
علی تجویدی، آهنگساز معروف در کشف استعدادها شمهای قوی داشت. حمیرا و هایده با آهنگهای او پا به دنیای موسیقی گذاشتند. خاطرهی بیژن ترقی از روزی که علی تجویدی با نان تافتون به دیدنش آمد شنیدنی است. اولین ترانهی حمیرا در آن روز ساخته شد.
ادامه خواندن حکایت ترانه «صبرم عطا کن» به روایت «بیژن ترقی»

«. . . شما نمیدونید که پرویز یاحقی و بیژن ترقی چقدر همدیگه رو دوست داشتند. من میتونم به اینها لقب مولانا و شمس تبریزی بدم. اینقدر که اینها عاشق و معشوق هم بودند.
ادامه خواندن حکایت ترانه «باغ گل» به روایت «حمیرا»


دل خون شد از امید و . . . (برای روحانگیز)
شعر: هلالی جغتایی
تنظیم و اجرا: پرویز یاحقی
خواننده: حمیرا
دل خون شد از امید و نشد یار، یار من
ای وای بر من و دل اميدوار من
ای سيل اشک خاک وجودم به باد ده
تا بر دل كسی ننشيند غبار من
از جور روزگار چه گويم كه در فراق
هم روز من سيه شد و هم روزگار من
زين پيش صبر بود دلم را، قرار نيز
يا رب كجا شد آن همه صبر و قرار من؟
نزدیک شد كه خانهی عمرم شود خراب
رحمی بكُن! ورنه خرابست كار من
گفتی برو هلالی و صبر اختيار كُن
وه چون كنم؟ كه نيست به كف اختيار من
♫ LP Cover ♫
* * *

مرا نفریبی
گلهای رنگارنگ ۴۷۱
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: حمیرا
تو بمانی، که چو جانی در برم
تو ندانی که ز عشق تو چه آمد بر سرم
اگر چه جهانی مرا شده دشمن
بمان تو برای شکسته دل من
که چشم دل من شود ز تو روشن
شدم به تو عاشق خطا که نکردم
تو را به غم خود رها که نکردم
برای دل تو چها که نکردم
سخن دشمنان مشنو، از برم تو مرو
من بهخاطر تو از جمله عزیزان یکباره بریدم
بهخدا مست عشق توام
تا که آتش غم شعله زد به دلم
دست از همه یاران بهر تو کشیدم
شکسته دلم را بده تو پناهی
که طفل دل من نکرده گناهی
مرا که ز عشقی نبوده نصیبی
خدا کُند ای گل مرا نفریبی
به دردِ دلِ من تو همچو طبیبی
خدا کُند ای گل مرا نفریبی
* * *

چند با یادت فریبم این دل دیوانه را
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: پرویز یاحقی
آواز: حمیرا
چند با یادت فریبم این دل دیوانه را
گرم چون سازم به آهی سرد این کاشانه را
گریهی مکری که دائم شمع را بر دامن است
میفریبد عاقبت این ساده دل پروانه را
خواهش یاری چو کردم، آشنا بیگانه شد
دست بر دامن زنم من بعد از این بیگانه را
♫ LP Cover ♫
* * *
مثلث هُنری: پرویز یاحقی، بیژن ترقی و حمیرا
* * *

آهنگ محبت
آهنگساز: پرویز یاحقی
سراینده: بیژن ترقی
خواننده: حمیرا
انتشار: بهار سال ۱۳۴۹
اگر گویم من از چشمان او افسانهای را
حدیث چشم او ریزد به هم میخانهای را
در این فصل گل ای ساقی که غم بگریزد از دل
چه سازم با غم عشقی که در دل کرده منزل
رسانی گر به من پیمانهای را
سر عقل آوری دیوانهای را
درون سینهام پروردهام بیگانهای را
به توفان دادهام کاشانهای را
به لبهایم رسان پیمانهای را
اگر گویم من از چشمان او افسانهای را
حدیث چشم او ریزد به هم میخانهای را
ز بس بر دل زدم سنگ محبت
برآید از دل آهنگ محبت
اگر خواهی که از خاطر برم غمهای هستی
مرا با خود ببر یک لحظه در دنیای مستی
رسانی گر به من پیمانهای را
سر عقل آوری دیوانهای را
اگر گویم من از چشمان او افسانهای را
حدیث چشم او ریزد به هم میخانهای را
♫ LP Cover ♫
* * *

