونه
آدم تنها میمونه
ای خدا، ای خدا، ای خدا، ای…
♫ LP Cover ♫
* * *

همه چیم یار
ترانهسرا: امان منطقی
آهنگساز: انوشیروان روحانی
تنظیم کننده: انوشیروان روحانی
خواننده: عارف
ترانه فیلم: غلام ژاندارم | ۱۳۵۰
همه چیم یار ، همه چیم یار
همه چیم یار یار یار یار یار
همه چیم یار
همه چیم یار یار
قربون تو وای وای، غیر تفنگم!
سر شو های های
پیش توام وای وای، سحر بجنگم!
همه چیم یار ، همه چیم یار
همه چیم یار یار یار یار یار
همه چیم یار
سر شو های های
خنجر مژگونت میاد به چنگم!
سر زلفونت
بلنده ای یار چون بُرد فشنگم!
هر کسی باشه تو خط دلدارم
باهاش میجنگم!
. . .
♫ LP Cover ♫
* * *

ای خدا (دنیا فقط دو روزه)
شعر: امان منطقی
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: عارف
ترانه فیلم: غلام ژاندارم
وقتی میگن به آدم
«دنیا فقط دو روزه»
آدم دلش میسوزه
ای خدا، ای خدا، ای خدا، ای…
آدم که به گذشته
یه لحظه چشم میدوزه
بیشتر دلش میسوزه
ای خدا، ای خدا، ای خدا، ای…
دنیا بقا نداره
چشمش حیا نداره
هیچکس وفا نداره
ای خدا، ای خدا، ای خدا، ای…
دلی میخواد از آهن
هر کی میخواد مثل من
اینقدر دَووم بیاره
ای خدا، ای خدا، ای خدا، ای…
تا که آدم جوونه
کبکش خروس میخونه
دنیا باهاش مهربونه
ای خدا، ای خدا، ای خدا، ای…
اما به وقت پیری
بییار و بینشونه
آدم تنها میمونه
ای خدا، ای خدا، ای خدا، ای…
● این ترانه پس از اجرا در فیلم «غلام ژاندارم»، از سوی ریاست شورای اصلاح شعر و ترانه ـ دکتر هدایتالله نیرسینا ـ به خاطر استفاده از اسم شخص [داش غلام] مجوز پخش از رادیو را نگرفت. بنابراین به پیشنهاد خود ایشان، عبارت «ای خدا» جایگزین این عبارت شد تا برای پخش در رادیو و تلویزیون نیز مجاز باشد. (توضیحات برگرفته از کانال: «ترانهشناسی عارف»)
♫ LP Cover ♫
* * *

صفای ده
شعر: [هدایتالله] نیر سینا
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: پوران

ستاره
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: پوران شاپوری

خاطره
شعر: نواب صفا
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: مرضیه
ای صبح نوبهاری، اکنون به یادم آری عشقی فرحفزا را
این روی شاد و روشن، آرَد به خاطر من سیمای آشنا را
ز عشق او بر دل داغ و بلا بود
اگر چه در دست من پیالهها بود
ترانهی من آهنگ عشق او بود
به سینهی من دنیایی ز آرزو بود
اکنون در کنارم جز یادش نمانده
آن گل در بهارم بر هجران نشانده
تو خجستهبهار منی
تو امید و قرار منی
چه خوشم که تو یار منی
به دل غم گلی دارم
گلی که از غمش خارم
* * *

چشم سیاه
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: انوشیروان روحانی
خوانندگان: جلیل زلاند ـ مهستی
ترانه فیلم: شیرین و فرهاد
چشم سیاه داری قربانت شوم من
خانه کجا داری مهمانت شوم من
در سر کوی تو کردم آشیانه
منزل دل کویت، خانه شد بهانه
در دل من غوغا کرده شوق دیدار
دل به تو مایل شد، دیده هم خریدار
میکشد آتشها از لبم زبانه
تا تو شوی شمع مجلس شبانه
با این چشمان سرمستِ آهو
با این پیوسته زنجیر گیسو
با این قلب پرشور از آرزو
گویم شرح عشقم را مو به مو
عشق تو را میخواهم ز خدا
از تو نمیخواهم غیر تو را
تا دل من یک دیوانه شده
با سر زلفت همخانه شده
قصهی عشقم افسانه شده
قصهی تو شور هرشب من
جای دعا نامت بر لب من
عشق تو را میخواهم ز خدا
از تو نمیخواهم غیر تو را
♫ LP Cover ♫
* * *

سیمای شب
شعر: هدایتالله نیرسینا
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: پوران شاپوری

دیباچه
شعر: نواب صفا
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: مرضیه
نفسی ای سرو چمن
بنِشین با من به سخن
دمی بخوان به دیباجهی دل
ورق غمنامهی من
بُوَد این دل، شیشهی جان
مشِکن آن را مشِکن
شده یادت همدم من
نه کسی دارد غم من
نه کسی ره جز تو بَرَد
به خدا در عالم من
(یکدم گَمان مَبر ز خیال تو غافلم
بِنشَستَم ار خموش، خدا داند و دلم)
تو مشو روز، ای شبِ من
چو نَهد لب بر لبِ من
تو مگیر ای بادِ سَحر
خبر از تاب و تبِ من
* * *

مجنون تو
شعر: نواب صفا
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: مرضیه
من که مجنون توام
مست و مفتون توام
در جهان افسانهام
زانکه افسون توام
با که گویم راز دل
من که دلخون توام
من کیام!؟ دلدادهای حسرت نصیبم، وای بر من
ناامید از چارهی دردم طبیبم، وای بر من
من که در کویت ندارم جز گناهِ بیگناهی
بیگنه، خونیندل از طعنِ رقیبم، وای بر من
گل بسوزد از غمم، در چمن گر بگذرم
من ز حسرت همچو گل، جامه بر تن بردرم
گر بگرید چشم من، بگذرد اشک از سرم
در دل شب از غمت یک آسمان اختر بریزم
جای آه از سینه سوزان خود آذر بریزم
گل بسوزد از غمم، در چمن چون بگذرم
من ز حسرت همچو گل، جامه بر تن بردرم
گر بگرید چشم من، بگذرد اشک از سرم
در دل شب از غمت یک آسمان اختر بریزم
جای آه از سینهی سوزان خود آذر بریزم
* * *