بهار هستیام کو
گلهای رنگارنگ ۵۰۰
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: حمیرا
ای بهار نو رسیده، سبزههای نو دمیده
ای چمن، ای لاله، ای گل، ای غزالان رمیده
آن بهار هستیام کو؟ مایهی سرمستیام کو؟
ای نسیم پیک صحرا آن امید هستیام کو؟
ای بهشتی مرغ گلشن، آن بهشتی روی من کو؟
ای شما وحشیغزالان، خوشنگه آهوی من کو؟
آن بهار هستیام کو؟ مایهی سرمستیام کو؟
نوبهاری بود و ما،
از میان شاخهها
در جستجوی هم سر میکشیدیم.
دشت و صحرا بود و ما،
همچنان پروانهها
از دامن گلها پر میکشیدیم.
پای هر زیبا گلی
در سایهی هر گلبُنی بنشسته بودیم
فارغ از رنج زمان، دور از غم بیگانگان،
تنها به هم دل بسته بودیم
در عالم دلبستگی پیوسته بودیم.
♫ LP Cover ♫
* * *
مثلث هنری: پرویز یاحقی، بیژن ترقی، حمیرا
* * *

هدیه عشق
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: حمیرا
با دل من، این ندیده وفا، این نکرده خطا
از برای خدا، یار من تو مهربان شو
تا که خدا، عشق و مهر و وفا هدیه کرده به ما
در زمانه مرا همدم و همآشیان شو
بیا که به زاری چو ابر بهاری بگریم و دامن تو بگیرم
اگر که به یکدم نمیرم از این غم ندیده رخت ترسم که بمیرم
بیا که نگاهت دو چشم سیاهت کشیده مرا در عالم مستی
تو نور امیدی، تو صبح سپیدی، بیا که رود از دل غم مستی
چو ابر بهاری تو عقدهگشایی
به سوز دل من تو ساز و نوایی
به گلشن عشقم چو شبنم پاکی
تو باد صبایی، چه جانفزایی
بیا که نگاهت دو چشم سیاهت کشیده مرا در عالم مستی
تو نور امیدی، تو صبح سپیدی، بیا که رود از دل غم مستی
دل من مشکن! به خدا تو ز من
گر جدا بشوی، بیوفا بشوی
رفته با دگران آشنا بشوی
چکنم من تنها؟ من و این دل رسوا
بیا که نگاهت دو چشم سیاهت کشیده مرا در عالم مستی
تو نور امیدی، تو صبح سپیدی، بیا که رود از دل غم مستی
♫ LP Cover ♫
* * *
مثلث هنری: پرویز یاحقی، بیژن ترقی، حمیرا
* * *

بلا دیدم از دل (محبت)
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: حمیرا
انتشار: بهار سال ۱۳۴۸
از محبت بس که دیدم رنج و محنت
فرقِ محنت را ندانم از محبت
خدایا تو دانی که در زندگانی
چه کرده به من مهربانیِ من
خدایا تو دانی که این مهربانی
شده دشمنِ جاودانی من
کسی که دلم را کشیده خدایا در آتش غم
نگفته که با او به غیر محبت چه کرده دلم
بلا دیدم از دل، خطا دیدم از دل
نخواهم دلی را، دل غافلی را
که شد باعثِ ناتوانی من
به عشقی اسیرم، به دردی دچارم
که از محنت آن فراری ندارم
سیه شد از آن زندگانی من
به جُرم محبت، غم و درد و محنت
دلی پُر ز حسرت زمانه چرا کرده قسمت من
ز من بیریاتر، ز تو بیوفاتر ندیده زمانه
که عشق تو را کرده قسمت من
اگر دل دادم وفا کردم، خدا میداند خطا کردم
اگر بی تو گریهها کردم، خدا میداند خطا کردم
* * *
مثلث هنری: پرویز یاحقی، بیژن ترقی، حمیرا
* * *